(thinking area)عرصه فكر
عدالت اقتصادی

نقش نظام تعلیم وتربیت بر عدالت گستری

«... در جامعه باید حاکم (حکومت) وجود داشته باشد چه صالح و چه فاجر؛ تا مؤمن در حکومت او کار خویش کند و کافر بهره خود را برد و در سایه حکومت او مال دیوانی را فراهم آورند و با دشمنان پیکار کند و راه ها را ایمن سازد و به نیروی او حق ناتوان را از توانا بستانند تا نیکوکردار روز به آسودگی به شب رساند و از گزند تبه کاران در امان ماند.»           (نهج البلاغه، خطبه 40)تأمین امنیت اجتماعی از وظایف مهم نظامی سیاسی و دولت به حساب می آید. حوزه و گستره امنیت اجتماعی، بستگی به تصویری دارد که نظام سیاسی از دولت و ساختار و هدف خود می دهد. از آنجا که محور اصلی در این نوشتار، قانون اساسی جمهوری اسلامی است در این زمینه به بررسی جایگاه امنیت اجتماعی با عطف توجه به میزان تأثیر تعلیم وتربیت و تبیین دولت ، در قانون اساسی پرداخته شده است.با توجه به اندیشه سیاسی اسلام و لزوم هدایت و به سعادت رساندن مردم ، انقلاب و ایدئولوژی انقلاب اسلامی، حوزه های امنیت اجتماعی در ابعاد قضایی، اقتصادی، سیاسی و اداری  فرهنگی، اجتماعی، و نظامی قابل ترسیم است که بیانگر جامعیت نظری و گستردگی و حداکثری دولت در نظام اسلامی است.امروزه معنای امنیت علاوه بر مسائل جانی و مالی به حوزه های متفاوت آزادی، مشارکت سیاسی، تأمین اشتغال و رفاه و حتی بهره گیری از اوقات فراغت و برآوردن استعدادها هم کشیده شده است.در مجموع می توان مفهوم «امنیت» را به مصونیت از تعرض و تصرف اجباری بدون رضایت و در مورد افراد، به نبود هراس و بیم نسبت به حقوق و آزادی های مشروع و به مخاطره نیفتادن این حقوق و آزادی ها، و مصون بودن از تهدید و خطر مرگ، بیماری، فقر و حوادث غیرمترقبه و در کل هر عاملی که آرامش انسان را از بین ببرد؛ این زمانی میسر می شود که نظام تعلیم وتربیت وظیفه ی خودرا بدرستی انجام داده باشد.اینجا بایدگفت که آموزش وتعلیم، برای جلوگیری از ناعدالتی درتمام زمینه های علمی، فنی و تکنولوژیکی و تربیت مردم نسبت به رعایت شؤون همدیگر و اخلاقیات در جامعه را میتوان راهی دانست برای نیل به یک حکومت آرام.درواقع تعلیم و تربیت درنظام راهی است که تک تک افراد را از حدو مرز حقوق خود در جامعه آگاه می کند و هر فرد با این چنین علمی مسلماً وظیفه ی خودرا دربرابر احترام به حقوق دیگران وظیفه ای واجب می داند.ازآنجا که حقوقی که در قانون اساسی یک دولت برای تک تک افراد ترسیم شده از وظایف دولت به شمار می آیدبالا بردن سطح فرهنگی و تربیتی مردم یعنی  آگاهی بیشترآنان از درست و غلط بودن فعل یا افکارشان، اجرای عدالت و انصاف، رفع مخاصمات و نزاعها و حفظ نسل بشر  ودر کل راهنمایی و هدایت مردم با آموزش ها و تدارک بسترهای لازم برای به کمال رساندن مردم همان وظیفه فرهنگی دولت استدرذیل بعضی ازاصول،اهداف وحقوقی ترسیم شده درحوزه فرهنگی اجتماعی که برای فرد در اجتماع امنیت بخش می باشندآورده شده :1 دولت باید محیط مساعدبرای رشدفضایل اخلاقی براساس ایمان،تقوی ومبارزه باکلیه مظاهر فساد و تباهی ایجاد کند (اصل سوم، بند یکم)
2 دولت باید سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها را با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی و وسایل دیگر بالا ببرد. (همان، بند دوم)
3 دولت باید به تقویت روح،بررسی و تتبع و ابتکاردرتمام زمینه های علمی، فنی، فرهنگی واسلامی ازطریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان بپردازد. (همان، بند چهارم)
دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان، برای همه ملت تا پایان متوسطه فراهم سازد (اصل سی ام، اصل چهل و سوم، بند 1 و اصل سوم بند سوم)
4 دولت باید خودکفایی در علوم و فنون را تأمین کند

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 12:8  توسط معصومه عالیشاهی  |  4 نظر


عدالت از نظر سه معلم بزرگ اخلاق

مهمان می نویسد "یکى از مباحث اصولى در علم اخلاق، اعم از فلسفى و دینى، بحث عدالت است. این موضوع بدان دلیل اهمیت دارد که علماى اخلاق آن را در کنار دیگر فضایل اخلاقى مطرح نمى‏کنند; بلکه معتقدند خود به تنهایى منشا دیگر فضایل اخلاقى است و اگر کسى متحلى به زیور عدالت‏شود، طبعا دیگر فضایل را در وجود خود جمع مى‏دارد; لذا معمولا در آثار اخلاقى به تبیین دقیق آن مى‏پردازند و موشکافانه مورد بررسى قرار مى‏دهند
. «خواجه نصیرالدین طوسى‏» و «مهدى نراقى‏» و فرزندش، در آثار اخلاقى خود به این موضوع اهمیت داده‏اند و ما به دلیل جایگاه مهم عدالت ‏به مقایسه این موضوع مى‏پردازیم.1. عدالت در اخلاق ناصرى اثر خواجه نصیرالدین طوسى (متوفى 673) (1)
خواجه در فصل هفتم (قسم اول) مقاله اول، ذیل عنوان: «در بیان شرف عدالت‏بر دیگر فضایل و شرح احوال و اقسام آن‏» در بیانى موجز و در عین حال وافى مقصود، به بررسى موضوع عدالت مى‏پردازد و اظهار مى‏دارد که لفظ عدالت، بر معناى مساوات دلالت دارد و تعقل مساوات بى توجه به اعتبار وحدت را امرى محال مى‏شمارد و پس از استدلالى کوتاه، به این نتیجه مى‏رسد که هیچ نسبتى، از مساوات شریف‏تر نیست وهیچ فضیلتى از عدالت کامل‏تر نیست.هر چند وى مایل است که در این معنا سخن را به درازا بکشد; اما به ایجاز مى‏گراید و بیان مى‏کند که:«هر چه آن را نظامى بود به وجهى از وجوه، عدالت در او موجود بود و الا مرجع آن با فساد و اختلال باشد» . (2)آن‏گاه تعریفى از عادل به دست مى‏دهد، بدین صورت:عادل کسى بود که مناسبت و مساوات مى‏دهد چیزهاى نامتناسب و نامتساوى را» . (3)و پس از ارائه مثالى، خواننده را به این نتیجه رهنمون مى‏سازد که تعیین کننده حد وسط هر چیز، ناموس الهى است. و خداى تعالى منبع وحدت است. پس به تقسیمات عدول مى‏پردازد و آن‏ها را منحصر به سه قسم مى‏داند:1.ناموس الهى ; 2. حاکم انسانى; 3. دینار.به همین ترتیب جائر هم بر سه قسم است: 1. جائر اعظم که مطیع ناموس الهى نیست; 2. جائر اوسط که سرکشى از حاکم مى‏کند; 3. جائر اصغر که بر حکم دینار نرود. و البته فساد دو جائر پیشین، از فساد نوع اخیر سنگین‏تر است.
وى خاطرنشان مى‏کند که عادل نخست عدل را در کردار و رفتار و ذات خویش زنده مى‏کند و به کار مى‏بندد و آن گاه در حق هم‏نوعان; و نیز از قول حکیم اول نقل مى‏کند کهعدالت جزوى از فضیلت نیست‏بلکه تمام فضیلت است. و بر عکس، جور هم نه جزئى از رذیلت، که تمام آن است. آن گاه به این معنا مى‏پردازدکه «عادل،حاکم به سویت است که رفع و ابطال فسادها را با رعایت مساوات کند» واز این منظر، خلیفه ناموس الهى است.سپس به اقسام عدالت در افعال مى‏پردازد و باز استناد به سخن «ارسطاطالیس‏» کرده، عدالت را از این نظر سه نوع مى‏شمارد به ترتیب ذیل:
1. - آن چه وظیفه مردم است در به جا آوردن حق خداى تعالى;
2.- آن چه وظیفه مردم است در رعایت‏حقوق یک‏دیگر;
3.- وظیفه مردم در اداى حقوق گذشتگان مانند دیون و اجراى وصایاى آن‏ها و امثال این حقوق.<<خواجه‏>> پس از شرح این وظایف و گونه‏هاى عبادت خداوندگار و اسباب انقطاع از درگاه حق و اسباب شقاوت ابدى به موضوع عدالت‏باز مى‏گردد و از قول «افلاطون‏» به این نکته ظریف مى‏پردازد که:توسط عدالت مانند توسط دیگر فضایل نیست; چه دو طرف عدالت جور است. (4) و هیچ فضیلت دیگرى یافت نمى‏شود که طرفین آن یک رذیلت‏باشد. جور هم طلب زیادت است و هم طلب نقصان. به عبارت دیگر، جائر آن چه را به سود خویش مى‏داند، براى خود زیادت و براى دیگران نقصان آن را مى‏طلبد; و بر عکس، آن‏چه را به زیان خود مى‏بیند، براى خود بهره‏اى کم‏تر و دیگران را سهمى افزون‏تر مى‏خواهد. مؤلف بعد از توجه به بعضى نکته‏هاى فرعى، دریچه نگاهش را روى این اصل مهم مى‏گشاید که عدالت‏با حریت اشتراک دارد و در آن باب به اختصار شرح مى‏دهد و از بحث‏خود به این جا مى‏رسد که: «پس هر حری عادل بود; اما هر عادلى حر نیست‏» . (5)سپس شبهه‏اى دیگر در باب عدالت را پاسخ مى‏گوید، بدین شرح:
تفضل امرى پسندیده محسوب است; در حالى که داخل عدالت نیست و چون تفضل زیادت از عدالت است و هر چه از حد وسط دور باشد چه نقصان چه زیادت، مذموم است ; لذا به نظر مى‏رسد که تفضل رذیلت است. «نصیرالدین‏» به این شبهه چنین پاسخ مى‏دهد که: تفضل احتیاط در عدالت‏بود; و به عبارت دیگر، تفضل عدالت است و زیادت. متفضل، عادلى است که در عدالت محتاط است و منظور او از تفضل آن است که نفع کم‏ترى به خود و بیش‏ترى به دیگران اختصاص دهد; لذا این معنا از مقوله رذیلت نیست. به همین دلیل، تفضل از عدالت‏شریف‏تر است ; چون مبالغه در عدالت است و نه امرى خارج از آن‏» . (6)از حدیث نبوى: «بالعدل قامت السماوات و الارض‏» بر مى‏آید که اصولانظام کلى عالم بر عدالت استوار است و نه تفضل.چون تفضل امرى عام و فراگیر نیست; برخلاف عدالت که عدالت کلى، امرى بسته است و تفضل کلى، باز. تساوى، حدى معین دارد و تفضل نه. «خواجه نصیر» در این مقوله، نکته‏اى بس مهم را خاطرنشان مى‏سازد و مى‏گوید: آن چه گفتیم تفضل احتیاط و مبالغت است در عدالت، قولى عام نیست; چون عادل فقط از نصیب و بهره خود مى‏تواند این مبالغه در عدالت را به جاى آورد; ولى مثلا اگر کسى، عادل، میان دو نفر حکم کند، چاره‏اى جز رعایت مساوات نیست.این معنا که مؤلف بدان پرداخته، یادآور کلام مولاى متقیان است در پاسخ کسى که پرسیده بود: جود بهتر است‏یا عدل؟ امام علیه السلام فرموده بود:عدل کارها را در مجراى درست‏خود قرار مى‏دهد; ولى جود و بخشش آن‏ها را از مجرا خارج مى‏کند. در جایى که حقوق مردمان در کار است، وظیفه انسان عادل اجراى مساوات و عدالت است نه پیاده کردن تفضل.
آخرین نکته‏اى که «خواجه نصیرالدین‏» در باب عدالت متذکر مى‏شود،
برترى محبت‏بر عدالت است و این که با وجود محبت‏به عدالت نیازى نیست.
این، نکته‏اى است که «خواجه‏» به سرعت از آن مى‏گذرد و تفصیل آن را به جاى دیگر موکول مى‏کند.
(7)
1-. بحث عدالت در جامع السعادات مهدى نراقى (متوفى: 1209)
مهدى نراقى ابتدا از منظر فلسفى به عدالت نگریسته و آن را مورد مداقه قرار داده است. آن گاه از افق دین بدان پرداخته است. وى نظر حکماى قدیم را در باب نفس ناطقه نقل نموده که آن داراى دو قوه ادراک و تحریک است و هر کدام دو بخش دارد، به قرار زیر:
نفس ناطقه: - ادراک - تحریک
ادراک: - عقل نظرى - عقل عملى
تحریک: - غضب - شهوتو دو تعریف را در باب عدالت نیز بیان مى‏کند:
1.- عدالت کمال عقل عملى است.
2.- عدالت کمال عقل عملى به تنهایى نیست; بلکه کمال همه قوا است. (8)وى در تفسیر عدالت‏بنابه تعریف اول مى‏گوید:
عدالت عبارت است از انقیاد و پیروى عقل عملى از عقل نظرى در همه کارها و تصرفات خود.
و بنا به نظر دوم عدالت را چنین تعریف مى‏کند:
هم‏صدایى همه قوا و اتفاق آن‏ها بر فرمان‏برى از عقل، به طورى که کشمکش از میان برود و فضیلت مخصوص هر یک حاصل شود و البته اتفاق و ائتلاف همه قوا کمال همه آن‏ها است نه کمال قوه عقل عملى به تنهایى. (9)
اجمالا هر دو تعریف، این معنا را نتیجه مى‏دهد که عدالت و ملکات سه گانه ملازم و همراه یک‏دیگراند، جز آن که بنابر طریق اول، عدالت علت و ملکات سه گانه معلول آن‏اند و بنابه تعریف دوم قضیه عکس خواهد بود; یعنى ملکات سه گانه علت عدالت‏اند; زیرا حصول عدالت منوط به وجود آن ملکات و ترکیب آن‏ها است و آن ملکات اجزاى عدالت‏یا به منزله اجزاى آن خواهند بود. (10)
اما مولا مهدى نراقى تعریف اول از عدالت را مى‏پذیرد; یعنى عدالت را کمال عقل عملى و انقیاد و اطاعت عقل عملى از قوه عاقله مى‏داند; زیرا انقیاد مذکور مستلزم یک صدایى و هم‏آهنگى قوا و تسلط و سیاست عقل عملى بر دو قوه خشم و شهوت است‏یا سیاست و تدبیر آن دو و راه بردن و در اختیار داشتن آن‏ها تحت فرمان عقل نظرى است; و بنابراین تفسیرها، که لازمه بیان اول است، لازم مى‏آید کهعدالت جامع همه فضایل باشد
و معناى آن در هر فضیلتى متحقق باشد; به گونه‏اى که هر فضیلتى جزیى از عدالت محسوب شود. (11)لذا حقیقت عدالت صرفا انقیاد عقل عملى از عقل نظرى است و فضایلى که به واسطه عقل عملى از قواى دیگر صادر مى‏شود، از لوازم عدالت است نه عین عدالت; بنابراین، کسى که عدالت را شامل همه فضایل مى‏داند، نظرش به اعتبار لوازم عدالت است.نویسنده پس از بیان این مطلب با دلایلى قاطع اثبات مى‏کند که جمیع فضایل تحت عنوان عدالت داخل و مندرج باشد; و البته از ذکر این معنا غافل نمى‏ماند که اگر عدالت را به طریق دوم تفسیر کنیم، باز به گونه‏اى دیگر همین نتیجه آشکار را خواهیم گرفت. وى خاطرنشان مى‏کند که عده‏اى از علماى اخلاق تنها بعضى از فضایل را از نوع عدالت‏شمرده‏اند و نه همگى آن‏ها را ; و آن‏گاه با دلایل عقلى این نظر را مردود مى‏شمرد. سپس به این معنا مى‏پردازد که رذایل و فضایل، یا متعلق به یک قوه یا دو قوه یا هر سه قوه از قواى سه گانه یعنى - قوه عاقله، قوه غضبیه و قوه شهویه - هستند. (12)نویسنده در جایى دیگر از کتاب (13) به نکته‏اى ظریف مى‏پردازد و آن این است که:به کسى عادل مى‏گویند که در وجودش ملکه راسخى پدید آید که همه کارهایش به آسانى با میانه روى و اعتدال صادر شود و غایت و هدف دیگرى نداشته باشد، جز خود این ملکه، که فضیلت و کمال است; لذا کسى که از کارهاى اشخاص عادل به تکلف و ریا تقلید مى‏کند، عادل نیست.مؤلف گران‏قدر سپس در فصلى دیگر از کتاب به تفصیل این معنا را ثابت مى‏کند که چون عدالت جامع همه فضایل یا ملازم و همراه آن‏ها است، شریف‏ترین و برترین فضیلت‏ها است. و هم‏چنین به واسطه عدالت است که امور از کثرت به وحدت و از افراط و تفریط به حد وسط نایل مى‏گردند.
(14)وى پس از آن، نگاهش را به این مطلب معطوف مى‏دارد که عدالت متعلق به سه امر مهم است:1. اخلاق و افعال;
2. تقسیم اموال یا معاملات و داد و ستدها;
3. احکام و سیاست‏ها.در پى این تقسیم، خاطرنشان مى‏سازد که برقرارى عدالت در هر امر مشروط به شناخت‏حد وسط آن است که دست‏یافتن بدان در نهایت دشوارى است. از این جا به بعد کلام مؤلف رنگ دینى به خود مى‏گیرد و تا حد زیادى از حوزه فلسفه خارج مى‏شود. وى بیان مى‏دارد که شناخت‏حد وسط هر کدام از امور فوق الذکر تنها از راه شریعت الهى میسر مى‏شود. آن گاه این سخن علماى اخلاق را در اقسام عادل ذکر مى‏کند:1. عادل بزرگ‏تر که همان شریعت الهى صادره از نزد خداى سبحان است;
2. عادل متوسط که همان حاکم عادل است;
3. عادل بى‏زبان یعنى درهم و دینار.سپس به ذکر انواع عدالت مى‏پردازد و آن را هم سه گونه مى‏داند:
1. عدالت‏بین خدا و بندگان;
2. عدالت‏بین مردم;
3. عدالت‏بین زندگان و مردگان صاحب حق.طبق معمول در باب هر کدام به طور مفصل توضیح مى‏دهد و به ویژه روایت مفصلى را در باب عدالت‏بین مردم ذکر مى‏کند و حقوق متقابل برادران دینى را برمى‏شمارد. در ضمن این بحث هم سخنش حالت‏خطابى پیدا مى‏کند و به عنوان بیدار باش، مخاطب خود را نصیحت مى‏کند که به دنبال کسب ملکه عدالت‏باشد که جامع همه کمالات است. (15)مؤلف براى خواننده کتاب خود عدالت در عمل و علم را به تفصیل بیان مى‏دارد. سپس به این معنا توجه مى‏دهد که شریف‏ترین وجه عدالت، عدالت زمام دار است و در باب آن به‏طور مشروح داد سخن مى‏دهد. در پایان این بحث هم ابراز مى‏دارد که با وجود محبت، به عدالت نیازى نیست و این بحث را به حدیث قدسى معروف: «کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف‏» مزین مى‏کند و بحث مفصل عدالت را با این جمله پرمعنا و عمیق و دل‏نشین به پایان مى‏رساند که:محبت، حاکم و سلطان مطلق است و عدالت نایب و جانشین آن. (16)3.- بحث عدالت در معراج السعادة ملا احمد نراقى (متوفى: 1245)
اما ملا احمد نراقى در بحث عدالت‏خود در کتاب معراج السعادة سخنى تازه ندارد و آن‏چه را در آن کتاب آورده تکرار خلاصه مندرجات جامع السعادات است. وى مانند پدر، عدالت را عبارت مى‏داند از انقیاد و اطاعت قوه عامله از قوه عاقله و عدالت را امرى جامع جمیع صفات کمالیه مى‏داند. (17)
وى در ابتداى باب چهارم مقام اول، فصل اول به این موضوع پرداخته و به بیانى دیگر تعریفى از عدالت آورده:
عدالت ملکه‏اى است‏برآمده از نفس انسان که به سبب آن قادر مى‏شود بر تعدیل جمیع صفات و افعال و نگاه داشتن در وسط و زدودن مخالفت و نزاع فیما بین قواى مخالفه انسانیه، به نحوى که اتحاد و مناسبت و یگانگى و الفت میان همه حاصل شود. (18)
سخن مؤلف در این مقام رنگ حکمى دارد; اما آن چه را در این‏جا ذکر کرده تقریبا همان مطالبى است که در جامع السعادات آمده; با این تفاوت که سخن را به اشعار و سخنان عرفانى و احادیث قدسى آمیخته است.
وى در وصف انسان عادل و گونه‏هاى آن سخن مى‏گوید و در فصل دوم اقسام عدالت را ذکر مى‏کند و در باب آن‏ها به شیوه اهل وعظ و خطابه توضیح مى‏دهد و ضمنا همان روایتى را که بیان‏گر حقوق متقابل مؤمنان است، از کتاب پدرش نقل مى‏کند. در فصل سوم شرح مى‏دهد که عدالت میانه روى در جمیع صفات ظاهره و باطنه است. و این معنا را بیش‏تر از آن چه در جامع السعادات آمده، توضیح مى‏دهد. از جمله در رد فلسفه هم سخن مى‏گوید و آن را از فضایل یونانیان مى‏نامد. در فصل چهارم باز در فواید عدالت و نقش آن در تعدیل قواى انسان و اصلاح دیگران سخن مى‏راند و خاطر نشان مى‏سازد که بالاترین اقسام عدالت و شایسته‏ترین آن‏ها عدالت پادشاه است که هر عدالتى مشروط به آن است; و البته این معنا را با ذکر اخبار و روایات مربوط به آن بیان مى‏کند. (19)
ملا احمد نراقى در جاى دیگر کتاب خود در بیان «عدالت‏با مردمان‏» (20) سخن مى‏راند و در آن‏جا نیز در فواید دنیوى و اخروى عدالت و پادشاه عادل داد سخن مى‏دهد و به دنبال نقل دو حکایت، هشت فایده دنیوى براى عدالت پادشاه نقل مى‏کند. و در فصلى دیگر درباره آثار و لوازم عدالت مطالبى مى‏آورد و از دادرسى «سلطان محمود» و «ملکشاه سلجوقى‏» - که قطعا عارى از حقیقت است - حکایاتى نقل مى‏کند.
از مقایسه جستارهاى مزبور به نتایج زیر مى‏رسیم:
1. سخن خواجه حکیمان به طور کلى رنگ حکمى دارد و تنها گاه گاهى به منظور استشهاد، به آیه یا حدیثى تمثل مى‏جوید. مایه اصلى مؤلف در نگارش اخلاق ناصرى، آثار و عقاید حکیمان یونانى و از همه مهم‏تر «ارسطو» است. سخنان ملامهدى نراقى نسبت‏به دیدگاه‏هاى فرزندش جامع‏تر و با شیوه تحقیق سازگارتر است. وى ابتدا از دیدگاه فلسفى موضوع عدالت را بررسى کرده و آن گاه از نظر شرع و دین و با توجه به اخبار و روایات به بیان آن پرداخته است. به نظر مى‏رسد ملا مهدى به آثار فلسفى گذشتگان از جمله طهارة الاعراق «ابن مسکویه‏» و اخلاق ناصرى «خواجه‏» توجه تام داشته است. شیوه خطابى هم در اواخر مقاله عدالت وى مشهود است; اما شدت آن در حد کلام ملا احمد نراقى نیست. نحوه استدلال و استنتاج او هم در باب عدالت‏به شیوه اخلاق ناصرى شبیه است. ناگفته نماند، بحث‏خواجه نصیر در باب عدالت مانند دیگر مباحث وى در عین ایجاز، جامع است و حداقل تا زمان حیات مؤلف، به تمام نکات و اشکالات موجود اشاره شده است.2. ملا احمد نراقى در معراج السعادة مطلبى تازه نیاورده است. وى به شیوه اهل منبر که در سراسر کتاب مشهود است، خلاصه همان مطالب جامع السعادات را با کم رنگ کردن جنبه فلسفى آن ذکر نموده و بیش‏تر با همان حالت‏خطابى و آمیختن کلام به آیه و حدیث، مطلب را به پایان آورده است. وى نظریات پدرش را تایید مى‏کند و در مقابل آراى پدر، نظرى تازه ابراز نمى‏کند. این که ملا احمد در کتاب خود همان مطالب مندرج در کتاب ملامهدى را آورده، به احتمال فراوان، بدان دلیل بوده که اصل کتاب جامع السعادات، عربى بوده و ملا احمد خواسته فارسى زبانانى که زبان عربى را خوب نمى‏دانند، از فواید کتاب منتفع گردند. حسن کلام ملا احمد نسبت‏به کلام پدرش در ذکر اشعار سعدى و حافظ و مولانا و سادگى بیان او است و همین امر موجب اقبال عمومى به کتاب مستطاب معراج السعادة است.
پى‏نوشت‏ها:
1) خواجه نصیر الدین طوسى، اخلاق ناصرى، تصحیح مجتبى مینوى، علیرضا حیدرى، انتشارات خوارزمى، 1360، ص‏131.
2) همان، ص 132.
3) همان، ص 133.
4) همان، ص 143.
5) همان، ص 144.
6) همان، ص 145 به بعد.
7) همان، ص 258 الى 279. مقالت دوم، فصل دوم، در فضیلت محبت که ارتباط اجتماعات بدان صورت بندد و اقسام آن) .
8) ملا مهدى نراقى، جامع السعادات، ترجمه سید جلال الدین مجتبوى، ج 1، انتشارات حکمت، 1366، ص 96.
9) همان، ص 97- 98.
10) همان، ص 98.
11) همان، ص 99.
12) همان، ص 99.
13) همان، ص 122.
14) همان، ص 124 به بعد.
15) همان، ص 128- 138.
16) همان، ص 132- 135.
17) ملا احمد نراقى، معراج السعادة، انتشارات رشیدى، ص 47.
18) همان، ص 48.
19) همان، ص 50- 56.
20) همان، ص 370- 383

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 12:7  توسط معصومه عالیشاهی  |  نظر بدهید


حکومت مهدی و استقرار عدل جهانی

اسلام بر پایه نیاز فطری بشر بر این باور است که اگر قرار باشد جامعه بشری به بهترین روش اداره شود و انسان به سعادت دنیایی و آخرتی خود برسد که یکی از مظاهر سعادت دنیایی تا رسیدن بشر به صلح مبتنی بر عدالت است راهش این است که همگان تحت حکومت واحد جهانی عدل( که مبتنی بر قوانین آسمانی شریعت اسلام است) در آیند(1) پس نخستین کاری که مصلح کل هستی برای رسیدن به سعادت بشر انجام می دهد تحقق اندیشه جهان شمولی اسلام بوسیله تشکیل حکومت جهانی واحد عدل است. در منطق قرآن ، یکی از راههای وصول به این وحدت فراگیر، تکیه بر صلح (2) و عدالت(3) می‌باشد. چه بسا از آن جا که امام خمینی (ره) حکومت امام عصر(عج) را نمونه آرمانی خود می دانست، در اندیشه ایجاد حکومت جهانی اسلام و حمایت از مستضعفان جهان بود(4). 

 پی‌نوشت‌ها:
1. ر. ک : سوره فتح، آیه 28: سوره اعراف، آیه 158؛ سوره سبأ، آیه 28، سوره انبیاء ، آیه 107 و ...
2. « یا ایّها الذین آمنوا اُدخُلوا فی السّلم کافّةً ولا تتّبِعوا خطوات الشیطان؛ ای کسانی که ایمان آورده اید همگی در صلح و آشتی ( به اطاعت خدا) در آیید و گام های شیطان را پیروی نکنید» ( سوره بقره، آیه 208)
3. ر. ک: سوره آل عمران، آیه 64.
04 ر.ک: صحیفه نور، ج 11، ص 266 و ج 20 ، ص 61 و ج 21، ص 108و...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:26  توسط معصومه عالیشاهی  |  نظر بدهید


شمه ای از آیات عدل:

«اى کسانى که ایمان آورده اید; همواره براى خدا قیام کنید و از روى عدالت، گواهى دهید. دشمنى با جمعیتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت بورزید که به پرهیزگارى نزدیک تر است.»(مائده، آیه 8)

عدل در منطق قرآن کریم جایگاهى بس والا دارد برخى از آیاتى که در آن به عدالت و وارستگى ساحت خداوند از ظلم و ستم اشاره شده ، عبارتند از:

بقره ، 272، 281.

 آل عمران ، 25، 108، 161، 182.

 نساء، 40، 49، 124.

 انعام ، 160.

 انفال ، 51، 60.

توبه ، 70.

یونس ، 44.

هود،101; نحل ، 33، 118; اسراء، 71; کهف ، 49; انبیاء، 47; حج ، 10; شعراء، 209; عنکبوت ، 40; روم ، 9; مؤمن ، 31;فصلت ،46; زخرف ، 76; ق ، 29; زمر، 69; یس ، 54 و. .  .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:24  توسط معصومه عالیشاهی  |  نظر بدهید


شهید مطهری و مفهوم عدالت:

 استاد شهید مطهرى(رحمه الله) مى فرماید: کلمه «عدل» در مجموع چهار معنا و یا چهار مورد استعمال دارد:

          الف) موزون بودن; که نقطه مقابل ظلم نیست بلکه بى تناسبى است.

          ب) تساوى و نفى هر گونه تبعیض

          ج) رعایت حقوق افراد و عطا کردن به هر ذى حق، حق خودش را

          د) رعایت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آن چه امکان یا کمال وجود دارد.بنابراین، «عدل» معنا و مفهوم وسیعى دارد.

 «عدل» همان قانونى است که تمام نظام هستى بر محور آن مى گردد، آسمان و زمین و همه موجودات با عدالت بر پا هستند;

پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى فرماید: «بالعدل قامت السماوات و الارض; آسمان ها و زمین به واسطه «عدل» بر پا است.»

          به تعبیر دیگر، «عدل» به معناى واقعى کلمه آن است که هر چیزى در جاى خود باشد، پس هر گونه انحراف، افراط، تفریط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق دیگران و... بر خلاف اصل عدل است.

 خداوند متعال در آیات متعددى بر رعایت این اصل تأکید دارد:

 «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسَـنِ وَ إِیتَآىِ ذِى الْقُرْبَى وَ یَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ وَ الْبَغْىِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون ; (نحل، 90) خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان مى دهد و از فحشاء و منکر و ظلم و ستم نهى مى کند، خداوند به شما اندرز مى دهد شاید متذکر شوید.»

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:23  توسط معصومه عالیشاهی  |  یک نظر


ابعاد عدالت مهدوی ( قسمت سوم )

در نظام‌های‌ بشری‌ بسیار دیده‌ایم‌ که‌ حتی‌ با وجود حاکمان‌ عادل‌ و قوانین‌ عادلانه‌ چنانکه‌ باید و شاید عدالت‌ بر جامعه‌ حاکم‌ نشده‌ و ظلم‌ و ستم‌ در اشکال‌ گوناگون‌ بر مردم‌ جاری‌ شده‌ است‌ و این‌ همه‌ نبوده‌ است‌ مگر به‌ یکی‌ از دلایل‌ زیر: 1. قرار نگرفتن‌ درست‌ اجزای‌ مختلف‌ حکومت‌ در جای‌ خود؛ 2. ناآشنایی‌ کارگزاران‌ با وظایف‌ و مسئولیت‌هایشان‌؛ 3. ضعف‌ نظام‌ بازرسی‌ و نظارت‌. در حکومت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) نظام‌ حکومتی‌ به‌ شیوه‌ای‌ شکل‌ گرفته‌ که‌ امکان‌ ظلم‌ و بی‌عدالتی‌ به‌ صفر می‌رسد. در این‌ حکومت‌، اولاً چنانکه‌ گفته‌ شد پارساترین‌ و توانمندترین‌ انسان‌ها به‌ عنوان‌ حکمرانان‌ و کارگزاران‌ برگزیده‌ می‌شوند؛ ثانیاً وظایف‌ تک‌ تک‌ آنها بی‌هیچ‌ کم‌ و کاست‌ تعیین‌ می‌گردد و حتی‌ به‌ آنها گفته‌ می‌شود که‌ در هنگام‌ حیرت‌ و سرگردانی‌ چه‌ کنند و ثالثاً نظارت‌ و بازرسی‌ دقیق‌ و سختگیرانه‌ بر همة‌ کارگزاران‌ اعمال‌ می‌شود. امام‌ صادق‌(ع‌) در مورد شیوه‌ گزینش‌ کارگزاران‌ حکومتی‌ در عصر ظهور و نحوة‌ ابلاغ‌ وظایف‌ آنها می‌فرماید: هنگامی‌ که‌ قائم‌ قیام‌ کند، برای‌ (اداره‌ ) هر یک‌ از مناطق‌ جهان‌ فردی‌ را برگزیده‌، ارسال‌ می‌دارد و به‌ وی‌ می‌گوید: پیمان‌ تو به‌ دست‌ توست‌ و اگر با مطلبی‌ مواجه‌ شدی‌ که‌ آن‌ را نفهمیدی‌ و نحوة‌ قضاوت‌ در موردش‌ را ندانستی‌ به‌ دست‌ خود نگاه‌ کن‌ و به‌ آنچه‌ در آن‌ است‌ عمل‌ نما. 20 در مورد قاطعیت‌ و سخت‌گیری‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) نسبت‌ به‌ کارگزاران‌ و مجریان‌ متخلف‌ در روایتی‌ از امام‌ علی‌(ع‌) چنین‌ می‌خوانیم‌: قائم‌ ما قاضیان‌ زشتکار را کنار می‌گذارد و دست‌ سازشکاران‌ را از سرتان‌ کوتاه‌ می‌کند و حکمرانان‌ ستم‌ پیشه‌ را عزل‌ می‌نماید و زمین‌ را از هر نادرست‌ و خائنی‌ پاک‌ می‌سازد، و به‌ عدل‌ رفتار می‌کند... 21 در روایت‌ دیگری‌ قاطعیت‌ و سازش‌ ناپذیری‌ امام‌ عصر(ع‌) در برابر کارگزاران‌ ناشایست‌ چنین‌ توصیف‌ شده‌ است‌: مهدی‌ ( علیه‌السلام‌ ) بخشنده‌ است‌؛ او دربارة‌ کارگزاران‌ و مأموران‌ (دولت‌ خویش‌ ) بسیار سختگیر است‌ و با ناتوانان‌ و مستمندان‌ بسیار دل رحم‌ و مهربان‌. 22

پی‌نوشت‌ها : 1 . ر.ک‌:الصافی‌الگلپایگانی‌، لطف‌الله، منتخب‌ الاثر فی‌الامام‌ الثانی‌ عشر(ع‌)، ص‌478. 2 . ابن‌حنبل‌، احمد، المسند، ج‌3، ص‌37. 3 . المجلسی‌، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌36، ص‌351، ج‌228. 4 . سوره‌ اعراف‌(7)، آیه‌ 128. 5 . بحارالانوار، ج‌52، ص‌232، ح‌58؛ همچنین‌ ر.ک‌: همان‌، ص‌339، ح‌83. 6 . صحیفه‌ نور، ج‌20، ص‌199-198. 7 . نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌ محمد مهدی‌ فولادوند، کلام‌ 20، ص‌260. 8 . ابن‌طاووس‌، ابوالقاسم‌ علی‌بن‌موسی‌، الملاحم‌ والفتن‌، ص‌49و122؛ به‌ نقل‌ از: منتخب‌الاثر، ص‌469. 9 . المروزی‌، ابوعبدالله نعیم‌بن‌ حماد، الفتن‌ (نسخة‌ خطی‌)، ص‌95 به‌ نقل‌ از: معجم‌ احادیث‌ الامام‌ المهدی‌(ع‌)، ج‌3، ص‌295، ح‌832. 10. النعمانی‌، محمدبن‌ ابراهیم‌، کتاب‌الغیبة‌، ص‌122.بحارالانوارج‌52،ص‌354، ح‌115. 11. بحارالانوار، همان‌، ص‌359، ح‌127. 12. همان‌، ص‌386، ح‌202. 13. الحاکم‌ النیسابوری‌، ابو عبدالله محمد بن‌ عبدالله، المستدرک‌ علی‌الصحیحین‌ فی‌الحدیث‌، ج‌4، ص‌554. 14. دخیل‌، علی‌محمدعلی‌، الامام‌ المهدی‌، ص‌271. 15. نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌ محمدمهدی‌ فولادوند، خطبه‌ 198، ص‌252. 16. خوانساری‌، جمال‌الدین‌، شرح‌ غررالحکم‌ و دررالکلم‌، ج‌60، ص‌207، ح‌1005. 17. القندوزی‌ سلیمان‌ بن‌ ابراهیم‌، ینابیع‌ المودة‌، ص‌440. 18. نهج‌البلاغه‌، خطبه‌ 138، ص‌173-174؛ بحارالانوار، ج‌51، ص‌120، ح‌25. 19. بحارالانوار، ج‌102، ص‌111؛ قمی‌، شیخ‌ عباس‌، مفاتیح‌الجنان‌، دعای‌ عهد. 20. کتاب‌ الغیبة‌، ص‌172؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌365، ح‌144. 21. بحارالانوار، ج‌51، ص‌120، ح‌23. 22. العسکری‌، نجم‌الدین‌ جعفربن‌ محمد، المهدی‌ الموعود المنتظر عند علماء اهل‌ السنة‌ و الامامیة‌، ج‌1، ص‌270.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:22  توسط معصومه عالیشاهی  |  نظر بدهید


ارکان عدالت موعود ( قسمت دوم )

2-2. همه‌ جانبه‌نگری‌
  با ظهور امام‌ مهدی‌(ع‌) و استقرار حکومت‌ آن‌ حضرت‌، عدالت‌ بر تمام‌ روابط‌ موجود در جوامع‌ انسانی‌ حاکم‌ شده‌ و ساحت‌های‌ مختلف‌ حیات‌ بشر رنگ‌ عدل‌ و قسط‌ به‌ خود می‌گیرد. به‌ بیان‌ دیگر عدالت‌ مهدوی‌ به‌ عدالت‌ اقتصادی‌ یا عدالت‌ قضایی‌ محدود نشده‌ و همة‌ حوزه‌های‌ فرهنگی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌ و حقوقی‌ را شامل‌ می‌شود.
  اگر چه‌ همه‌ جانبه‌ نگری‌ عدالت‌ موعود را می‌توان‌ از عموم‌ یا اطلاق‌ روایاتی‌ که‌ بر حاکمیت‌ عدالت‌ و نابودی‌ ظلم‌ در زمان‌ ظهور امام‌ مهدی‌(ع‌) دلالت‌ می‌کنند، به‌ دست‌ آورد، اما برای‌ روشن‌تر شدن‌ این‌ موضوع‌ روایت‌هایی‌ ناظر به‌ گسترش‌ عدالت‌ در حوزه‌های‌ مختلف‌ اجتماعی‌ را به‌ تفکیک‌ مورد بررسی‌ قرار می‌دهیم‌.

 1-2-2. عدالت‌ فرهنگی‌ و آموزشی‌
  یکی‌ از شاخصه‌های‌ مهم‌ عدالت‌ مهدوی‌ فراهم‌ شدن‌ امکان‌ رشد و اعتلای‌ فرهنگی‌، آموزشی‌ برای‌ همة‌ مردم‌ ـ صرف‌نظر از جنس‌، طبقه‌ و یا رنگ‌ و نژاد ـ است‌. در نظام‌ حکومتی‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) نادانی‌، بی‌سوادی‌ و کم‌خردی‌ به‌ طور کلی‌ ریشه‌کن‌ شده‌ همة‌ انسان‌ها به‌ مقتضای‌ توانایی‌ خود از بالاترین‌ حد دانش‌ و معرفت‌ برخوردار می‌شوند.
  در روایتی‌ که‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ در زمینة‌ رشد و توسعه‌ خردورزی‌ در زمان‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) چنین‌ می‌خوانیم‌:
 إذا قام‌ قائمنا وضع‌ الله یده‌ علی‌ رؤس‌ العباد فجمع‌ بها عقولهم‌ و کملت‌ به‌ أحلامهم‌. 18
 هنگامی‌ که‌ قائم‌ ما به‌ پا خیزد خداوند دستش‌ را بر سر بندگان‌ می‌گذارد و بدین‌ وسیله‌ عقول‌ آنها افزایش‌ یافته‌ و خردهای‌ آنها به‌ کمال‌ می‌رسد.
  در روایت‌ دیگری‌ که‌ از آن‌ حضرت‌ نقل‌ شده‌ در زمینة‌ همگانی‌ شدن‌ دانش‌ و معرفت‌ در عصر حاکمیت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) چنین‌ آمده‌ است‌:
 ... و تؤتون‌ الحکمة‌ فی‌ زمانه‌ حتی‌ أنّ المرأة‌ لتقضی‌ فی‌ بیتها بکتاب‌ الله تعالی‌ و سنّة‌ رسول‌الله(ص‌).
 ... در دوران‌ او شما از حکمت‌ برخوردار می‌شوید تا آنجا که‌ یک‌ زن‌ در خانة‌ خود برابر کتاب‌ خدای‌ تعالی‌ و روش‌ پیامبر ـ که‌ درود بر او و خاندانش‌ باد ـ  ] همچون‌ مجتهد با استنباط‌ شخصی‌ [  به‌ انجام‌ تکالیف‌ شرعی‌ 19  خود پردازد. 20

 2-2-2. عدالت‌ قضایی‌
  در زمان‌ حکومت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) عدالت‌ به‌ تمام‌ معنا در مناسبات‌ حقوقی‌ و قضایی‌ حاکم‌ شده‌ و داوری‌ و قضاوت‌ میان‌ مردم‌ از هرگونه‌ شائبه‌ خطا، اشتباه‌، بی‌عدالتی‌، جانبداری‌ و... پیراسته‌ می‌گردد که‌ این‌ امر به‌ نوبه‌ خود تأثیر مهمی‌ در عادلانه‌ شدن‌ همة‌ روابط‌ اجتماعی‌ و جلوگیری‌ از ظلم‌ و تجاوز به‌ حقوق‌ دیگران‌ خواهد داشت‌.
  در این‌ زمینه‌ نیز روایت‌های‌ فراوانی‌ وارد شده‌ که‌ در اینجا به‌ برخی‌ از آنجا اشاره‌ می‌کنیم‌.
  امام‌ صادق‌(ع‌) شیوة‌ قضاوت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) را به‌ شیوة‌ پیامبرانی‌ چون‌ حضرت‌ داوود(ع‌) ـ که‌ قضاوت‌ عادلانه‌ و بدون‌ اشتباه‌ آنها در تاریخ‌ مشهور است‌ ـ تشبیه‌ کرده‌، می‌فرماید:
 إذا قام‌ قائم‌ آل‌محمد علیهم‌السلام‌ حکم‌ بین‌ الناس‌ بحکم‌ داود لایحتاج‌ إلی‌ بیّنة‌ یلهمه‌ الله تعالی‌ فیحکم‌ بعلمه‌ و یخبر کلّ قوم‌ بما استبطنوه‌... 21
 زمانی‌ که‌ قائم‌ ال‌ محمد ـ که‌ بر آنها درود باد ـ به‌ پاخیزد، در میان‌ مردم‌ به‌ حکم‌ داود قضاوت‌ خواهد نمود. او به‌ بیّنه‌ (شاهد) نیازی‌ نخواهد داشت‌؛ زیرا خدای‌ تعالی‌ امور را به‌ وی‌ الهام‌ می‌کند و او بر پایه‌ دانش‌ خود داوری‌ می‌کند و هر قومی‌ را به‌ آنچه‌ پنهان‌ نموده‌اند آگاه‌ می‌سازد.
  بدیهی‌ است‌ قضاوتی‌ که‌ با الهام‌ خداوند صورت‌ گیرد در آن‌ هیچ‌ اشتباه‌ و بی‌عدالتی‌ نخواهد بود؛ اما در اینجا چند سؤال‌ مطرح‌ است‌: اول‌ اینکه‌ آیا امام‌ مهدی‌(ع‌) خود به‌ تنهایی‌ امر قضا را به‌ عهده‌ خواهد گرفت‌ یا اینکه‌کسانی‌ دیگری‌ را هم‌ برای‌ قضاوت‌ برمی‌گزیند؟ و دوم‌ اینکه‌ اگر امام‌ مهدی‌(ع‌) کسان‌ دیگری‌ را هم‌ برای‌ قضاوت‌ میان‌ مردم‌ برمی‌گزیند، چه‌ تضمینی‌ وجود دارد که‌ آنها دچار اشتباه‌ و خطا و یا قضاوت‌ ناعادلانه‌ نشوند؟ در پاسخ‌ این‌ دو سؤال‌ باید گفت‌: آنچه‌ از روایات‌ استفاده‌ می‌شود این‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ تعدادی‌ از یاران‌ خود را برمی‌گزیند و برای‌ قضاوت‌ به‌ سراسر جهان‌ گسیل‌ می‌دارد، اما آنچه‌ باعث‌ مصون‌ بودن‌ آنها از اشتباه‌ و قضاوت‌ ناعادلانه‌ می‌شود این‌ است‌ که‌: اولاً، آنها در بالاترین‌ مراتب‌ تقوی‌ و پرهیزگاری‌ قرار دارند و ثانیاً، در یک‌ ارتباط‌ مستقیم‌ با امام‌ خود، حکم‌ کلیه‌ قضایایی‌ را که‌ در آنها دچار شک‌ و تردید شده‌اند دریافت‌ می‌کنند.
  در روایتی‌ که‌ در این‌ زمینه‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ چنین‌ می‌خوانیم‌:
 إذا قام‌ القائم‌ بعث‌ فی‌ أقالیم‌ الارض‌، فی‌ کلّ إقلیم‌ رجلاً، یقول‌: عهدک‌ فی‌ کفّک‌، فإذا ورد علیک‌ أمر لا تفهمه‌، ولاتعرف‌ القضاء فیه‌ فانظر إلی‌ کفّک‌ و اعمل‌ بما فیها. 22
 هنگامی‌ که‌ قائم‌ قیام‌ کند در کشورهای‌ روی‌ زمین‌ کسانی‌ را برمی‌انگیزد، در هر سرزمین‌ یک‌ نفر را، و به‌ او می‌گوید: فرمان‌ تو در کف‌ دست‌ تو است‌، هرگاه‌ کاری‌ برای‌ تو پیش‌ آمد که‌ آن‌ را نفهمیدی‌ و ندانستی‌ چگونه‌ در آن‌ حکم‌ کنی‌، به‌ کف‌ دست‌ خود بنگر و به‌ آنچه‌ در آن‌ (مکتوب‌) است‌ عمل‌ کن‌.

 3-2-2. عدالت‌ اقتصادی‌
  عدالت‌ اقتصادی‌ یکی‌ از مهم‌ترین‌ شاخصه‌های‌ عدالت‌ اجتماعی‌ است‌ و به‌ جرأت‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ بسیاری‌ از تحولات‌ و نهضت‌های‌ اجتماعی‌، سیاسی‌ که‌ در طول‌ تاریخ‌ در جوامع‌ مختلف‌ رخ‌ داده‌، به‌ نوعی‌ با این‌ موضوع‌ مرتبط‌ بوده‌ است‌. اگر چه‌ سوگمندانه‌ باید اذعان‌ داشت‌ که‌ هر چه‌ انسان‌ها برای‌ تحقق‌ عدالت‌ اقتصادی‌ بیشتر تلاش‌ کرده‌اند، کمتر بدان‌ دست‌ یافته‌اند و جز در مقاطعی‌ محدود از حیات‌ بشر در کره‌ خاک‌، عدالت‌ اقتصادی‌ بر جوامع‌ حاکم‌ نبوده‌ است‌.
  نگاهی‌ اجمالی‌ به‌ تاریخ‌ تحولات‌ نظام‌های‌ سیاسی‌، اجتماعی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در گذر زمان‌ نظام‌های‌ مختلفی‌ با داعیه‌ برقراری‌ و گسترش‌ عدالت‌ اقتصادی‌ به‌ میدان‌ آمده‌اند و پس‌ از چند صباحی‌ حاکمیت‌، و اتلاف‌ سرمایه‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ ملت‌ها صحنة‌ سیاست‌ را ترک‌ کرده‌اند، که‌ نظام‌های‌ سوسیالیستی‌ آخرین‌ نمونه‌ از این‌ دست‌ نظام‌ها هستند.
  در دولت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) به‌ عنوان‌ آخرین‌ دولتی‌ که‌ بر کره‌ خاک‌ حکومت‌ خواهد کرد، تأمین‌ عدالت‌ اقتصادی‌ نقش‌ و جایگاه‌ برجسته‌ای‌ دارد و در روایت‌های‌ اسلامی‌ نیز بر این‌ بعد از ابعاد عدالت‌ موعود بسیار تأکید شده‌ است‌. با نگاهی‌ گذرا به‌ روایات‌ اسلامی‌ به‌ روشنی‌ می‌توان‌ دریافت‌ که‌ با استقرار حکومت‌ مهدوی‌، رفاه‌ اقتصادی‌ همراه‌ با قسط‌ و عدالت‌ بر سراسر جهان‌ حاکم‌ شده‌ و بشر به‌ آرزوی‌ دیرین‌ خود دست‌ می‌یابد.
  برای‌ به‌ دست‌ آوردن‌ تصویری‌ اجمالی‌ از عدالت‌ و رفاه‌ اقتصادی‌ عصر ظهور، به‌ چند نمونه‌ از روایت‌هایی‌ که‌ در این‌ زمینه‌ وارد شده‌اند، اشاره‌ می‌کنیم‌:
 یکون‌ المهدی‌ فی‌ أمّتی‌... تتنعّم‌ أمّتی‌ فی‌ زمانه‌ تنعّماً لم‌ یتنعّم‌ (یتنعّموا) مثله‌ قطّ، البرّ منهم‌ والفاجر. یرسل‌ السّماء علیهم‌ مدراراً ولا تحبس‌الارض‌ من‌ نباتها، و یکون‌المال‌ کدوساً، یأتیه‌ الرجل‌ فیسأله‌ فیحثی‌ له‌ فی‌ ثوبه‌ ما استطاع‌ أن‌ یحمله‌. 23
 مهدی‌ در امت‌ من‌ است‌... . امت‌ من‌،  ] اعم‌ از [  نیکان‌ و بدان‌ آنها، در عصر او به‌ آنچنان‌ رفاه‌ و آسایشی‌ دست‌ می‌یابند که‌ هرگز مانند آن‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌. آسمان‌ بر آنها بارش‌ فراوان‌ می‌فرستد و زمین‌ گیاهانش‌ را از آنها دریغ‌ نمی‌دارد. در آن‌ زمان‌ مال‌ و ثروت‌ چون‌ خرمن‌ برهم‌ انباشته‌ می‌شود. مردی‌ پیش‌ آن‌ حضرت‌ می‌آید و از او درخواست‌ ] کمک‌ [  می‌کند. ایشان‌ هم‌ به‌ مقداری‌ که‌ آن‌ مرد می‌تواند با خود بردارد در لباسش‌ می‌ریزد.
  امام‌ محمدباقر(ع‌) نیز عدالت‌ اقتصادی‌ دوران‌ ظهور را چنین‌ توصیف‌ می‌کنند:
 ...فإنّه‌ یقسم‌ بالسویّة‌ و یعدل‌ فی‌ خلق‌ الرحمن‌، البرّ منهم‌ والفاجر. 24
 ...او مال‌ و ثروت‌ را به‌ مساوات‌  ] بین‌ مردم‌ [  تقسیم‌ و در میان‌ آفریدگان‌ ] خدای‌ [  رحمان‌،  ] اعم‌ از [  نیکان‌ و بدان‌ آنها، عدالت‌ برقرار می‌کند.
  آن‌ حضرت‌ در روایتی‌ دیگر در بیان‌ رفاه‌ عمومی‌ و برابری‌ اقتصادی‌ که‌ در عصر حاکمیت‌ حضرت‌ قائم‌(ع‌) ایجاد می‌شود، می‌فرمایند:
 ... و یعطی‌ الناس‌ عطایا مرتین‌ فی‌السنة‌ و یرزقهم‌ فی‌الشهر رزقین‌ و یسوّی‌ بین‌الناس‌ حتی‌ لاتری‌ محتاجاً الی‌ الزکاة‌ و یجی‌ء أصحاب‌ الزکاة‌ بزکاتهم‌ إلی‌ المحاویج‌ من‌ شیعته‌ فلایقبلونها، فیصرّونها و یدورون‌ فی‌ دورهم‌ فیخرجون‌ إلیهم‌، فیقولون‌: لاحاجة‌ لنا فی‌ دراهمکم‌،... و یجتمع‌ إلیه‌ أموال‌ أهل‌ الدنیا کلّها من‌ بطن‌ الارض‌ و ظهرها، فیقال‌ للناس‌: تعالوا إلی‌ ما قطعتم‌ فیه‌ الارحام‌ و سفکتم‌ فیه‌ الدم‌ الحرام‌، و رکبتم‌ فیه‌ المحارم‌. فیعطی‌ عطاء لم‌ یعطه‌ أحد قبله‌. 25
 ... او بخشش‌هایش‌ را دو بار در سال‌ بر مردم‌ ارزانی‌ می‌دارد و در هر ماه‌ دو بار به‌ آنها روزی‌ می‌دهد. او میان‌ مردم‌ چنان‌ برابری‌ ایجاد می‌کند ک‌ هیچ‌ نیازمند زکاتی‌ یافت‌ نمی‌شود. صاحبان‌ زکات‌ با زکات‌های‌ خود به‌ سوی‌ مستمندان‌ از شیعیان‌ او روی‌ می‌آورند، اما آنها از پذیرش‌ زکات‌ خودداری‌ می‌کند. پس‌ صاحبان‌ زکات‌، زکاتشان‌ را در همیان‌ گذاشته‌، در خانه‌های‌ مستمندان‌ می‌گردانند و به‌ آنها عرضه‌ می‌کنند، اما آنها می‌گویند: ما را نیازی‌ به‌ دراهم‌ شما نیست‌... همة‌ اموال‌ اهل‌ دنیا، چه‌ ] آنها که‌ [  از دل‌ زمین‌  ] به‌ دست‌ می‌آید [  و  ] چه‌ آنها که‌ [  از روی‌ زمین‌ ] حاصل‌ می‌شود [  نزد او جمع‌ می‌شود؛ پس‌ او به‌ مردم‌ می‌گوید: بیایید به‌ سوی‌ آنچه‌ در راه‌  ] به‌ دست‌ آوردن‌ [  آن‌ پیوندهای‌ خویشی‌ را گسستید؛ خون‌ به‌ ناحق‌ ریختید و به‌ محارم‌ دست‌ یازیدید. پس‌ او آنچنان‌ بخششی‌ به‌ مردم‌ ارزانی‌ می‌کند که‌ پیش‌ از آن‌ هیچکس‌ ارزانی‌ نداشته‌ است‌.
  نکته‌ مهمی‌ که‌ از این‌ روایات‌ و برخی‌ دیگر از روایات‌ به‌ دست‌ می‌آید این‌ است‌ که‌ در زمان‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) مردم‌ علاوه‌ بر بی‌نیازی‌ ظاهری‌ که‌ در اثر گسترش‌ رفاه‌ عمومی‌ و توزیع‌ عادلانه‌ ثروت‌ها، بدان‌ دست‌ می‌یابند؛ از نظر باطنی‌ نیز به‌ بی‌نیازی‌ می‌رسند و روحیه‌ زیاده‌خواهی‌ و زیاده‌طلبی‌ در آنها از میان‌ می‌رود تا آنجا که‌ از پذیرش‌ مال‌ و ثروتی‌ که‌ احساس‌ می‌کنند نیازی‌ بدان‌ ندارند خودداری‌ می‌کنند. روایت‌ زیر که‌ از پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص‌) نقل‌ شده‌، این‌ نکته‌ را به‌ روشنی‌ بیان‌ می‌کند:
 إذا خرج‌ المهدیّ ألقی‌ الله تعالی‌ الغنی‌ فی‌ قلوب‌ العباد، حتّی‌ یقول‌ المهدیّ: من‌ یرید المال‌؟ فلا یأتیه‌ أحد إلاّ واحد یقول‌ أنا. فیقول‌: أحث‌ فیحثی‌ فیحمل‌ علی‌ ظهره‌، حتی‌ إذا أتی‌ أقصی‌ الناس‌. قال‌: ألا أرانی‌ شرّ من‌ هاهنا، فیرجع‌ فیردّه‌ إلیه‌، فیقول‌: خذ مالک‌، لاحاجة‌ لی‌ فیه‌. 26
 هنگامی‌ که‌ مهدی‌ ظهور کند، خداوند تعالی‌ بی‌نیازی‌ را در دل‌های‌ بندگان‌ جایگزین‌ می‌سازد، تا آنجا که‌ وقتی‌ مهدی‌ می‌گوید: چه‌ کسی‌ مال‌ و دارایی‌ می‌خواهد؟ جز یک‌ نفر هیچکس‌ به‌ سوی‌ او نمی‌آید. پس‌ او می‌گوید:  ] هر چه‌ خواهی‌ [  برگیر. آن‌ مرد هم‌ مقداری‌ مال‌ برگرفته‌ بر دوش‌ خود گذاشته‌ می‌رود، تا آنجا که‌ به‌ دورترین‌ مردم‌ می‌رسد. در این‌ وقت‌ می‌گوید: آیا من‌ از این‌ مردم‌ هم‌ بدترم‌. پس‌ باز می‌گردد و آن‌ مال‌ را به‌ مهدی‌ برمی‌گرداند و می‌گوید: مالت‌ را بگیر نیازی‌ به‌ آن‌ ندارم‌.

. ژرفای‌ عدالت‌ موعود  عدالت‌ مهدوی‌ نه‌ تنها نمودهای‌ مختلف‌ روابط‌ اجتماعی‌ را تحت‌ تأثیر قرار داده‌ و روابط‌ فرهنگی‌، آموزشی‌، حقوقی‌، قضایی‌ و اقتصادی‌ جوامع‌ انسانی‌ را عادلانه‌ می‌سازد، بلکه‌ بر روابط‌ فردی‌ مردم‌ نیز تأثیر گذاشته‌ و تا اندرونی‌ترین‌ و شخصی‌ترین‌ روابط‌ مردم‌ نیز نفوذ می‌کند؛ کاری‌ که‌ از عهدة‌ هیچ‌ نظام‌ سیاسی‌،  اجتماعی‌ ساخته‌ نیست‌.
  برای‌ روشن‌تر این‌ موضوع‌ توجه‌ شما را به‌ روایتی‌ که‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ جلب‌ می‌کنیم‌. آن‌ حضرت‌ در توصیف‌ عدالت‌ قائم‌ آل‌محمد(ع‌) می‌فرماید:
 ... أما والله لیدخلنّ علیهم‌ عدله‌ جوف‌ بیوتهم‌ کما یدخل‌ الحرّ والقرّ. 27
 به‌ خدا سوگند، او عدالتش‌ را تا آخرین‌ زوایای‌ خانه‌های‌ مردم‌ وارد می‌کند، همچنانکه‌ سرما و گرما وارد خانه‌ها می‌شود.
  براساس‌ این‌ روایت‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ در زمان‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) روابط‌ خانوادگی‌، اعم‌ از روابط‌ زن‌ و شوهر، روابط‌ پدر و مادر و فرزندان‌ و روابط‌ سایر خویشان‌ و بستگان‌ با یکدیگر بر پایه‌ عدالت‌ سامان‌ می‌یابد و هرگونه‌ ستم‌، تجاوز، بی‌عدالتی‌ و تضییع‌ حقوق‌ از نهاد خانواده‌، به‌ عنوان‌ اساسی‌ترین‌ رکن‌ اجتماع‌، رخت‌ برمی‌بندد. قطعاً در چنین‌ شرایطی‌ همة‌ آسیب‌ها و نابسامانی‌های‌ اجتماعی‌ که‌ در اثر نبود روابط‌ عادلانه‌ و انسانی‌ در کانون‌ خانواده‌ها به‌ وجود می‌آید، از بین‌ می‌رود.

 4. اهداف‌ عدالت‌ موعود
  از مجموعه‌ آنچه‌ تا کنون‌ گفته‌ شد به‌ تصویر جامعی‌ از شرایط‌ اجتماعی‌، فرهنگی‌ و اقتصادی‌ عصر ظهور دست‌ می‌یابیم‌ و بر ما روشن‌ می‌شود که‌ عدالت‌ موعود چگونه‌ جوامع‌ انسانی‌ را متحول‌ ساخته‌ و زمینة‌ رشد و کمال‌ معنوی‌ انسان‌ها را فراهم‌ می‌سازد. به‌ بیان‌ دیگر عدالت‌ موعود، همه‌ ابعاد وجود آدمی‌ را هدف‌ قرار داده‌ و چون‌ میزانی‌ دقیق‌، زندگی‌ مادی‌ و معنوی‌ انسان‌ها را به‌ اعتدال‌ می‌کشاند.
  عدالت‌ مهدوی‌ ـ چنانکه‌ در کلام‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص‌) نیز بر آن‌ تأکید شده‌ ـ انسانی‌ را که‌ در پس‌ قرون‌ و اعصار از اصل‌ خود دور و در حجاب‌های‌ ظلمانی‌ غوطه‌ور شده‌ بود، با حقیقت‌ خود آشنا و به‌ اصل‌ خود برمی‌گرداند:
 تأوی‌ إلیه‌ أمّته‌ کما تأوی‌ النَّحلة‌  ] إلی‌ [ یعسوبها، یملاء الارض‌ عدلاً کما ملئت‌ جورا، حتّی‌ یکون‌ الناس‌ علی‌ مثل‌ أمرهم‌ الاوّل‌. 28
 امت‌ مهدی‌ به‌ سوی‌ او پناه‌ می‌برند، چنانکه‌ زنبوران‌ عسل‌ به‌ ملکة‌ خود پناه‌ می‌آورند. او زمین‌ را از عدالت‌ پر می‌سازد، همچنانکه‌ از ستم‌ انباشته‌ شده‌ بود؛ تا مردم‌ آن‌گونه‌ شوند که‌ در آغاز  ] آفرینش‌ [  بودند.
  با این‌ بیان‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ در فرهنگ‌ مهدوی‌، عدالت‌، مظهر همه‌ خوبی‌ها و ظلم‌، نماد همه‌ بدی‌هاست‌ و از این‌ رو عدالت‌ جامع‌ همه‌ هدف‌هایی‌ است‌ که‌ می‌توان‌ برای‌ انقلاب‌ رهایی‌بخش‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) تصور کرد. و به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ که‌ می‌بینیم‌ در روایات‌ بیش‌ از هر چیز بر عدالت‌ گستری‌ و ظلم‌ ستیزی‌ آن‌ حضرت‌ تأکید شده‌ است‌.

 پی‌نوشت‌ها :
 1 .  قرآن‌ کریم‌ شرک‌ را ستمی‌ بزرگ‌ برشمرده‌ است‌: «... إنّ الشرک‌ لظلم‌ عظیم‌» (سوره‌ لقمان‌(31) آیه‌ 13).
 2 .  در آیات‌ متعددی‌ از قرآن‌ از «ظلم‌ به‌ خود» سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌ است‌ که‌ برای‌ نمونه‌ به‌ این‌ موارد می‌توان‌ اشاره‌ کرد: «ثمّ أورثنا الکتاب‌ الذین‌ اصطفینا من‌ عبادنا فمنهم‌ ظالم‌ لنفسه‌ و...» (سوره‌ فاطر (35) آیه‌ 32)؛ «... و من‌ یتّعد حدود الله فقد ظلم‌ نفسه‌» (سوره‌ طلاق‌ (65) آیه‌ 1).
 3 .  یکی‌ از آیات‌ قرآن‌ که‌ در آن‌ از ظلم‌ به‌ مردم‌ سخن‌ گفته‌ شده‌ آیه‌ زیر است‌: «إنمّا السبیل‌ علی‌الذین‌ یظلمون‌ الناس‌ و یبغون‌ فی‌الارض‌ بغیر الحق‌...» (سوره‌ شوری‌ (42) آیه‌ 42).
 4 .  سوره‌ نساء (4) آیه‌ 48.
 5 .  نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌ مهدی‌ فولادوند، خطبه‌ 174، ص‌228.
 6 .  سوره‌ توبه‌ (9) آیه‌ 33.
 7 .  المجلسی‌، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌51، ص‌60، ح‌58.
 8 .  ر.ک‌: همان‌، ص‌ 60-61.
 9 .  القمی‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ ابراهیم‌، تفسیر القمی‌، ج‌1، ص‌228؛ بحارالانوار، ج‌51، ص‌50. گفتنی‌ است‌ آنچه‌ در بحارالانوار از تفسیر یاد شده‌ نقل‌ شده‌، اندکی‌ با متن‌ نسخة‌ چاپی‌ این‌ تفسیر تفاوت‌ دارد و آنچه‌ در اینجا آمده‌ عبارت‌ نقل‌ شده‌ در بحارالانوار است‌.
 10.  سوره‌ حج‌(22) آیه‌ 41.
 11.  بحارالانوار، ج‌51، ص‌47-48، ح‌9.
 12.  الطوسی‌، ابوجعفر محمدبن‌ الحسن‌، کتاب‌ الغیبة‌، ص‌114؛ بحارالانوار، ج‌51، ص‌75، ح‌29.
 13.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌280، ح‌6.
 14.  همان‌، ص‌321-322، ح‌29.
 15.  سوره‌ حدید(57) آیه‌ 17.
 16.  الصدوق‌، ابوجعفر محمدبن‌ الحسن‌، کمال‌الدین‌ و تمام‌النعمة‌، ج‌2، ص‌668، ح‌13.
 17.  بحارالانوار، ج‌51، ص‌53، ح‌31.
 18.  الکلینی‌، ابوجعفر محمدبن‌ یعقوب‌، الکافی‌، ج‌1، ص‌25، ح‌21.
 19.  برخی‌ از نویسندگان‌ این‌ روایت‌ را این‌گونه‌ ترجمه‌ کرده‌اند: «در زمان‌ مهدی‌(ع‌) به‌ همة‌ مردم‌، حکمت‌ و علم‌ بیاموزند. تا آنجا که‌ زنان‌ در خانه‌ها، با کتاب‌ خدا و سنت‌ پیامبر، قضاوت‌ کنند» حکیمی‌، محمد، عصر زندگی‌ و چگونگی‌ آینده‌ انسان‌ و اسلام‌، ص‌191.
 20.  النعمانی‌، ابن‌ ابی‌ زینب‌ محمدبن‌ ابراهیم‌، غیبت‌ نعمانی‌، ترجمه‌ محمد جواد غفاری‌، باب‌ 13، ص‌337، ح‌30.
 21.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌339، ح‌86.
 22.  غیبت‌ نعمانی‌، باب‌21، ص‌443، ح‌8.
 23.  بحارالانوار، ج‌36، ص‌369.
 24.  همان‌، ج‌ 51، ص‌29، ح‌2.
 25.  همان‌، ج‌52، ص‌390، ج‌12.
 26.  ابن‌ حماد، الفتن‌، ص‌100، به‌ نقل‌ از: معجم‌ احادیث‌ الامام‌ المهدی‌، ج‌1، ص‌240، ح‌145.
 27.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌362، ح‌131.
 28.  الفتن‌، ص‌99 به‌ نقل‌ از: معجم‌ احادیث‌ الامام‌ المهدی‌، ج‌1، ص‌220، ح‌130.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:21  توسط معصومه عالیشاهی  |  نظر بدهید


ارکان عدالت موعود ( قسمت اول )

عدالت‌ موعود و یا به‌ بیان‌ دیگر عدالتی‌ که‌ وعدة‌ تحقق‌ آن‌ در زمان‌ ظهور امام‌ مهدی‌(ع‌) داده‌ شده‌، از نظر دامنه‌، گستره‌ و ژرفا بی‌همتاست‌ و درست‌ به‌ همین‌ دلیل‌ است‌ که‌ حکومت‌های‌ بشری‌ از ایجاد نظام‌ عادلانه‌ای‌ مشابه‌ آنچه‌ در عصر موعود، محقق‌ خواهد شد عاجزند.
  برای‌ درک‌ ابعاد و زوایای‌ مختلف‌ عدالت‌ مهدوی‌ در این‌ مقاله‌ نگاهی‌ گذرا خواهیم‌ داشت‌ به‌ بخشی‌ از روایاتی‌ که‌ به‌ توصیف‌ قیام‌ ظلم‌ ستیز و عدالت‌ گستر امام‌ مهدی‌(ع‌) پرداخته‌اند.

 1. دامنة‌ عدالت‌ موعود
  در فرهنگ‌ اسلامی‌، ظلم‌ معانی‌ و مصادیق‌ متعددی‌ دارد و در آیات‌ و روایات‌ این‌ کلمه‌ به‌ سه‌ مفهوم‌ به‌ کار رفته‌ است‌: 1. ظلم‌ در معنای‌ کفر و شرک‌ نسبت‌ به‌ خدا 1 ؛ 2. ظلم‌ نسبت‌ به‌ خود (گناه‌ و عصیان‌) 2  و 3. ظلم‌ نسبت‌ به‌ دیگران‌ (ستم‌ و تجاوز) 3 . امام‌ علی‌(ع‌) در بیانی‌ بسیار زیبا معانی‌ متعدد ظلم‌ را اینگونه‌ تبیین‌ کرده‌اند:
 ألا و إنّ الظلم‌ ثلاثة‌: فظلم‌ لایغفر، و ظلم‌ لایترک‌، و ظلم‌ مغفور لایطلب‌ فأمّا الظلم‌ الذی‌ لایغفر فالشرک‌ بالله، قال‌الله سبحانه‌: «إنّ الله لایغفر أن‌ یشرک‌ به‌» 4  و أمّا الظلم‌ الذی‌ یغفر فظلم‌ العبد نفسه‌ عند بعض‌ الهنات‌ و أمّا الظلم‌ الذی‌ لایترک‌ فظلم‌ العباد بعضهم‌ بعضاً.
 بدانید که‌ ستم‌ سه‌ گونه‌ است‌: ستمی‌ که‌ هرگز آمرزیده‌ نشود و ستمی‌ که‌ بازخواست‌ گردد و ستمی‌ که‌ بخشوده‌ است‌ و بازخواست‌ نشود. امّا آن‌ ستمی‌ که‌ هرگز آمرزیده‌ نشود، شرک‌ به‌ خداست‌. خدای‌ تعالی‌ گوید: «مسلّماً خدا، این‌ را که‌ به‌ او شرک‌ ورزیده‌ شود نمی‌بخشاید» و ستمی‌ که‌ آمرزیده‌ شود ظلم‌ بنده‌ است‌ به‌ خود به‌ ارتکاب‌ برخی‌ کارهای‌ ناشایست‌، و ستمی‌ که‌ بازخواست‌ می‌شود ظلم‌ کردن‌ مردم‌ بر یکدیگر است‌. 5
  همچنانکه‌ «ظلم‌» مفاهیم‌ و مصادیق‌ متعددی‌ دارد، کلمة‌ مقابل‌ آن‌؛ یعنی‌ «عدل‌» نیز از نظر معنا و مصداق‌ بسیار گسترده‌ است‌ و حوزة‌ وسیعی‌ را شامل‌ می‌شود. به‌ بیان‌ دیگر براساس‌ آموزه‌های‌ دین‌ اسلام‌، عدالت‌ و عدالت‌گستری‌ تنها به‌ صحنة‌ حیات‌ اجتماعی‌ انسان‌ها و روابط‌ آنها با دیگران‌ محدود نمی‌شود، بلکه‌ حوزة‌ وسیعی‌ شامل‌ رابطة‌ انسان‌ با خدا، رابطة‌ انسان‌ با خود و رابطة‌ انسان‌ با دیگران‌ را دربر می‌گیرد. از همین‌ روست‌ که‌ می‌بینیم‌ در روایات‌ اسلامی‌ هر زمان‌ که‌ از ظلم‌ستیزی‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) سخن‌ به‌ میان‌ می‌آید، همة‌ مظاهر ظلم‌ مورد توجه‌ قرار می‌گیرد و بر این‌ نکته‌ تأکید می‌شود که‌ آن‌ حضرت‌ نه‌ تنها رسم‌ ستم‌ و تجاوز را در روابط‌ انسان‌ها با یکدیگر برمی‌اندازد و این‌ روابط‌ را بر محور عدالت‌ سامان‌ می‌دهد، بلکه‌ با هرگونه‌ کژروی‌، کج‌اندیشی‌ و انحراف‌ اخلاقی‌ و اعتقادی‌ نیز مبارزه‌ می‌کند و رابطة‌ انسان‌ با خود و با خدای‌ خود را نیز به‌ عدالت‌ برمی‌گرداند.
  برای‌ روشن‌تر شدن‌ آنچه‌ گفته‌ شد به‌ بررسی‌ برخی‌ از روایت‌هایی‌ می‌پردازیم‌ که‌ به‌ توصیف‌ ظلم‌ستیزی‌ و عدالت‌گستری‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) پرداخته‌اند تا مشخص‌ شود که‌ در هر یک‌ از آنها کدام‌ معنا از ظلم‌ و کدام‌ مصداق‌ از عدالت‌ قصد شده‌ است‌:

 1-1. عدالت‌ در رابطة‌ انسان‌ با خدا
  در برخی‌ از روایات‌، به‌ معنای‌ نخست‌ ظلم‌؛ یعنی‌ کفر و شرک‌، توجه‌ شده‌ و قیام‌ عدالت‌گستر امام‌ مهدی‌(ع‌) را به‌ عنوان‌ قیامی‌ که‌ این‌ نوع‌ از ظلم‌ را از صحنة‌ روزگار پاک‌ می‌سازد، تفسیر کرده‌اند که‌ روایت‌ زیر از ابوبصیر از آن‌ جمله‌ است‌:
 سألت‌ أبا عبدالله علیه‌السلام‌ عن‌ قول‌ الله تعالی‌ فی‌ کتابه‌: «هوالذی‌ أرسل‌ رسوله‌ بالهدی‌ و دین‌الحق‌ ّ  لیظهره‌ علی‌ الدین‌ کلّه‌ ولو کره‌ المشرکون‌». 6
 از ابا عبدالله  ] امام‌ صادق‌ [  که‌ درود بر او باد ـ در مورد این‌ سخن‌ خدای‌ تعالی‌ در کتابش‌ پرسیدم‌:
 «او کسی‌ است‌ که‌ پیامبرش‌ را با هدایت‌ و دین‌ درست‌ فرستاد تا آن‌ را بر هر چه‌ دین‌ است‌ پیروز گرداند، هر چند مشرکان‌ خوش‌ نداشته‌ باشند».
  آن‌ حضرت‌ در پاسخ‌ فرمودند:
 والله ما أنزل‌ تاویلها بعد قلت‌: جعلت‌ فداک‌ و متی‌ ینزل‌؟ قال‌: حتی‌ یقوم‌ القائم‌ إن‌ شاء الله فإذا خرج‌ القائم‌ لم‌ یبق‌ کافر و مشرک‌ إلاّ کره‌ خروجه‌ حتی‌ لوکان‌ کافر أو مشرک‌ فی‌ بطن‌ صخرة‌ لقالت‌ الصخرة‌ یا مؤمن‌ فی‌ بطنی‌ کافر أو مشرک‌ فاقتله‌ قال‌: فینحیّه‌ الله فیقتله‌. 7
 به‌ خدا سوگند، هنوز تأویل‌ این‌ آیه‌ نازل‌ نشده‌ است‌. گفتم‌: فدایت‌ شوم‌، پس‌ کی‌ نازل‌ می‌شود؟ فرمود: زمانی‌ که‌ به‌ خواست‌ خدا قائم‌ به‌ پا خیزد. پس‌ هنگامی‌ که‌ قائم‌ قیام‌ کند، هیچ‌ کافر و مشرکی‌ نمی‌ماند مگر اینکه‌ از قیام‌ او ناخشنود است‌. حتی‌ اگر کافر یا مشرکی‌ در دل‌ سنگی‌ باشد، آن‌ سنگ‌ ندا می‌دهد که‌: ای‌ مؤمن‌! کافر یا مشرکی‌ در دل‌ من‌ است‌، او را بکش‌. فرمود: پس‌ خدا او را آشکار می‌کند  ] و آن‌ مؤمن‌ [  او را می‌کشد.
  در ذیل‌ آیة‌ یاد شده‌ روایات‌ دیگری‌ نیز وارد شده‌ است‌ که‌ همه‌ آنها دلالت‌ بر این‌ دارند که‌ در زمان‌ ظهور امام‌ مهدی‌(ع‌) جهان‌ از همة‌ مظاهر کفر و شرک‌ پیراسته‌ و دین‌ حق‌ بر سراسر گیتی‌ حاکم‌ می‌شود. 8
  در تفسیر علی‌ بن‌ ابراهیم‌ قمی‌، معروف‌ به‌  تفسیر القمی‌،  نیز در تفسیر این‌ آیه‌ چنین‌ آمده‌ است‌:
 إنّها نزلت‌ فی‌القائم‌ من‌ ال‌ محمد علیهم‌السلام‌ و هو الاءمام‌ الذی‌ یظهره‌ الله علی‌ الدین‌ کلّه‌ فیملاء الارض‌ قسطاً و عدلاً کما ملئت‌ جوراً و ظلماً و هذا ممّا ذکرنا أنّ تأویله‌ بعد تنزیله‌. 9
 این‌ آیه‌ در مورد قائم‌ از آل‌ محمد ـ که‌ درود بر آنها باد ـ نازل‌ شده‌ است‌. او آن‌ پیشوایی‌ است‌ که‌ خداوند او را بر همه‌ ادیان‌ پیروز می‌گرداند، و زمین‌ را از قسط‌ و عدل‌ پر می‌سازد. همچنانکه‌  ] پیش‌ از آن‌ [  از جور و ستم‌ پر شده‌ بود. و این‌ آیه‌ از جمله‌ مواردی‌ است‌ که‌ گفتیم‌ تأویل‌ آن‌ پس‌ از تنزیلش‌ خواهد آمد.
  از دیگر روایاتی‌ که‌ در آنها مصداق‌ اول‌ ظلم‌ ـ البته‌ در معنایی‌ وسیع‌تر که‌ شامل‌ هرگونه‌ بدعت‌ و باطل‌ نیز می‌شود ـ اراده‌ شده‌ است‌، روایتی‌ است‌ که‌ از امام‌ باقر(ع‌) در تفسیر این‌ آیة‌ شریفه‌ وارده‌ شده‌ است‌:
 الذین‌ إن‌ مکنّاهم‌ فی‌الارض‌ أقاموا الصلوة‌ و اتوا الزکوة‌ و أمروا بالمعروف‌ و نهوا عن‌ المنکر و لله عاقبة‌الامور. 10
 همان‌ کسی‌ که‌ چون‌ در زمین‌ به‌ آنان‌ توانایی‌ دهیم‌، نماز برپا می‌دارند و زکات‌ می‌دهند و به‌ کارهای‌ پسندیده‌ وا می‌دارند و از کارهای‌ ناپسند باز می‌دارند، فرجام‌ همة‌ کارها از آن‌ خداست‌.
  آن‌ حضرت‌ در تفسیر آیة‌ یاد شده‌ می‌فرماید:
 فهذه‌ لا´ل‌ محمد صلّی‌ الله علیهم‌ إلی‌ آخر الائمة‌ و المهدیّ و أصحابه‌ یملّکهم‌ الله مشارق‌ الارض‌ و مغاربها و یظهر  ] به‌ [ الدین‌ و یمیت‌ الله به‌ و بأصحابه‌ البدع‌ و الباطل‌ کما أمات‌ السّفهاء الحقّ حتّی‌ لایری‌ أین‌ الظلم‌ و یأمرون‌ بالمعروف‌ و ینهون‌ عن‌ المنکر. 11
 این‌ آیه‌ دربارة‌ خاندان‌ محمد ـ که‌ درود خداوند بر آنها باد ـ تا آخرین‌ امام‌  ] نازل‌ شده‌ [  است‌. خداوند مشرق‌ها و مغرب‌های‌ زمین‌ را در اختیار مهدی‌ و یاران‌ او قرار می‌دهد و دین‌ را به‌ دست‌ او آشکار می‌سازد. خداوند به‌ وسیله‌ مهدی‌ و یارانش‌ همة‌  ] مظاهر [  بدعت‌ و باطل‌ را می‌میراند، همچنانکه‌  ] پیش‌ از آن‌ [ نابخردان‌ حق‌ را میرانده‌ بودند. به‌ گونه‌ای‌ که‌ ظلم‌ در هیچ‌ جا دیده‌ نمی‌شود. و امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر می‌کنند.

 2-1. عدالت‌ در رابطة‌ انسان‌ با خود
  در پاره‌ای‌ دیگر از روایاتی‌ که‌ به‌ ظلم‌ستیزی‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) پرداخته‌اند، دومین‌ چهرة‌ ظلم‌؛ یعنی‌ ظلم‌ انسان‌ به‌ خود، با همه‌ مظاهر آن‌، مورد توجه‌ قرار گرفته‌ و بر این‌ موضوع‌ تأکید شده‌ است‌ که‌ آن‌ حضرت‌ با هدف‌ گسترش‌ عدالت‌ در جهان‌ با هرگونه‌ فساد و تباهی‌ و گناه‌ و نافرمانی‌ خدا، مبارزه‌ و زمین‌ را از هرگونه‌ پلیدی‌ پاک‌ می‌کند:
 یفرّج‌ الله بالمهدی‌ عن‌ الامّة‌ یملاء قلوب‌ العباد عبادة‌ یسعهم‌ عدله‌. به‌ یمحق‌ الله الکذب‌ و یذهب‌ الزمان‌ الکلب‌ و به‌ یخرج‌ ذلّ الرقّ من‌ أعناقکم‌. 12
 خداوند به‌ وسیلة‌ مهدی‌ برای‌ امت‌ گشایش‌ حاصل‌ می‌کند. او دل‌های‌ بندگان‌ را با عبادت‌ پر می‌کند و عدالتش‌ را بر آنها دامن‌گستر می‌سازد. خداوند به‌ وسیلة‌ او دروغ‌ و دروغگویی‌ را ریشه‌کن‌ می‌کند و خوی‌ درندگی‌ و ستیزه‌جویی‌ را از بین‌ می‌برد و طوق‌ ذلت‌ و بردگی‌ را از گردن‌ شما برمی‌دارد.

  در روایت‌ دیگری‌ از امام‌ علی‌(ع‌) تصریح‌ شده‌ که‌ در زمان‌ ظهور امام‌ مهدی‌(ع‌) عدالت‌ بر جهان‌ درون‌ انسان‌ها نیز حاکم‌ می‌شود و همه‌ به‌ صلاح‌ و رستگاری‌ روی‌ می‌آورند:
 ... یملاء الارض‌ عدلاً و قسطاً و نوراً و برهاناً، یدین‌ له‌ عرض‌ البلاد و طولها، لایبقی‌ کافر إلاّ امن‌، ولا طالح‌ إلاّ صلح‌ و تصطلح‌ فی‌ ملکه‌ السباع‌. 13
 ... او زمین‌ را از عدل‌ و قسط‌ و نور و برهان‌ پر می‌کند، طول‌ و عرض‌ جهان‌ برابر او تسلیم‌ می‌شود. هیچ‌ کافری‌ نمی‌ماند مگر اینکه‌ ایمان‌ می‌آورد و هیچ‌ نابکاری‌ نمی‌ماند مگر اینکه‌ به‌ صلاح‌ و پرهیزگاری‌ می‌گراید. در دولت‌ او درندگان‌ نیز از در سازش‌ با یکدیگر درمی‌آیند.

 3-1. عدالت‌ در رابطة‌ انسان‌ با دیگران‌
  برخی‌ دیگر از روایات‌ به‌ سومین‌ مصداق‌ ظلم‌؛ یعنی‌ ستم‌ و تجاوز به‌ دیگران‌ توجه‌ کرده‌ و از میان‌ برداشتن‌ همة‌ روابط‌ ظالمانة‌ موجود در جوامع‌ انسانی‌ را به‌ عنوان‌ یکی‌ دیگر از مظاهر عدل‌ مهدوی‌ برشمرده‌اند. از جمله‌ در روایتی‌ که‌ از امام‌ رضا(ع‌) نقل‌ شده‌ در توصیف‌ «قائم‌ اهل‌بیت‌» چنین‌ آمده‌ است‌:
 یطهّر الله به‌ الارض‌ من‌ کلّ جور، و یقدّسها من‌ کلّ ظلم‌... فإذا خرج‌ أشرقت‌ الارض‌ بنور ربّها و وضع‌ میزان‌ العدل‌ بین‌ الناس‌ فلا یظلم‌ أحد أحداً. 14
 خداوند به‌ وسیلة‌ قائم‌، جهان‌ را از هرگونه‌ ناروایی‌ پاکیزه‌ و از هرگونه‌ ستم‌ پیراسته‌ می‌سازد... آنگاه‌ که‌ او قیام‌ کند زمین‌ به‌ نور پروردگارش‌ روشن‌ می‌شود؛ میزان‌ عدل‌ را در میان‌ مردم‌ برپا می‌سازد و هیچکس‌ به‌ دیگری‌ ستم‌ روا نخواهد داشت‌.

 2. گسترة‌ عدالت‌ موعود
  گسترة‌ عدالت‌ موعود را با دو نگاه‌ می‌توان‌ مورد بررسی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ قرار داد: نخست‌ با یک‌ نگاه‌ کلان‌؛ در این‌ نگاه‌ آنچه‌ مورد توجه‌ قرار می‌گیرد فراگیری‌ عدالت‌ آن‌ حضرت‌ و گسترش‌ آن‌ در جای‌ جای‌ کرة‌ خاک‌ است‌. دوم‌، با یک‌ نگاه‌ جزیی‌ و موردی‌؛ در این‌ نگاه‌ علاوه‌ بر جهان‌ شمولی‌ و توسعه‌ عام‌ و فراگیر عدالت‌ موعود، حاکمیت‌ عدالت‌ بر شئون‌ مختلف‌ حیات‌ انسان‌ نیز مورد توجه‌ قرار می‌گیرد. به‌ بیان‌ دیگر در نگاه‌ دوم‌، حاکمیت‌ عدالت‌ مهدوی‌ بر هر یک‌ از روابط‌ فرهنگی‌، سیاسی‌، اقتصادی‌ و حقوقی‌ جوامع‌ انسانی‌ به‌ تفکیک‌ مطالعه‌ و بررسی‌ می‌شود.
  در اینجا تلاش‌ خواهیم‌ کرد گسترة‌ عدالت‌ موعود را با توجه‌ به‌ دو نگاه‌ یاد شده‌، از منظر روایات‌ مورد بررسی‌ قرار دهیم‌.

 1-2. جهان‌شمولی‌
  از بررسی‌ روایاتی‌ که‌ در زمینة‌ ویژگی‌های‌ عصر حکومت‌ جهانی‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) وارد شده‌اند، چنین‌ برمی‌آید که‌ در آن‌ عصر، جهان‌ با همه‌ وسعتش‌ در دایرة‌ حاکمیت‌ عدل‌ مهدوی‌ قرار گرفته‌ و هیچ‌ کجای‌ جهان‌ از حوزة‌ نفوذ عدالت‌ موعود خارج‌ نمی‌ماند.
  از مهم‌ترین‌ روایت‌هایی‌ که‌ با توجه‌ به‌ آنها می‌توان‌ به‌ جهان‌شمولی‌ عدالت‌ مهدی‌ پی‌ برد، روایت‌های‌ متواتری‌ است‌ که‌ از شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ نقل‌ شده‌ و در آنها تصریح‌ شده‌ است‌ که‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) جهان‌ را پس‌ از آنکه‌ از ظلم‌ و ستم‌ پر شده‌ از عدل‌ و داد آکنده‌ می‌سازد.
  پیش‌ از این‌ به‌ چند مورد از این‌ روایات‌ اشاره‌ کردیم‌ و از این‌ رو از تکرار آنها خودداری‌ می‌کنیم‌.
  پاره‌ای‌ دیگر از روایات‌ که‌ می‌توان‌ جهان‌شمولی‌ عدالت‌ مهدوی‌ را از آنها استفاده‌ کرد، روایاتی‌ است‌ که‌ در آنها تصریح‌ شده‌ با ظهور امام‌ مهدی‌(ع‌) همة‌ زمین‌ ـ و نه‌ فقط‌ قسمتی‌ از آن‌ ـ زنده‌ می‌شود و حیات‌ دوباره‌ می‌یابد. این‌ روایات‌ خود کنایه‌ از این‌ است‌ که‌ با گسترش‌ عدالت‌ آن‌ حضرت‌، جهان‌ خسته‌ از ظلم‌ و ستم‌ ـ که‌ رفته‌ رفته‌ به‌ پیکری‌ بی‌جان‌ تبدیل‌ شده‌ ـ حیات‌ دوباره‌ پیدا می‌کند و نشاط‌ و سرزندگی‌ خود را باز می‌یابد.
  بخشی‌ از این‌ روایات‌، روایاتی‌ است‌ که‌ در تفسیر آیة‌ شریفه‌ زیر وارد شده‌ است‌:
 إعلموا أنّ الله یحیی‌ الارض‌ بعد موتها قد بیّنا لکم‌ الا´یات‌ لعلّکم‌ تعقلون‌. 15
 بدانید که‌ خدا زمین‌ را پس‌ از مرگش‌ زنده‌ می‌گرداند. به‌ راستی‌ آیات‌ ] خود [  را برای‌ شما روشن‌ گردانیده‌ایم‌، باشد که‌ بیندیشید.
  در یک‌ نمونه‌ از این‌ روایات‌ که‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ چنین‌ می‌خوانیم‌:
 یحییها الله عزّوجلّ بالقائم‌ علیه‌السلام‌ بعد موتها. 16
 خداوند، صاحب‌ عزت‌ و جلال‌، به‌ دست‌ قائم‌ ـ که‌ بر او درود باد ـ زمین‌ را پس‌ از مردنش‌ زنده‌ می‌سازد.
  از ابن‌عباس‌ نیز در تفسیر آیة‌ مذکور چنین‌ نقل‌ شده‌ است‌:
 یعنی‌ یصلح‌ «الارض‌» بقائم‌ ال‌ محمد من‌ «بعدموتها» یعنی‌ من‌ بعد جور أهل‌ مملکتها «قدبینّا لکم‌ الا´یات‌» بقائم‌ ال‌ محمد «لعلّکم‌ تعقلون‌». 17
 ] خداوند [  به‌ وسیلة‌ قام‌ آل‌محمد «زمین‌ را پس‌ از مردنش‌»؛ یعنی‌ پس‌ از ستم‌ ساکنان‌ آن‌، آباد و سرزنده‌ می‌سازد. «به‌ راستی‌ آیات‌ را» به‌ وسیلة‌ قائم‌ آل‌محمد «برای‌ شما روشن‌ گردانیده‌ایم‌ باشد که‌ بیندیشید».                                                                      ابراهیم شفیعی سروستانی 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:20  توسط معصومه عالیشاهی  |  نظر بدهید


جایگاه عدالت اجتماعی از دیدگاه امام خمینی ( قسمت سوم )

3 ـ دفاع از حقوق طبقات محروم جامعه و طرد فرهنگ اشرافی گرایی
امام خمینی (قدس سره ) با بینش سیاسی ـ الهی خاصی که داشتند , بارها به مسئولین و کارگزاران نظام اسلامی اتمام حجت می کردند و می گفتند : که خدمت به محرومین جامعه عبادت است , و آنان را « ولی نعمت » خطاب می کردند. و غفلت از امور آنان را مایه ی غضب و خشم پروردگار , در دنیا و آخرت می دانستند.
خدا نیاورد , آن روزی را , که سیاست ما وسیاست مسئولین کشور ما , پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد; و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند. « معاذالله » که این با سیره و روش انبیا و امیرالمومنین (علیه السلام ) و ائمه ی معصومین علیهم السلام ـ سازگار نیست , ... گمان نمی کنم , عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد , ... یک موی سر این کوخ نشینان و شهید دادگان به همه ی کاخ و کاخ نشینان جهان شرافت دارد . (42 )
4 ـ پرهیز از شعارگرایی در دفاع از حقوق طبقات محروم جامعه
یکی از ویژگی های حاکمان طاغوتی در دنیای اسلام از دوران بنی امیه و بنی عباس تا به امروز استفاده از عنوان « حکومت و خلافت اسلامی » برای سرپوش گذاشتن روی اعمال غیر اسلامی و غیر انسانی شان بوده است .
ایشان باید بگوید , که این دولت های اسلامی , همه ی دولت های اسلامی , (در مقیاس جهان اسلام ) , الا یک معدود بسیار کمی , اصلا به اسلام کاری ندارند , اسلام وسیله برای مقام است , ... ما که امیدواریم , که یک جلوه ی ولو بسیار ناقصی از ولایت , از ولایت علی بن ابیطالب (ع ) در کشور ما باشد , ما باید توجه بکنیم , کافی ندانیم , اینکه ما تظاهر می کنیم , و شعار می دهیم و چه اینها کافی نیست . دولت واقعا " باید با تمام قدرت , آنطوری که علی (ع ) برای محرومین دل می سوزاند , ... دل بسوزاند . (33 )
5 ـ وجود کارگزاران برخاسته از طبقات محروم جامعه
امروز در کنار باورهای دینی , اعتقادی و سایر عناصر تشکیل دهنده ی قدرت ملی یک جامعه ی مستقل , وجود وحدت و همبستگی ملی بین آحاد مردم یکی از مهمترین عناصر استحکام نظام های سیاسی است , فلذا در سایه ی حکومت مردمی ضریب وحدت و همبستگی ملی افزایش می یابد و چنین امری باعث تقویت نظام سیاسی حاکم در سطح نظام بین المللی می گردد.
در طول تاریخ شاهنشاهی در ایران ... حکومت , حکومت اشراف بود. یکی از نعمت های بزرگی که خدای تبارک و تعالی به این ملت عنایت فرمود اینکه حکومت , حکومت مستضعفین است . حکومت محرومین است , یعنی آنهایی که در راس حکومت واقع شده اند , ... خودشان لمس محرومیت را کرده اند , ... حکومت مردمی یکی از خاصیات بزرگش این است , که خوف (قدرت های استکباری ) در دل شان نیست , ... مردم پشتیبان حکومت هستند , ... اگر نصف مردم (ایران ) پشتیبان محمد رضا بودند , این مصیبت ها به سر او می آمد !(34 )
6 ـ توان ایجاد عدالت اجتماعی در سطح سیاست خارجی و روابط بین المللی
در جهان امروزی بشر توانسته است , در سایه ی خرد جمعی به پیشرفت های محیرالعقولی در رشته های مختلف علوم دسترسی پیدا کند. فلذا در سایه ی دست یابی به انواع و اقسام علوم تجربی در زمینه های علمی , فرهنگی و بالاخص دانش ارتباطات , دنیا به منزله « دهکده جهانی » محسوب می گردد. در این دهکده همه ی کشورهای جهان برای ادامه ی حیات سیاسی , اجتماعی , ... و همچنین تامین نیازهای روزافزون مادی و معنوی خود نیاز به تعامل دارد.
در این مبادله ملتی قدرتمند و سرافراز محسوب می شود , که حکومت شان بتواند , با استفاده از سرمایه های ملی در یک تعامل مثبت در عرصه ی بین المللی تاثیر گذار باشد , در این عرصه نیز مانند , عرصه ی داخلی همه ی شرایط مذکور در اعمال حاکمیت سیاسی در داخل به مدد حاکمان در روابط خارجی درمی آید.
ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ی ستمگران را در کشورهای اسلامی می شکنیم و با « صدور انقلاب » مان , که درحقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی (ص ) است , به سیطره و سلطه و ظلم جهان خواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح کل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنافداه ـ هموار می کنیم . (45 )
ما تا آخرین قطره ی خون خویش با آنان شدیدا می جنگیم , چرا که مرد جنگیم . ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم , چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ « لااله الاالله و محمد رسول الله » بر تمام جهان طنین نیفکند , مبارزه هست و تا مبارز در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست , ما هستیم (46 )
ما این واقعیت را در سیاست خارجی و « بین الملل اسلامی » مان بارها اعلام نموده ایم , که درصد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه ی جهانخواران بوده و هستیم . حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را « توسعه طلبی » و تفکر تشکیل « امپراتوری بزرگ » می گذارند , از آن باکی نداریم واستقبال می کنیم .
ما درصدد خشکانیدن ریشه های فاسد « صهیونیزم » , « سرمایه داری » و « کمونیزم » در جهان هستیم . ما تصمیم گرفته ایم , به لطف و عنایت خداوند بزرگ , نظام هایی که بر این سه پایه استوار گردیده اند , نابود کنیم , و نظام اسلام رسول الله (ص ) را در جهان استکبار ترویج نماییم . (47 )
ما با « کمونیسم بین الملل » به همان اندازه در ستیزیم , که با جهانخواران غرب به سرکردگی امریکا. و با صهیونیزم و اسرائیل شدیدا مبارزه می کنیم . دوستان عزیزم ! بدانید که خطر قدرت های کمونیستی از آمریکا کمتر نیست , و خطر آمریکا به حدی است , که اگر کوچکترین غفلتی کنید , نابود می شوید , ... من بار دیگر پشتیبانی خودم را از تمام نهضت ها و جبهه ها و گروههایی که برای رهایی از چنگال ابرقدرت های چپ و راست می جنگند , اعلام می کنم . (48 )
ما امروز دورنمای « صدور انقلاب اسلامی » را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش می بینیم و جنبشی که از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستکبران و زورمداران شروع شده و در حال گسترش است , امید بخش آتیه ی روشن است و وعده ی خداوند را نزدیک و نزدیک تر می نماید. گویی جهان مهیا می شود , برای طلوع آفتاب ولایت از افق مکه ی معظمه و کعبه ی آمال محرومان و حکومت مستضعفان . (49 )
7 ـ حفظ نظام جمهوری اسلامی در مقابل آسیب های داخلی و تهدیدات خارجی
حفظ اسلام در راس تمام واجبات است , که انبیا عظام از آدم (ع ) تا خاتم النبیین (ص ) در راه آن کوشش و فداکاری جان فرسا نموده اند و هیچ مانعی آنان را از این فریضه ی بزرگ بازنداشته است , و همچنین پس از آنان اصحاب متعهد و ائمه ـ علیهم صلوات الله ـ با کوشش های توان فرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن کوشیده اند. و امروز بر ملت ایران خصوصا , و بر جمع مسلمانان عموما , واجب است , این امانت الهی رالله حفظ نموده و در راه ایجاد مقتضیات بقای آن ... کوشش نمایند . (50 )
« مساله ی حفظ « نظام جمهوری اسلامی » در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک , نسبت به این مولود شریف می شود , از اهم واجبات عقلی وشرعی است , که هیچ چیز به آن مزاحمت نمی کند » . (51 )
« اگر اسلام عزیز و جمهوری اسلامی نوپا به انحراف کشیده شود و سیلی بخورد و به شکست منتهی شود , خدای نا خواسته اسلام برای قرن ها به طاق نسیان سپرده می شود و به جای آن « اسلام شاهنشاهی و ملوکی » جایگزین آن خواهد شد » . (52 )
پیام ویژه
حضرت خاتم الاوصیا و مفخرالاولیا حجت بن الحسن ـ ارواحنا لمقدمه الفدا... بزرگ شخصیتی , که برپاکننده عدالتی است , که بعثت انبیا ـ علیهم السلام ـ برای آن بود. و چه مبارک است , زاد روز ابرمردی که جهان را از شر ستمگران و دغل بازان تطهیر می نماید. و زمین را پس از آنکه ظلم و جور آن را فرا گرفته پر از عدل و داد می نماید و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض می نماید.
و چه مسعود و مبارک است , روزی که جهان از دغلبازی ها و فتنه انگیزی ها پاک شود و « حکومت عدل الهی » بر سراسر گیتی گسترش یابد و منافقان و حیله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالی بر بسیط زمین افراشته گردد و تنها « قانون عدل اسلامی » بر بشریت حاکم شود و کاخ های ستم وکنگره های بیداد فرو ریزد.
و آنچه غایت بعثت انبیاـ علیهم صلوات الله ـ و حامیان اولیا بوده تحقق یابد و برکات حق تعالی بر زمین نازل شود و قلم های ننگین و زبان های نفاق افکن شکسته و بریده شود و سلطان حق تعالی بر عالم پرتو افکن گردد و شیاطین و شیطان صفتان به انزوا گرایند و سازمان های دروغین « حقوق بشر » از دنیا برچیده شوند.
و امید است , که خداوند متعال آن روز فرخنده را , به ظهور این مولود فرخنده , هر چه زودتر فرا رساند و خورشید هدایت و امامت را طالع فرماید. و اکنون ما منتظر قدوم مبارکش مکلف هستیم ; تا با تمام توان کوشش کنیم , تا « قانون عدل الهی » را در این کشور ولی عصر ـ عج الله تعالی فرجه ـ حاکم کنیم . (53 )
جمع بندی و نتیجه گیری
خلاصه ی پژوهش و دیدگاه نگارنده : در کنار تحول امید بخش و رو به ترقی ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام در قرن بیستم ; قرن افول ارزش های الهی انسانی ; با ایجاد انقلاب اسلامی که خود معلول خونبهای هزاران زن و مرد دلباخته ی اسلام راستین و حقیقی است , « عدالت اجتماعی » در پرتو اندیشه ی تابناک احیاگر اسلام ناب محمدی (صل الله علیه و آله و سلم ) امام خمینی (صل الله علیه و آله و سلم ) به جایگاه واقعی خود بازگشت .
ولی در کنار این تحول امیدبخش و رو به ترقی در سایه ی نگرش صحیح به مقوله ی « عدالت اجتماعی » توام با معنویت و بازیافت اصول و ارزش های اسلام ناب , همچنان به دلیل وجود مدیران نالایق و دنیاگرا شاهد « نابرابری اجتماعی » در ارتباط با حقوق اقشار محروم و مستضعف جامعه هستیم . تا جایی که به اعتقاد مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای طبق تقسیم بندی مراحل پنجگانه ی انقلاب اسلامی ; یعنی « ایجاد انقلاب اسلامی » , « ایجاد نظام اسلامی » , « ایجاد دولت اسلامی » , ایجاد کشور اسلامی » , « ایجاد دنیای اسلامی » , ایران اسلامی هم اکنون در مرحله ی « ایجاد دولت اسلامی » و در آستانه ی « ایجاد کشور اسلامی » قرار دارد.
امید است , با بازخوانی اصول مسلم اسلامی و اصلاح مدیریت نالایق و قطع دست های ناپاک در امر مدیریت جامعه ی اسلامی , بار دیگر شاهد برپایی نهضت تمام عیار عدالت خواهی به سبک « نبوی » و « علوی » در کشور قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم » بوده باشیم . و در نتیجه با زمینه سازی مناسب در زمان ظهور آن حضرت (صلی الله علیه و اله وسلم ) شاهد گسترش عدالت در مقیاس جهانی و در همه ی ابعاد مادی و معنوی باشیم .
« اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النافق و اهله .... اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا (صلواتک علیه و آله ) و غیبه ولینا و کثرت عدونا و قله عددنا و شدت الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا » « ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم »
فهرست منابع
42 ـ همان , ج 20 , صص 342 ـ341
43 ـ همان , ج 18 , صص 159 ـ158
44 ـ همان , صص 32 ـ27
45 ـ همان , ج 20 , ص 345
46 ـ همان , ج 12 , صص 148 ـ147
47 ـ همان , ج 21 , ص 81
48 ـ همان , ج 12 , صص 203 ـ202
49 ـ همان , ج 17 , ص 480
50 ـ همان , ج 21 , ص 403
51 ـ همان , ج 19 , ص 153
52 ـ همان , ج 18 , ص 5
53 ـ همان , ج 14 , صص 473 ـ472
امام خمینی : ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ی ستمگران را در کشورهای اسلامی می شکنیم و با صدور انقلاب مان , که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی است , به سیطره و سلطه و ظلم جهان خواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح کل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار می کنیم
امام خمینی : ما این واقعیت را در سیاست خارجی و « بین الملل اسلامی » مان بارها اعلام نموده ایم ; که درصد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه ی جهانخواران بوده و هستیم . حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را « توسعه طلبی » و تفکر تشکیل « امپراتوری بزرگ » می گذارند , از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم
امام خمینی : خدا نیاورد , آن روزی را , که سیاست ما و سیاست مسوولین کشور ما , پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد; و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند. « معاذالله » که این با سیره و روش انبیا و امیرالمومنین و ائمه ی معصومین علیهم السلام سازگار نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:18  توسط معصومه عالیشاهی  |  نظر بدهید


عدالت اجتماعی از دیدگاه امام خمینی(ره) (قسمت دوم )

8 ـ عدالت اجتماعی رمز بقا انقلاب اسلامی این معنا امروز دیگر عملی نیست , که یک دسته ای آن بالاها باشند و همه آن چیزهایی را که بخواهند , به طور اعلی تحقق پیدا بکند , پارک ها و اتومبیل ها و بساط , یک دسته هم این زاغه نشین ها باشند , که اطراف تهران اند ومی بینند آنها را. این نمی شود , این نه منطق اسلامی دارد , نه منطق انصافی دارد , نه صحیح است !و اگر خدای نخواسته اینها صدای شان درآید , دیگر قابل خاموشی نیست , شماها باید یک فکری بکنید , ... این « تفاوت طبقاتی » به اینطور نباشد , یک تعدیلی بشود , اسلام تعدیل می خواهد. نه جلو سرمایه را میگیرد و نه می گذارد , سرمایه آنطور بشود; که یکی صدها میلیارد دلار داشته باشد و برای سگش هم اتومبیل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذلک . و این یک , شب که برود , پیش بچه هایش نان نداشته باشد , نمی شود; این عملی نیست . نه اسلام با این موافق است , نه هیچ انسانی با این موافق است . (22 )

 9 ـ عدالت اجتماعی اصلی ترین ویژگی جمهوری اسلامی و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین . (23 ) ... (و خواستیم بر مستضعفان روی زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان گردانیم , و ایشان را وارثان گردانیم ) , ... با « جمهوری اسلامی » , « حکومت عدل الهی » را اعلام نمودید , حکومتی , که در آن , جمع اقشار ملت با یک چشم دیده می شوند و نور « عدل الهی » بر همه و همه به یک طور می تابد و باران رحمت قرآن و سنت بر همه کس به یکسان می بارد. ... مبارک باد , شما را چنین حکومتی , ( « جمهوری اسلامی » ) که در آن اختلاف نژاد و سایه و سفید و ترک و فارس و کرد و بلوچ مطرح نیست . همه برادر و برابرند. فقط و فقط کرامت در پناه تقوا و برتری به اخلاق فاضله و اعمال صالحه هست . مبارک باد بر شما روزی که در آن تمام اقشار ملت به حقوق حقه می رسد. فرقی بین زن و مرد و اقلیت های مذهبی و دیگران در اجرای عدالت نیست . (24 )

 10 ـ عدالت اجتماعی اصلی ترین ملاک مدیریتی در نظام اسلامی اسلام خدایش عادل است . پیغمبرش هم عادل است و معصوم , امامش هم عادل و معصوم است , قاضی اش هم معتبر است ; که عادل باشد. فقیه اش هم معتبر است , که عادل باشد. شاهد طلاقش هم معتبر است , که عادل باشد , امام جماعت ش هم معتبر است , که عادل باشد. امام جمعه اش هم باید عادل باشد. از ذات مقدس کبریا گرفته تا آن آخر زمامدار باید عادل باشد , ولات شان هم باید عادل باشند , ... اینها (حکام طاغوتی ) از این طرف آدم کشی می کنند , از آن طرف (شعار) « عدالت اجتماعی » (سر می دهند) . (24 )

 11 ـ عدالت اجتماعی خط تمایز بین اسلام ناب و اسلام آمریکایی اسلام ناب محمدی (ص ) اسلام ائمه ی هدی ـ علیهم السلام ـ اسلام فقرا دردمند , اسلام پابرهنگان , اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیتها باشد , ... اسلام کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل , اسلام التقاط , اسلام سازش و فرومایگی , اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام امریکایی باشد . (26 )

 12 ـ بی عدالتی مشخصه ی اصلی سلاطین و پادشاهان جور « همه ی سلاطین بی استثنا ـ تقریبا بی استثنا مردم خون خواری بودند , حتی آنهایی که به عدالت معروف اند , کسانی که اهل تاریخ هستند , می دانند , که همان « انوشیروان عادل » چه آدمی بوده است و چه آدم ظالمی بوده است . تا رسید نوبت به زمان دیکتاتوری رضاخان , و بعد از او هم , بدتر از او , این پسر (محمد رضاشاه اسلام ستیز) که حقیقتا خلف صادق او بود! اینها از مغول به ما بدتر کردند . (27 ) ولادت ها مختلف است , یک تولدی است , که مبدا همه ی خیرات است , مبدا همه ی برکات است , مبدا کوبیدن ظالم است , مبدا خاموش شدن آن بت کده ها و آتش کده هاست , مثل ولادت رسول اکرم (ص ). ... « انوشیروان عادل » ... یک مرد ظالم سفاکی بوده است , منتها شاید پیش سلاطین دیگر وقتی گذاشتند , به او گفتند : عادل !... و بعضی از تولدها مبدا عکس این مطالب است , مثل تولد چهارم آبان , سالروز تولد شاه اسلام ستیز محمد رضا پهلوی ). البته من از رسول اکرم (ص ) عذر می خواهم , که ذکر تولد ایشان را میکنم و ذکر تولد این شقی را , لکن مقابله ی نور و ظلمت است , مقابله ی انسان و لاانسان است . (28 ) ملتی در طول تاریخ زیر سلطه سلاطین جور بوده اند , در طول تاریخ 2500 سال زیر سلطه سلاطینی بوده است , که همه اش جور بوده است , حتی آن عادل های شان خبیث بودند , حتی آن « انوشیروان » ! عادلش هم از خبیث ها بوده است , حتی آن « شاه عباس جنت مکانش » ! هم از اشخاص ناباب بوده است , پسر خود را کور کرده است , در طول تاریخ این ملت زیر سلطه و چکمه این سلاطین خبیث بوده , (29 ) ... « جنت مکان » ! همین جنت مکانشان مردم خبیثی بودند. همان « شاه عباس جنت مکان » ! است , که پسر خودش را کور کرد! برای خاطر مملکت , برای خاطر جاه طلبی . همان « انوشیروان عادل » است , که از بدترین ظلمه بوده است , و کارهای ظالمانه اش را تاریخ ثبت کرده است . خدا میداند , که ایران از این پادشاه ها چه بر او گذشته . (30 ) عدالت اجتماعی مذموم در نگاه امام خمینی حالا هم یک دسته پیدا شده اند , که اصل تمام احکام اسلام را میگویند : برای این است , که یک « عدالت اجتماعی » پیدا بشود , طبقات از بین برود. اصلا اسلام دیگر چیزی ندارد; توحیدش هم عبارت از توحید این است ; که ملت ها در زندگی توحید داشته , واحد باشند , واحد باشند. عدالتش هم عبارت از این است , که ملت ها همه به طور عدالت و به طور تساوی با هم زندگی بکنند , یعنی , زندگی حیوانی علی السوا با هم زندگی بکنند , ... عرض می کنم , به هم کار نداشته باشند , همه از یک آخوری بخورند . (31 ) « جامعه ی توحیدی » معنایش این است , که تفاوت ما بین افراد نباشد. شما در غیر حیواناتی که , ـ آن هم حیواناتی که تمدن ندارندـ در غیر حیوانات , در کجای عالم پیدا می کنید , که تفاوت نباشد , یعنی همه ی ما یا مهندس باشیم یا هیچ درس نخوانیم . همه ی کشور ما یا همه شان باید مهندس باشند. خوب , همه مهندس , ما کشاورزی نمی خواهیم ! همه کشاورز , ما کارگر نمیخواهیم . همه کارگر , ما کارفرما نمی خواهیم , اصلا قبل ذکر است , این . (32 ) « جامعه توحیدی » به آنطوری که می گویند , یعنی جامعه ی هرج و مرج !... اساس نظام در عالم , نه فقط در اینجا , در عالم از اولی که پیدا شده , اساس بر این بوده است , که مراتب باشد فرق ما بین « دولت اسلامی » و (دولت ) « غیر اسلامی » این است , که ظلم نشود , از بالا به پایین . نه فرمان داده نشود , اطاعت باید بشود , ظلم نباید بشود. ... « جامعه توحیدی » ! یعنی الاغ ها همه یک جورند! گاوها هم یک جورند , فرمانبر و فرمانبردار ندارند; یک همچو جامعه ای را آقایان می خواهند!... اگر یک وقتی بشر وحشی بوده , آنجا یک « جامعه ی توحیدی » ـ هر کسی برای خودش می رفته علفی می چیده و می خورده ـ اما آن روزی که تمدن در بشر آمده است , لازمه تمدن , این است ; که درجات باشد. لازمه ی تمدن این است ; که یکی دکتر باشد , یکی فرض کنید , که مهندس باشد . (33 ) آوای ملکوتی در شوق دیدار حکومت عدالت گستر قائم آل محمد(عج ) الف ـ فلسفه ی غیبت قائم آل محمد(علیه السلام ) قضیه ی غیبت حضرت صاحب (علیه السلام ) قضیه ی مهمی است ; که به ما مسائلی می فهماند. من جمله اینکه برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود , در تمام بشر نبوده , کسی الا مهدی موعود ـ سلام الله علیه ـ که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است , برای بشر. هر یک از انبیا که آمدند , برای اجرای عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود , که اجرای عدالت را در همه ی عالم بکنند , لکن موفق نشدند. ... این ایجاد عدالت است ; در انسان , اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد , از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد; این عدالت در او تحقق پیدا کرده است . اگر در عقائد یک انحرافاتی و کجی هایی باشد , برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیده صحیح و صراط مستقیم , این ایجاد عدالت است , در عقل انسان . در زمان ظهور مهدی موعود ـ سلام الله علیه ـ که خداوند ذخیره کرده است , او را. از باب اینکه هیچ کس در اولین و آخرین , این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود(علیه السلام ) بوده است ; که تمام عالم را , عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد. و آن چیزی که انبیا موفق نشدند , به آن . ... کسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ , پدران حضرت موعود , کسی نبوده است , که بعد از این , اگر مهدی موعود(علیه السلام ) هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق می رفتند , دیگر در بشر کسی نبوده است ; که این اجرا عدالت را بکند , نمی توانسته و این یک موجودی است , که ذخیره شده است ; برای یک همچو مطلبی . (34 ) ب ـ عدالت گستری در همه ی ابعاد حیات طیبه ی انسانی ما که از امام مهدی (علیه السلام ) که قوه ی اجرائیه ی اسلام است , صحبت می کنیم و می گوییم ; که « عدل » در زمان او فراگیر خواهد شد و از طرق خود آنها (بعضی از علما و اشخاص صاحب فتوا که در راس روحانیت بعضی از ممالک اسلامی هستند) هم , همین معنا هست ; « یملا الارض قسطا و عدلابعد ما ملات ظلما و جورا » . (35 ) (زمین را پر از عدل و داد می کند , پس از اینکه از جور و ستم پر شده باشد). ما که راجع به آن می گوییم و می گوییم که انبیا موفق نشده اند , اجرا کنند مقاصد خودشان را. و خداوند در آخر زمان کسی را می آورد , که اجرا کند , مسائل انبیا را. این بیچاره ها برای خدمت به اجانب یا نفهمیده , تاویل می کنند , که فلان گفته است : که حضرت مهدی (علیه السلام ) تتمیم می کند , شریعت را. این بسیار ناگوار است , برای ما; ما حضرت مهدی (علیه السلام ) را یکی از افرادی می دانیم , که تابع اسلام است , لکن تابعی است ; که نور چشم پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم ) است و اجرا می کند , آن مطالبی را که حضرت رسول اکرم (ص ) فرموده است . (36 ) ابزارها و راهکارهای عملی تحقق عدالت اجتماعی از منظر امام (قدس سره ) از دیدگاه امام خمینی (قدس سره ) ابزارها و راهکارهای مختلفی برای تحقق « عدالت اجتماعی » وجود دارد ,

 در این بخش مواردی را یادآور می شویم . 1 ـ وجود حاکمانی مومن به عدالت خواهی اسلامی در « قیام اصلاحی » امام خمینی (علیه السلام ) فقط وجود رهبری عالم و عادل و قوانین اسلامی برای دست یابی به « عدالت اجتماعی » کافی نمی باشد; بلکه با وجود چنین نظامی , که دارای کمال جهت گیری های اساسی برای دست یابی به آرمان عدالت خواهی است . وجود مدیرانی متخصص و مومن به آرمان های انقلاب اسلامی , از جمله ایمان به رفتار مدیریتی عدالت خواهانه , یکی دیگر از لوازم رسیدن به جامعه ی مترقی و عادلانه می باشد. حکومتی می تواند , ادعا بکند , که « حقوق بشر » را حفظ می کند; که دولتش مبتنی بر یک عقاید الهی ـ دینی باشد; تا خودش را مسئول پیش یک قدرت بزرگ بداند , ... آنی که انسان رابه راه می آورد و راهش را معین می کند , آن « دیانت » است , ... آن اعتقاد به یک مبدا و معاد است , ... تا یک نقطه ی معنوی نباشد , بشر « اصلاح » شدنی نیست . اصلاح بشر , حفظ « حقوق بشر » نمی شود; الا اینکه نقطه ی اتکایش , یک مبدا معنوی باشد . (37 ) به همه ی مسئولان کشورمان تذکر می دهم ; که در تقدم ملاکها , هیچ ارزش و ملاکی مهم تر از « تقوا » و « جهاد » در راه خدا نیست . و همین تقدم « ارزشی » و « الهی » باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسوولیت ها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه ی « سنت ها » و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود , ... مصلحت پا برهنه ها و گودنشین ها و مستضعفین , بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و « متمکنین » و مرفهین گریزان از جبهه و جنگ و تقوا مقدم باشد , ... و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند . (38 ) در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزون تر از آن کسی است ; که تقوا داشته باشد , نه ثروت و مال و قدرت , و همه ی مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظف اند; که با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند; تا متمکنین و مرفهین , و در کنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن , افتخار بزرگی است , که نصیب اولیا شده و عملا به شبهات و القاآت خاتمه می دهد . (39 ) 2 ـ ساده زیستی و روحیه ی مردم گرایی مدیران اداره ی امور مملکتی حکومت اسلام و شخص اول , که خلیفه است , بر مسلمین و به منزله ی سلطان است , نسبت به مسلمین . زندگی عادی اش از افراد طبقه ی سه پایین تر , و با مردم , با همین طبقه ی فقرا , هم درجه در زندگی هستند , ... حکومت اسلام مثل حکومت های دیگر از قبیل سلاطین , یا روسای جمهوری نیست . حاکم اسلام , حاکمی است ; که در بین مردم , در همان مسجد کوچک مدینه می آمد , جلوس می کرد , ... و آنهایی که مقدرات مملکت دست شان بود , مثل سایر طبقات مردم در مسجد اجتماع می کردند , و طوری بود; اجتماع شان , که , کسی که از خارج می آمد , نمی فهمید; که کی رئیس مملکت است و کی صاحب منصب است . و کی از فقراست . لباس همان لباس فقرا و « عشرت » همان « عشرت » فقرایی . و در اجرای عدالت طوری بود; که اگر چنانچه یک نفر از پائین ترین افراد ملت , بر شخص اول مملکت , بر سلطان , بر رعیت , ادعایی داشت و پیش قاضی می رفت , قاضی شخص اول مملکت را احضار می کرد و او هم حاضر می شد; و اگر چنانچه حکم بر خلاف او می کرد , حاکم تسلیم بود . (40 ) « فرق ما بین رژیم طاغوتی و رژیم اسلامی این است ; که در رژیم طاغوتی مردم و دولت (از هم جدا) بودند , ... اما در رژیم اسلامی , دولت و ملت از هم جدا نیستند , باهم اند و دوست و برادرند » . (41 )

 پاورقی : 22 ـ همان , ج 8 , ص 470 23 ـ قصص , 5 24 ـ همان , ج 6 , صص 454 ـ 452 25 ـ همان , ج 3 , صص 305 ـ304 26 ـ همان , ج 21 , ص 145 27 ـ همان , ج 6 , ص 173 28 ـ همان , ج 4 , صص 162 ـ161 29 ـ همان , ص 239 30 ـ همان , صص 404 ـ402 31 ـ همان , ج 3 , ص 222 32 ـ همان , ج 11 , ص 417 33 ـ همان , صص 470 ـ469 34 ـ همان , ج 12 , صص 481 ـ480 35 ـ راهنمای انسانیت ; فهرست موضوعی نهج الفصاحه , تنظیم کننده : مصطفی فرید تنکابنی , تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی , 1374 , ص .449 36 ـ صحیفه ی امام , پیشین , ج 13 , ص 97 37 ـ همان , ج 4 , صص 404 ـ402 38 ـ همان , ج 20 , ص 333 39 ـ همان , صص 341 ـ339 40 ـ همان , ج 4 , صص 418 ـ417 41 ـ همان , ج 9 , ص 221 امام خمینی : به همه ی مسئولان کشورمان تذکر می دهم ; که در تقدم ملاکها , هیچ ارزش و ملاکی مهم تر از « تقوا » و « جهاد » در راه خدا نیست . و همین تقدم « ارزشی » و « الهی » باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسوولیت ها و اداره ی کشور و بالاخره جایگزین همه ی « سنت ها » و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود , ... مصلحت پابرهنه ها و گودنشین ها و مستضعفین , بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و « متمکنین » و مرفهین گریزان از جبهه و جنگ و تقوا مقدم باشد , ... و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند امام خمینی : در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزون تر از آن کسی است ; که تقوا داشته باشد , نه ثروت و مال و قدرت , و همه ی مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظف اند; که با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند; تا متمکنین و مرفهین , و در کنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار د ادن , افتخار بزرگی است , که نصیب اولیا شده و عملا به شبهات و القاآت خاتمه می دهد

 

سه‌شنبه ۱٥ دی ،۱۳۸۸ - اسفندیاری | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

همایش بین المللی ایران فرهنگی: گذشته، حال و آینده

همایش بین المللی ایران فرهنگی: گذشته، حال و آینده

ایران فرهنگی مجموعه ای از حوزه نفوذ و تأثیر گذاری فرهنگ ایرانی است که صرف نظر از گستره سیاسی در منطقه و جهان طی ادوار مختلف شکل گرفته و از طریق عناصری مانند زبان و ادبیات، دین، هنر، میراث فرهنگی و ... تأثیر خود را بر جای گذاشته و همچنان منشأ اثر می باشد. با توجه به ضرورت تأمل دانشورانه در این موضوع، مؤسسه مطالعات ملی با مشارکت و همکاری تعدادی از دانشگاه ها و مراکز علمی ـ پژوهشی، همایش بین المللی ایران فرهنگی: گذشته، حال و آینده را در سال 1387 برگزار می کند. کمیته برگزار کننده همایش امیدوار است این همایش با اهتمام و شرکت استادان دانشگاه ها و محققان و ایران پژوهان از سراسر جهان مواجه شده و نقش بسزایی در شناسایی ابعاد و دامنه موضوع یادشده ایفا نماید.
مقالات دریافت شده در محورها و موضوع های ارائه شده، پس از داوری در کمیته علمی همایش، در دو سطح چکیده و مقالات برگزیده، به شکل کتاب، چاپ خواهد شد. همچنین، مقالات ممتاز و مبتنی بر پژوهش های اصیل،‌ پس از مراحل ارزیابی، در فصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات ملی نیز منتشر می شود.
کمیته برگزاری همایش از صاحب نظران و ایران پژوهان انتظار دارد در نگارش مقالات، بُعد توصیفی،‌ آسیب شناسی و ارائه راهکار را مد نظر قرار دهند. برای مثال، انتظار می رود موضوع تعاملات علمی ـ فرهنگی در حوزه ایران فرهنگی، ‌بر پاسخ گویی بدین پرسشها معطوف شود که: وضعیت گذشته و کنونی تعاملات علمی ـ فرهنگی چگونه بوده و هست؟ چه آسیب ها و موانعی فراروی این نوع تعاملات وجود دارد؟ و برای فائق آمدن بر این موانع، چه فرصت هایی موجود و راهکارهایی قابل پیشنهاد است؟
 

الف) اهداف

1. شناسایی گستره فرهنگی ایران در گذشته، حال و چشم انداز آینده
2. هم اندیشی ایران پژوهان برای مطالعه علمی گستره ایران فرهنگی
3. بازشناسی حوزه هویت فرهنگی ایران برای ایران پژوهان و ایران دوستان
4. ظرفیت سازی برای همگرایی فرهنگی منطقه ای و حوزه تمدنی
5. شناسایی و احیای هویتی ایرانیان در گستره جهانی


محورهای همایش

مهمترین موضوع های قابل بررسی در همایش به شرح زیر هستند. اگر چه، مباحث و موضوعات منحصر به موارد یاد شده نیست و مسایل دیگری که مرتبط با موضوع محوری همایش باشد نیز مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.
 

اول: زبان و ادبیات ایرانی

1. جایگاه زبان های ایرانی در جهان ( شبه قاره، افغانستان، آسیای مرکزی، قفقاز، ترکیه و جهان عرب، بالکان و ...)
2. موقعیت کنونی زبان فارسی در منطقه و جهان
3. آسیب ها و چالش های فراروی گسترش زبان وادبیات فارسی در گستره ایران فرهنگی
4. راهکارهای تقویت زبان و ادبیات فارسی در حوزه ایران فرهنگی
5. نقش زبان و ادبیات فارسی در هویت فرهنگی


دوم: جایگاه دین در ایران فرهنگی

1. دین اسلام و تحکیم هویت فرهنگی
2. نقش علما و شخصیت های دینی در هم گرایی فرهنگی
3. قرآن و عترت
4. ادیان توحیدی
5. ایرانیان و اشاعه دین و علوم دینی

 

سوم: هنر و میراث فرهنگی در گستره ایران فرهنگی

1. آیین هاف نمادها، مشاهیر و اسطوره ها
2. صنایع دستی، معماری و شهرسازی
3. خط، کتابت و تذهیب
4. موسیقی، سینما و رسانه
5. گردش گری فرهنگی و دینی


چهارم: تاریخ

1. نقش ایرانیان و شرق شناسان در ایران فرهنگی
2. تاریخ ایران فرهنگی
3. مورخان ایران فرهنگی
4. چالش های تاریخ نگاری ایران فرهنگی
5. تاریخ ایران فرهنگی در نظام آموزشی


پنجم: فرهنگ

1. ایران فرهنگی، هویت و هم گرایی منطقه ای
2. ایران فرهنگی و نظام بین المللی
3. ایران فرهنگی و جهانی شدن
4. ایران فرهنگی و دیپلماسی عمومی
5. ایران فرهنگی، چالش ها و فرصت ها
6. استراتژی وحدت در ایران فرهنگی
7. تعاملات علمی ـ فرهنگی در گستره ایران فرهنگی

 

ب) شرایط و زمان ارسال مقاله

1. مقالات باید منطبق با معیارهای علمی معتبر تنظیم و تدوین شده باشند.
2. خلاصه مقالات ( بین 200-250 کلمه) تا تاریخ 10/8/1387 به دبیرخانه همایش ارسال شود.
3. متن نهایی مقالات (حروفچینی شده) با حجم 15 تا 20 صفحه در نرم افزار (word 2003) XP با فونت 14 حداکثر تا 15/9/1387 به دبیرخانه همایش ارسال شود.
4. زبان اصلی همایش فارسی است و مقالات به زبان انگلیسی هم پذیرفته می شود.
5. برای اطلاع بیشتر به نشانی اینترنتی www.iranfarhangi.ir و یا www.irnsweb.org مراجعه شود و یا با تلفن های 88722843 و 88711600 تماس گرفته شود.
6. با دبیرخانه همایش از طیق آدرس اینترنتی pub@rinsweb.org و motaleatmeli@yahoo.com صورت می پذیرد.
7. زمان برگزاری همایش 23 و 24 دی ماه خواهد بود.


پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم و تحقیقات و فناوری
مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
دانشگاه امام صادق (ع)
مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی

چهارشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

همایش بین المللی ایران فرهنگی

جایگاه دین در ایران فرهنگی

'ایران فرهنگی' - که مجموعه ای از حوزه نفوذ و تاثیرگذاری فرهنگ ایرانی است و صرف نظر از گستره سیاسی در منطقه و جهان طی ادوار مختلف شکل گرفته و از طریق عناصری مانند زبان، ادبیات، دین، هنر، میراث فرهنگی و ... تاثیر خود را بر جای گذاشته است و همچنان منشاء اثر می باشد - موسسه مطالعات ملی با مشارکت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و همکاری تعدادی از دانشگاهها و مراکز علمی - پژوهشی، همایش بین المللی 'ایران فرهنگی؛ گذشته، حال و آینده' را در سال 1387 برگزار می کند. کمیته برگزار کننده همایش ابراز امیدواری کرده که این همایش با اهتمام و شرکت استادان دانشگاهها و محققان و ایران پژوهان از سراسر جهان مواجه شده و نقش بسزایی در شناسایی ابعاد و دامنه موضوع یادشده ایفا کند. مقالات دریافت شده در محورها و موضوعات ارائه شده پس از داوری در کمیته علمی همایش، در دو سطح چکیده و مقالات برگزیده به شکل کتاب چاپ خواهد شد. همچنین مقالات ممتاز و مبتنی بر پژوهشهای اصیل پس از مراحل ارزیابی در فصلنامه علمی - پژوهشی 'مطالعات ملی' نیز منتشر می شود.

کمیته برگزاری همایش از صاحبنظران و ایران پژوهان انتظار دارد در نگارش مقالات، بعد توصیفی، آسیب شناسی و ارائه راهکار را مد نظر قرار دهند. برای مثال انتظار می رود موضوع 'تعاملات علمی - فرهنگی در حوزه ایران فرهنگی' بر پاسخگویی بدین پرسشها معطوف شود که وضعیت گذشته و کنونی تعاملات علمی - فرهنگی چگونه بوده و هست؟ چه آسیبها و موانعی فراروی این نوع تاملات وجود دارد؟ و برای فائق آمدن بر این موانع چه فرصتهایی موجود و راهکارهایی قابل پیشنهاد است؟'

شناسایی گستره فرهنگی ایران در گذشته، حال و چشم انداز آینده، هم اندیشی ایران پژوهان برای مطالعه علمی گستره ایران فرهنگی، بازشناسایی حوزه فرهنگی ایران برای ایران پژوهان و ایران دوستان، ظرفیت سازی برای همگرایی فرهنگی منطقه ای و حوزه تمدنی و شناسایی و احیای هویتی در گستره جهانی، اهداف این همایش است.

موضوعات پیشنهادی همایش در بخش جایگاه دین در ایران فرهنگی

  • دین اسلام و تحکیم هویت فرهنگی
  1. آسیب ها و چالش‌های فراروی گسترش فرهنگ دینی ایران
  2.  بررسی آسیب ها و چالش های فراروی همگرایی فرهنگی اقلیت‌های دینی موجود در ایران فرهنگی
  3. تعاملات دینی و فرهنگی در گستره‌ی ایران فرهنگی            
  4. بررسی نقش و جایگاه فرهنگ دینی ایران در گستره‌های جهانی
  5. ارزشهای جهانشمول فرهنگ دینی ایرانیان و تاثیرات آن بر عرصه منطقه ای و جهانی
  6. و...

·      قرآن و عترت

  1. جایگاه، نقش و گستره شمول و نفوذ قرآن در  فرهنگ دینی ایران
  2. جایگاه و نقش قرآن و اهل بیت در بازیابی و تحکیم هویت ا یرانیان
  3. بررسی راهکارهای ایجاد و تقویت نهضت قرآن آموزی در گستره ایران فرهنگی
  4. نقش ایرانیان در ترویج معارف قرآن و عترت
  5.  فرهنگ  عاشورا در ایران فرهنگی (شبه قاره، آسیای مرکزی، قفقاز و...)
  6.  جایگاه اعیاد و مراسم های مذهبی در تحکیم هویت و همگرایی دینی ایرانیان
  7.  جایگاه و نقش ادعیه و مناجات و زیارات و ... در تحکیم هویت و همگرایی فرهنگی ایرانیان
  8.  تأثیرگذاری فرهنگ جهانی انتظار در تحکیم همگرایی منطقه ای و جهانی
  9. و...

 

·      نقش و جایگاه شخصیت‌ها و نهادهای دینی در همگرایی فرهنگی

  1. بررسی جایگاه و نقش مراکز حوزوی در همگرایی دینی در گستره ایران فرهنگی
  2. بررسی جایگاه و نقش علمای طراز اول در همگرایی دینی در گستره ایران فرهنگی
  3. جایگاه و نقش علمای ایرانی بر جنبش های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
  4. تاثیر پذیری جنبش های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی منطقه و جهان از آموزه های دینی اسلام و تشیع (گاندی، اقبال و...)
  5. تاثیرات حرکت امام خمینی(ره) بر جنبشها و حرکت های خارج از ایران
  6. جلوه‌های برون مرزی فرهنگی -  دینی ایران

v   ایرانیان مقیم خارج از کشور                           

v   نهادها و شخصیتهای متأثر از فرهنگ ایرانیان

v   نهادهای فعال خارج از کشور ( جامعه المصطفی(ص) العالمیه، فرهنگ و ارتباطات، مجمع جهانی اهل بیت (ع)، شخصیتها و...)

  1. بررسی نقش و کارکرد نهادهای فعال دینی و فرهنگی در حوزه ایران فرهنگی در ابعاد منطقه ای و جهانی

مجمع جهانی اهل بیت(ع)، جامعه المصطفی(ص) العالمیه، سازمان فرهنگ و ارتباطات، نهادهای اعزام مبلغ، سازمان حج و زیارت، صدا و سیما و ....

 

·      ادیان و مذاهب

1.          ایرانیان و همزیستی مسالمت آمیز ادیان و مذاهب                                      2.     ایرانیان و گفتگوی ادیان و مذاهب

3.        سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی فرهنگی                4.     و...

·      معماری و هنر

1.        جایگاه اماکن دینی و مذهبی (جمکران، امامزاده و ....... ) در تحکیم و همگرایی فرهنگی ایرانیان

2.         بررسی ریشه های فرهنگی ـ دینی گرایش ایرانیان و مسلمانان  به اماکن دینی

3.         بررسی راه های گسترش فضاهای مذهبی و تاثیرآن بر همگرایی فرهنگی

4.         تاثیر هنر و معماری ایران در جهان اسلام

·      نقش رسانه‌ها در همگرایی فرهنگی:

  1. بررسی حضور علما و شخصیتهای دینی در فضای سایبر و تأثیرات آن در همگرایی فرهنگی منطقه ای و جهانی
  2.  بررسی نقش و جایگاه سایت ها و شبکه‌های ماهواره‌ای در تحکیم هویت دینی و فرهنگی(تهدیدها و فرصتها)
  3.  نقش و جایگاه شبکه های برون مرزی در همگرایی فرهنگی ( العالم، کوثر، جام جم و...)
  4. و...

·      گردشگری دینی

  1. گردشگری دینی و انتقال فرهنگی                                                       2.     سفرهای برون مرزی ایرانیان به اماکن دینی

2.       سفر به مراکز مذهبی ایران با تاکید بر قم و مشهد                                  4.     مدارس مذهبی و تاثیر آن بر همگرایی فرهنگی 

ý   شزایط و زمان ارسال مقالات

*مقالات باید منطبق با معیارهای علمی معتبر تنظیم و تدوین شده باشند.          *خلاصه مقالات (200 250 کلمه ) تا تاریخ ۱۰/8/1387 به دبیر خانه همایش ارسال شود.      *متن نهایی مقالات ( حروفچینی شده) با حجم 15 تا 20 صفحه در نرم افزار ( word2003)  XP با فونت 14 حداکثر تا ۱۵/9/1387 به دبیر خانه همایش ارسال شود.       *زبان اصلی همایش فارسی است و مقالات به زبان انگلیسی نیز پذیرفته می شود.               

*برای اطلاع بیشتر به نشانی اینترنتی www.rinsweb.org مراجعه شود ویا با تلفنهای تهران 88722843 88711600 تماس گرفته شود.                 *مکاتبه با دبیر خانه همایش از طریق آدرس الکترونیکی صورت می پذیرد.               *زمان برگزاری همایش 23 و 24 دی ماه خواهد بود.

چهارشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

اولین نشست مسوولین حوزه علمیه مجازی

اولین نشست صمیمی مسئولین حوزه علمیه مجازی با آموزشیاران دروس الکترونیکی  

در روز چهارشنبه مورخه 2/5/87 در دفتر فناوری اطلاعات، جلسه‌ای با موضوع «بررسی مسائل مربوط به فرآیند بازتولید محتوایی الکترونیکی»‌ و با هدف معارفه بیشتر آموزشیاران و مسئولین حوزه علمیه مجازی و آشنایی آموزشیاران با سیاست‌های موجود در آموزش مجازی با حضور آقایان: حجةالاسلام والمسلمین حسینی(مسئول محترم دفتر فناوری اطلاعات و حوزه علمیه مجازی)، مهندس جعفری(قائم مقام دفتر فناوری)، دکتر سیاحت(معاون پژوهش حوزه علمیه مجازی) و سایر همکاران محتوایی و آموزشیاران محترم برگزار گردید.
در ابتدای این جلسه، حجة‌الاسلام حسینی به بیان ضرورت آموزش مجازی با هدف ترویج معارف اهل البیت در اقصی نقاط عالم با استفاه از تکنولوژی روز پرداختند.

دکتر سیاحت معاون پژوهش حوزه علمیه مجازی نیز به بیان اهمیت آموزش مجازی در عصر حاضر و لزوم بی‌عیب و نقص بودن تولید دروس الکترونیکی در حوزه ـ به علت در معرض نقد همگان بودن ـ پرداختند.

در ادامه جلسه، به معارفه آموزشیاران و اعضای واحد محتوایی آموزش مجازی پرداخته شد و همچنین خلأهای موجود در بخش پژوهش مطرح گردید و آموزشیاران به بیان نظرات و دیدگاههای خود در راستای حل مشکلات پیش روی تولید دروس الکترونیکی پرداخته و خلاءهای موجود در فرایند تولید محتوای آموزش الکترونیکی را بررسی نمودند.
در انتهای جلسه مقرر شد جلساتی بین  آموزشیاران با اساتید، آموزشیاران با همدیگر (در گروه‌های تخصصی مشترک) در آینده برگزار گردد و در این جلسات، مباحث بصورت تخصصی‌تری بررسی گردد.

سه‌شنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

نحوه نگارش پایان نامه

·                                 یکی از اهداف نگارش هر پایان نامه، در اصل آشنا نمودن دانشجو با نحوه نگارش و تنظیم یک مبحث علمی است.

·                 پایان نامه نوشته ای است شامل چکیده پایان نامه به فارسی، فهرست تفصیلی مطالب، فهرست تصاویر، جداول و نمودارها، مقدمه و تاریخچه مختصر، مروری بر کارهای انجام شده و آخرین اطلاعات تئوری، عملکرد تحقیقی و عملی نتایج، بحث و پیشنهادات، فهرست منابع و ماخذ و چکیده پایان نامه به انگلیسی که توسط دانشجو و با هدایت و نظارت استاد راهنما و همکاری استاد مشاور (در صورت داشتن) تنظیم و تدوین می شود.

·                                 رعایت این تذکرات از جانب دانشجویان برای رعایت هماهنگی بین پایان نامه ها الزامی است.

·                                 موضوعات هر پایان نامه را با توجه به تعریف فوق و به ترتیب تقدم ذیل می توان دسته بندی نمود:

·                                  

·                                 -          فرم زرکوب روی جلد فارسی(در صورتیکه ارائه پایان نامه بصورت مجلد باشد.)

·                                 -          فرم داخل جلد به فارسی

·                                 -          بسم الله الرحمن الرحیم

·                                 -          تقدیم (اختیاری می باشد)

·                                 -          چکیده پایان نامه به فارسی

·                                 -          تقدیر و تشکر(اختیاری می باشد)

·                                 -          فهرست مطالب

·                                 -          فهرست اشکال

·                                 -          فهرست جداول

·                                 -          متن پایان نامه

·                                 -          نتایج و تحقیقات آتی

·                                 -          پیوستها(ضمیمه 1، ضمیمه 2، ...)

·                                 -          مرجعها و ماخذها

·                                 -          چکیده پایان نامه به انگلیسی

·                                 -          فرم داخل جلد به انگلیسی

·                                  

·                                 ترتیب درج مطالب پایان نامه

·                                 الف- برگهای ابتدای پایان نامه

·                                 برگ اول (فرم داخل جلد به فارسی) : این قسمت باید دقیقاً طبق فرمت داده شده اعمال گردد.

·                                
برگ دوم : بسم الله الرحمن الرحیم

·                 برگ سوم (تقدیم) : در صورت تمایل دانشجو می تواند پایان نامه خود را به شخصیتی و یا ... تقدیم نماید، که در این صفحه درج می گردد.

·                 برگ چهارم (چکیده) : هر پایان نامه بایستی با چکیده آغاز گردد که شامل بحث پیرامون موضوع پایان نامه، شیوه های تحقیق و نتیجه کلی است . دانشجو موظف است این چکیده را به زبان فارسی تهیه و در این برگ از پایان نامه درج نماید.

·                                 برگ پنجم (تقدیر) : دانشجو می تواند در صورت تمایل در این صفحه از کسانی او را در تهیه پایان نامه یاری نموده اند تقدیر نماید.

·                                 برگ ششم (فهرست مطالب) : دانشجو بایستی فهرست مطالب که همراه با شماره صفحه مربوطه در این قسمت درج نماید.

·                                 دانشجو باید پس از درج فهرست مطالب پایان نامه، فهرست اشکال را به صورت جدا از فهرست مطالب درج نماید.

·                                 دانشجو باید پس از درج فهرست اشکال پایان نامه، فهرست جداول را به صورت جدا از فهرست اشکال درج نماید.

·                                
ب ) پس قرار گرفتن مطالب فوق به ترتیب ، متن پایان آغاز می گردد.

·                 مقدمه : این قسمت شامل هدفهای مورد نظر در پایان نامه، روشها و نحوه انجام تحقیق و نتایج حاصل از آن باشد. اغلب منابع مروری (Literature Review) نیز در این قسمت انجام می پذیرد. همچنین ذکر اهمیت موضوع تحقیق در رابطه با توسعه کشور توصیه می شود.

·                                 توضیح ساختار پایان نامه با ذکر مختصر از مطالبی که در فصلهای مختلف آورده شده است ضروری است.

·                 فصلها : متن هر پایان نامه شامل چندین فصل و هر فصل شامل چندین بخش خواهد بود. هر فصل را می توان با یک مقدمه کوتاه آغاز و بایک نتیجه گیری مختصر به اتمام رساند. هر فصل باید به شکلی که در بخش بعدی در باره آن توضیح داده خواهد شد شماره گذاری گردد.

·                 بنا به نظر دانشجو و تایید استاد راهنما مطالب مختلف پایان نامه در چند فصل مختلف دسته بندی می گردد. در فصل آخر بایستی به نتایج بدست آمده، بحث و پیشنهادات لازم پرداخت.

·                 فصل آخر : فصل آخر باید با توجه به مطالب عنوان شده به ویژه در مقدمه به نگارش درآید. مقایسه نتیجه های بدست آمده با هدفهای از قبل تعیین شده در مقدمه، دستیابی های نوین در این فصل ذکر می شوند و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. در ضمن ارائه دهنده پایان نامه در این فصل به عنوان پیشنهاد برای تحقیقات بعدی، به طرح چند موضوع در راستای تحقیقات خود می پردازد.

·                                
ج ) پیوستها

·                 پس از اتمام مطالب پایان نامه پیوستها قرار می گیرند. قسمت اصلی متن پایان نامه نباید دارای داده های (data) غیر ضروری، برنامه نرم افزاری و یا چگونگی بدست آوردن معادلات ریاضی باشد، چنین مطالبی باید در پیوست آورده شود.

·                                
د) مراجع و ماخذ ها

·                 پس از اتمام بخش پیوستها، باید مراجع درج گردد. به طور کلی چنانچه برای مطلبی از منبعی استفاده شود، ذکر آن مرجع در لیست مراجع پایان نامه الزامی می باشد. در این گونه موارد مطلب بین دو گیومه نوشته می شود و بلافاصله بعد از آن علامت [ ] درج می گردد که در داخل آن شماره منبع مذکور به ترتیب عددی از اول پایان نامه قرار می گیرد. مثلاً پانزدهمین منابع استفاده شده بعد از ذکر مطلب مربوطه در داخل گیومه اینگونه آورده می شود: [15[

·                 گاهی اوقات در نقل خلاصه، یک مقاله که توسط یک شخص نگارش یافته است در یک جمله ذکر می شود که در اینگونه موارد به شرح زیر اقدام می کنیم :

·                                 علی ریاضی [ ] ، آرایش کنترل آداپتو را تنها راه حل کنترل سیستم های ربات می داند.

·                                
ه- برگهای انتهای پایان نامه

·                 برگ ماقبل آخر (چکیده انگلیسی پایان نامه) : چکیده پایان به انگلیسی ترجمه همان چکیده فارسی می باشد که در ابتدای پایان قرار گرفته است.

·                                 برگ آخر (فرم انگلیسی ): اینبرگ بایستی دقیقاً مانند فرمت داده شده اعمال گردد.

·                                  

·                                 شماره گذاری و ارائه منابع

·                                 شماره گذاری متن :

·                 صفحه های فرم داخل جلد و بسم الله الرحمن الرحیم، شماره گذاری نمی شوند. صفحات بعدی به ترتیب حروف ابجد شماره گذاری می گردند. شماره گذاری با عدد از مقدمه و تا انتهای پایان نامه (پیوستها) ادامه خواهد داشت. در شماره گذاری اعداد باید در وسط و پایین صفحه قرار گیرند.
شماره گذاری روابط ریاضی :

·                 هر رابطه و یا معادله ریاضی به وسیله دو عدد توسط یک خط فاصله از یکدیگر تمیز داده و مشخص می گردند. عدد سمت چپ نشانگر شماره فصل و عدد سمت راست نشانگر شماره ترتیب روابط در هر فصل می باشد. مثلاً رابطه چهارم در فصل پنجم را به صورت زیر باید نشان داد  : (4-5)

·                                  

·                                 شماره گذاری جداول و نمودارها:

·                 در هر فصل هر جدول (شکل) با درج شماره فصل شکل (جدول) درآن فصل شماره
گذاری می شود. سپس موضوع شکل (جدول) بلافاصله بعد از شماره گذاری درج خواهد شد. به طور مثال جدول 3- 2 (فصل دوم شماره(3 به صورت زیر شماره گذاری می گردد
جدول (شکل) 3-2- پاسخ سیستم با کنترل آداپتیو

·                                  

·                                 ارائه منابع:

·                                 نویسنده

·                                 عنوان مقاله

·                                 منابع: کنفرانس، ژورنال علمی و ....

·                                 صفحات

·                                 سال انتشار

·                                  S. Nicosia and P. Tokei "Model Reference Adaptive Control Algorithms for Industerial Robots" Automatica vol. 20, No. 5, pp. 635-644(1984).

·                                 در مورد کتاب:

·                                 نویسنده - عنوان کتاب - ناشر - سال انتشار

·                                 J.J Craig, (Introduction to Robatics : Mechanics and Control,) Addison Wesley. 1986.

·                                  

·                                 چگونگی تایپ پایان نامه

·                                 در تایپ پایان نامه رعایت موارد زیر لازم می باشد:

·                                 تمامی پایان نامه باید با یک فونت تایپ شود.

·                                 تمامی متن پایان نامه، معادلات ریاضی، علائم بکار برده شده باید به وسیله کامپیوتر تایپ شوند.

·                                 متن یا فرمول دست نویس پذیرفته نمی شود.

·                                 تمامی جداول و نمودارهای باید کامپیوتری باشد

·                 حاشیه متن از سمت راست و چپ هر صفحه پایان نامه 3 سانتی متر و حاشیه های بالا و پایین نیز باید 5/2 سانتی متر باشد. این دستور شامل متن، نمودارها و دیگر قسمت های پایان نامه نیز می باشد.

·                                 توصیه می شود پس از تایپ پایان نامه تکثیر در هر دو روی کاغذ انجام شود.

·                                  

·                                 توصیه ها

·                                 جملات متن حتی الامکان کوتاه و مطابق قواعد دستور زبان فارسی باشد.

·                 در قسمت مرور بر منابع مطالعاتی، در پایان جمله یا پاراگراف مورد استفاده، ماخذ یا شماره منبع مشخص گردد. این شماره در داخل قلاب نوشته شود . [ ]

·                                 کلیه واحد ها در سیستم SI داده شود. کاربرد سیستم متری و یا اینچی در کنار واحدهای SI مانعی ندارد.

·                                 حتی الامکان از علامتهای استاندارد استفاده شود. در غیر اینصورت در اولین صفحه بعد از چکیده علامتهای به کار رفته تعریف شوند.

·                                 در صورتیکه تصویری به صورت کپی در پایان نامه ارائه شده است باید کاملاً واضح و از کیفیت خوبی برخوردار باشد.

·                 به طور کلی اهمیت پایان نامه صرفاً به نوآوری نگارنده بستگی دارد. لذا از مطالب تکراری، کلاسیک و متعلق به دیگران فقط به صورت اختصار کمک گرفته شود.

·                 نوشتن برنامه های کامپیوتری به طور مفصل در پایان نامه ضرورت ندارد و تنها ذکر قسمتهای مهم و احتمالاً تغییراتی که در برنامه اصلی کامپیوتر به علت موضوع مورد بحث پایان نامه پیش آمده کافی است. این مهم حداکثر از (2 یا 3) صفحه نباید بیشتر باشد.

·                                 کاغذ مورد استفاده برای نوشتن پایان نامه باید از قطع A4 انتخاب شود.

·                                 تایپ متن پایان نامه بوسیله کامپیوتر باشد.

·                                
دانشجویان بایستی دو CD حاوی پایان نامه با فرمتی که در باره آن توضیحات لازم داده شده است (در ادامه نمونه ای از آن آورده شده است)، با فرمت PDF به دفتر تحصیلات تکمیلی دانشکده ارائه دهند تا پس از تائید استاد راهنما به تحصیلات تکمیلی دانشگاه ارسال گردد.

ماخذ : تحصیلات تکمیلی دانشگاه علم و صنعت

شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

روش نگارش وتدوین مقالات علمی _ پژوهشی

  تعریف پژوهش

پژوهش، فرایند پردازش اطلاعات است که مهمترین ویژگی‌اش زایایی، باروری و تولید علم در تاریخ آن علم می‏باشد و دارای هویت جمعی است.

آنچه در کتب و منابع یافت می‌شود داده‌هاست. پس از سنجش و گزینش، داده‌ها به اطلاعات تبدیل می‌شوند، با پردازش اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها در مقاله، تولید علم صورت می‌گیرد. پژوهش، فرایند تولید علم است برخلاف بسط اطلاعات دیگران که توسعه است نه پژوهش. پژوهشگر مانند زنبور عسل است که چیز جدید تولید می‌کند نه مثل مورچه که فقط اطلاعات را جمع می‌کند.

شأن مقاله این است که در مقیاس تاریخ آن علم، تولید علم کند. مقاله علمی پژوهشی، باید نوآوری داشته باشد و پیدا کردن حرف جدید در تاریخ یک علم که قبلاً نبوده، کار دشواری است. این نوآوری فقط در نظریه‌پردازی نیست بلکه می‌تواند زبان جدید، روش جدید، مسأله جدید، تعریف جدید و... در تاریخ علم باشد. اگر جهت‌گیری مقاله ترویجی و اطلاع‌رسانی باشد، مجلات علمی پژوهشی آن را چاپ نمی‌کنند.

مراحل پژوهش

در پژوهش، آغاز کار، روبرو شدن با مشکل است. محقق باید با تاکتیک‌های خاصی، مشکل را به مسأله تبدیل کند. سپس فرضیه بدهد، آن را آزمایش کند و به این ترتیب، به یک نظریه برسد که مسأله را حل کند. فرضیه، پاسخ اولیه محقق به مسأله است. البته روش آزمون در علوم مختلف، متفاوت است. اگر مشکل به مسأله تبدیل نشود یک فعالیت موضوع محور انجام خواهد شد در حالیکه پژوهش یک فعالیت مسأله محور است. در تحقیقات مسأله محور، امکان مغالطه کمتر خواهد بود. بنابراین مقالات بایستی جهت‌گیری مسأله محوری و پژوهشی داشته باشند.

ساختار مقالات علمی- پژوهشی

با فرض اینکه فیش‌ها و اطلاعات فراهم است، به توضیح ساختار مقاله می‌پردازیم. هر مقاله ساختاری دارد که متشکل است از: عنوان، چکیده، طرح مسأله(مقدمه)، بدنه اصلی مقاله، نتیجه و منابع.

1. عنوان

عنوان مقاله بایستی اولاً تکراری نباشد؛ ثانیاً تطویل بلاضرورت نداشته باشد؛ ثالثاً ابهام و نارسایی نداشته باشد. و رابعاً خطابی یا شعرگونه نباشد. انتخاب عنوان مثل بسته بندی یک جنس خوب است که اگر با ملاک‌های صحیح صورت نگیرد جنس هم ضایع می‌شود.

در عنوان نباید تعبیراتی همچون: "آشنایی با"، "نگاهی به"، "درآمدی بر" و امثال آنها آورده شود. عنوان باید مشیر به مسأله مورد تحقیق باشد. به عنوان نمونه اگر عنوان مقاله‌ای "تحقیقی درباره ایمان" باشد دو اشکال دارد: اولاً عبارت "تحقیقی درباره" نباید آورده شود زیرا استدراک می‌باشد. ثانیاً عنوان، مشیر به مسأله نیست. اما عناوینی همچون: "تحول‌پذیری ایمان" و "طلب ایمان از اهل ایمان" عناوین درستی هستند. در عنوان مقاله پژوهشی اصل بر اختصار است برخلاف مقالات آموزشی که عنوان بایستی توصیف‌کننده باشد و اصل بر ایضاح است نه اختصار.

2. چکیده

چکیده مقاله، آمیزه‌ای از طرح موضوع و ضرورت موضوع است. چکیده باید آینه تمام‌نمای مقاله باشد. فلسفه آوردن چکیده، دو مطلب است:

1. چکیده مقاله در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی اینترنت قرار می‌گیرد تا سایر محققان از حاصل تلاش نویسنده بهره‌مند و مطلع گردند.

2. چکیده، محتوای مقاله را در اختیار خواننده قرار می‌دهد تا وی تصمیم بگیرد که مقاله را بخواند یا نه. به لحاظ اخلاق حرفه‌ای نباید وقت خواننده بی‌جهت تلف شود.

چکیده‌نویسی مهارت می‌خواهد و در آن بایستی به چند پرسش پاسخ داده شده باشد: اول اینکه مسأله‌ام چیست؟ دوم اینکه چرا طرحش کرده‌ام؟ سوم اینکه چه نظریاتی در این زمینه وجود دارد؟ و چهارم من به چه نظریه‌ای رسیده‌ام؟ چکیده باید نظر جامع را نشان دهد، نظریات رد شده و علت رد شدنشان را به خواننده ارائه کند.

ادبیات چکیده، همان ادبیات مقاله است. چکیده نباید گزارش یا فهرست باشد و در آن ارجاع نمی‌دهند، مثال نمی‌زنند. چکیده در حدّ یک یا دو پاراگراف و تقریباً 75 کلمه (5+75کلمه) است. چکیده را بعد از آنکه مقاله تکمیل شد می‌نویسند.

3. کلیدواژه

مقاله برخلاف کتاب، فهرست ندارد. کلیدواژه به جای فهرست است، کلیدواژه، کلید است از جنس واژه، نه واژه‌های کلیدی. نویسنده باید مباحث مهم خود را به صورت تک‌واژه جستجو کند و به صورت کلیدواژه نشان دهد. تعداد کلیدواژه‌ها حدود 6 کلمه (1+6کلمه) است.

4. طرح مسأله(مقدمه)

واجب‌ترین عنصر در مقاله، طرح مسأله است. اگر طرح مسأله با مهارت صورت گیرد باعث می‌شود نویسنده از این شاخه به آن شاخه نپرد و به حواشی نپردازد. چهار مطلب را باید در طرح مسأله مطرح نمود:

1. مسأله پژوهش حاضر چیست. مسأله را تعریف می‌کنید و اگر مشتمل بر مسائل ریزتر است ذکر می‌نمایید. هر چه دقیق‌تر، بهتر؛ مثلاً در مورد مقاله "طلب ایمان از اهل ایمان" مسأله به این شکل طرح می‌شود: خداوند در آیه 136 سوره نساء مؤمنان را مخاطب خود قرار داده و ایمان آوردن را از آنها طلب می‌فرماید. در این آیه شریفه از طرفی خطاب به کسانی است که متلبس به ایمانند: (یا ایها الذین آمنوا) از سوی دیگر، از آنها می‌خواهد که ایمان بیاورند: (آمِنوا) مفهومش این است که مؤمنان ایمان ندارند. در حقیقت در این آیه اجتماع سلب و ایجاب صورت پذیرفته است و این مسأله ماست.

چند تذکر

الف- مشکل و مسأله از یکدیگر متمایزند. عبور از مشکل به مسأله، همان طرح مسأله است که تکنیک‌هایی دارد.

ب- باید مسأله طرح شود نه مسأله‌نما (مسأله کاذب). به عنوان نمونه، سؤال از اینکه خدا قبل از آفرینش جهان چه می‌کرده است؟ مسأله‌نماست نه مسأله زیرا قبل از آفرینش، زمان وجود نداشته است به عبارت دیگر باید بگوییم قبل از زمانی که زمان وجود نداشته است خدا چه می‌کرده است؟ که این مسأله‌ای کاذب است.

ج- در طرح مسأله باید توجه کنید که آیا با مسأله روبرو هستید یا مبانی تا مبانی را داخل مسأله ننمایید. مثلاً در مقاله "علوم مورد نیاز اجتهاد" نباید به مباحثی همچون اجتهاد چیست؟ تقلید چیست؟ شرایط اجتهاد و سایر مبادی تصوریه و تصدیقیه به صورت مفصل پرداخته شود بلکه این مطالب را باید مختصر مطرح و به پی‌نوشت ارجاع داد.

د- مسأله نباید القاءکننده باشد. به عنوان نمونه نباید مطرح شود که: چرا جوانان، بی‌دین شده‌اند؟ این مطلب القاءکننده است. زیرا قبل از آنکه مطلب اثبات شود به شکل مسأله طرح شده است. القاء عبارت است از جستجو از علت بدون اثبات و توصیف دقیق مطلب.

ه‍- با طناب پوسیده "یا" نبایستی مسأله طرح شود. متأسفانه غالب مقالات ضعیف این گونه‌اند. مثلاًَ: اگر عنوان مقاله‌ای "حق یا تکلیف"، باشد دچار بن‏بست موهوم "یا" می‌باشد یعنی در حالی که منع جمعی وجود ندارد اما ایهام مانعهالجمع بودن را به وجود می‌آورد. عناوین "علم یا ثروت"، "علم یا دین"، "دین یا آزادی" نیز چنین هستند.

2. در پاراگراف دوم طرح مسأله، پیشینه و ضرورت مسأله مطرح و نوآوری آن را منعکس می‌کنند.

3. پاراگراف سوم مشتمل بر روش مطالعه، فرضیه و پیش‌فرض‌هاست. مثلاً روش مطالعه روش تجربی است یا تاریخی یا تطبیقی یا درون‌دینی یا ... اگر پیش‌فرض‌ها مفصل هستند، بعد از طرح، باید اولین عنوان فرعی را عبارت "پیش‌فرض‌ها" قرار دهید.

4. در طرح مسأله، باید ساختار مقاله مشخص شود اینکه مقاله چند بخش یا فصل دارد. طرح مسأله، کاری را که صورت خواهد پذیرفت تبیین می‌کند برخلاف چکیده که کار انجام شده را بیان می‌کند.

5. بدنه اصلی مقاله

بدنه اصلی مقاله شامل مباحثی است که تلاش می‌کند فرضیه شما را به کرسی بنشاند، نظریات رقیب را نقد و نظریه خود را به خوبی مستدل کند. در مورد عناوین بدنه اصلی، چند نکته مهم است:

1. عنوان سرگردان نداشته باشید؛ معلوم شود هر عنوان زیرمجموعه کدام عنوان است، در عرض عنوان قبلی است یا زیرمجموعه او.

2. پیش‌فرض‌ها باید مطرح شوند همچنین به فرضیه‌های رقیب یعنی پاسخ‌هایی که تاکنون به مسأله مقاله داده شده پرداخته شود.

3. فرضیه نویسنده مطرح و اثبات گردد.

4. اشکالات احتمالی که می‌تواند بر مقاله وارد شود مطرح و پاسخ داده شود.

6. نتیجه

نتیجه، جوابی است که به مسأله داده‌ایم. در نتیجه، مقدمه چینی، ارجاع و دلیل را نمی‌آوریم. برخی داورها نخست به سراغ چکیده و نتیجه و سپس به سراغ بدنه اصلی مقاله می‌روند.

7. تقدیر و تشکر

در صورت نیاز به تقدیر و تشکر از افراد یا مؤسسات، این عمل در پایان مقاله قبل از منابع و مآخذ آورده می‌شود.

8. منابع و مآخذ

دو روش منبع‌نگاری وجود دارد اولی روش ویرتیش است که ارجاعات را در پی‌نوشت و دیگری روش هاروارد که ارجاعات را در درون متن می‌دهد.

معیارهای داوری داوران

داورها و ارزیاب‌ها چه معیارهایی را در رد یا قبول مقاله دخالت می‌دهند:

1. اولویت مسأله: که مسأله مقاله دارای اولویت یا اهمیت است یا نه؟ این اهمیت از چند جهت است:

الف- به روز بودن و مبتلا به بودن. ب- جهت‌گیری تاریخی یا تطبیقی داشتن. ج- پاسخگوی خلأهای معرفتی بودن مثلاً مقاله‏ای که مبانی ابن‌جوزی را در "موضوع انگاری حدیث" از کتاب "الموضوعات" ارائه دهد، یک رخنه معرفتی را پر نموده است. مهم بودن اینگونه مقالات به خاطر آنست که با شناخت مبانی آن اندیشمند، راه برای نقد وی باز و هموار می‌گردد. د- پاسخگوی نیازهای اجتماعی و جهانی؛ مثلاً اخلاق جهانی را طرح کند؛ به عنوان نمونه: "خیر برای همه".

2. استاندارد بودن عنوان: در مبحث "عنوان مقاله" به این مطلب پرداخته شد.

3. حساسیت داورها به رخنه‌ها و خطاهای منطقی: مهم نیست چه حرفی می‌زنید. مهم این است که دلیل، دلیلی درست، صلاحیت‌دار و کافی باشد.

4. عدم تعصب نویسنده.

5. متناسب بودن روش با مسأله: هر مسأله‌ای روش خاص خود را می‌طلبد. اگر مسأله تاریخی است باید به روش خاص تحلیلگر تاریخی، مسأله طرح و حل گردد.

6. غنا و عمق تحلیل: تحلیل بایستی غنی و ژرف باشد و نیز حضور نویسنده و تحلیلگر به چشم بیاید. به عبارت دیگر، سرتاسر مقاله "قال" و "یقول" نباشد بلکه به نحو چشمگیر "اقول" هم داشته باشد.

7. ناروا نبودن تعمیم‌ها: تعمیم ناروا از مصادیق خطای منطقی است. نمی‌توان با ذکر یکی دو مورد، مطلب را به همه موارد تعمیم داد.

8. به کار نبردن اصطلاحات غیرفنی: باید فرق بین اصطلاحات دقیقاً روشن باشد مثلاً در یک مقاله فقهی فرق "عام و مطلق" دقیقاً برای نویسنده مشخص باشد.

9. زبان خطابی نداشتن: زبان مقاله باید دقیق و مطابق با همان رشته علمی باشد.

10. عدم کلی‌گویی: ادعاهای گزاف با عباراتی چون: "گفته شده"، "می‌گویند" اشتباه است. بایستی گوینده سخن معین و مشخص باشد.

11. عدم فقر منابع" مصادیق فقر منابع عبارتست از: الف- فقدان منابع ب- استفاده از منابع دست چندم ج- فقدان منابع به روز د- استفاده از منابع غیرمعتبر ه‍- سوء استفاده از منابع به عبارت دیگر لشکرکشی منابع نباشد یعنی هدف نباید تکثیر بدون جهت منابع باشد.

تذکر: در مورد مراجعه به اینترنت، در مقام نقد، به هر سایتی می‌توانید ارجاع دهید. و نیز به برخی سایت‌های آکادمیک (مراکز پژوهشی و آماری و... ) می‌توان ارجاع داد.

12. عدم جهت‌گیری‌های تجویزی توأم با ارزش داوری: لحن مقاله نباید بر اساس "باید و نباید" باشد بلکه باید بر اساس "هست و نیست" باشد. مثلاً باید بگوییم انبیاء معصوم هستند و دلایلش ذکر گردد نه اینکه انبیاء باید معصوم باشند.

چند تذکر:

1. در مقالات پژوهشی، تعبیراتی مثل: "البته روشن است که" به کار نرود. زیرا اصل بر اختصار است.

2. در متن مقاله، یا نام صاحب اثر را بنویسید یا عنوان مختصر کتاب را. مشخصات کاملش را در بخش منابع بیاورید نه در متن مقاله.

3. مقاله فارسی باید تا آنجا که ممکن است با عربی مخلوط نشود. البته اگر بحث بر سر یک جمله عربی است، آن را مختصراً می‌آوریم.

4. نو بودن مقاله تنها به نو بودن مسأله نیست. اگر مطالعه نظام‌مندی در مورد مطلبی صورت نگرفته، چنین مطالعه‌ای می‌تواند نو باشد.

5. در مقاله بهتر است نقل قول، غیرمستقیم و چکیده باشد؛ مگر آنکه یک قول، خودش محل نزاع باشد. در این صورت عین عبارت نقل شود.

6. عنوان مقاله می‌تواند پرسش یا شبه جمله باشد.

7. مقاله نباید طوری باشد که نویسنده، متهم به بی‌خبری بشود، لذا منابع جدید باید دیده شوند.

8. در بررسی‌های تطبیقی، لازم است خط‌کشی شود؛ مثلاً فقه و حقوق خلط نگردند.

9. چند مسأله را در یک مقاله طرح نکنید زیرا حق هیچکدام ادا نخواهد شد بهتر است یک مسأله به صورت عمیق بررسی گردد.

10. به شرطی می‌شود به رساله‌ها و پایان‌نامه‌ها ارجاع داد که توصیف و تصویر یک کتاب مهم و یا نقد باشند.

11. بدون نقشه اولیه، مقاله ننویسید. یعنی ساختار را قبلاً در ذهن یا روی کاغذ بیاورید. به چند سؤال پاسخ دهید: 1. دنبال چه هستم؟ 2. نوآوری‌ام چیست؟ 3. از کجا به کجا می‌خواهم بروم؟

12. کار گروهی انجام دهید (حداقل دو نفر).

13. قبل از فرستادن مقاله به مجله، آن را ویراستاری علمی و ادبی کنید یا دست کم به نقد عده‌ای برسانید.

14. حتماً تشکیل پرونده علمی بدهید: شناسایی منابع، نقد منابع و اعتبارسنجی، جمع‌آوری آنها به ترتیب تاریخی منابع.

15. مقاله را به هر مجله‌ای که می‌فرستید استاندارد آن را از نظر شکلی و روش ارجاع تقلید کنید.

16. فیش‌برداری باید بهره‌وری را افزایش دهد نه اینکه مانع باشد. فیش‌برداری باید دو چیز را فراهم کند: 1. تمرکز ذهنی را افزایش دهد. 2. زمان را کاهش دهد.

17. مقوم پژوهش حجم مقاله یا حجم ارجاعات نیست. مهم این است که مطالب و ارجاعات معیوب نباشند. مقوم مقاله پژوهشی، نوآوری است.

راهکارهای یافتن سوژه

با آوردن نمونه‌ای، روشن می‌شود که چگونه می‌توان سوژه به دست آورد. موضوعی داریم به نام "ایمان". مسائل مربوط به آن عبارتند از: 1. حقیقت یا مقومات یا ارکان ایمان 2. نسبت ایمان با عمل 3. نسبت ایمان با معرفت 4. نسبت ایمان با عواطف روانی (مثل سلامت روانی، افسردگی و...) 5. فرآیند پیدایش ایمان در فرد 6. تحول‌پذیری ایمان 7. گونه‌های ایمان 8. اشتدادپذیری ایمان(یا مراتب ایمان) 9. ایمان در ادیان یا مذاهب مختلف. این نُه مسأله را در پنج محور ذیل ضرب کنید: 1. تصویر قرآنی هر کدام از مسائل نه گانه یادشده. 2. دیدگاه یک متکلم مثل خواجه طوسی درباره این مسائل. 3. بررسی تطبیقی دیدگاه یک مفسر با یک متکلم درباره هر یک از مسائل مذکور. 4. دیدگاه مولوی در مثنوی درباره این مسائل. 5. دیدگاه یک فیلسوف مثل ملاصدرا یا شهید مطهری درباره مسائل یاد شده.

تذکر: بررسی تطبیقی می‌تواند مقایسه درون‏دینی با برون‏دینی یا مقایسه درون با درون، یا بیرون با بیرون باشد. مثلاً ایمان نزد علامه طباطبایی و آلپور یا نظر فلاسفه غرب و نظرات مولوی از موارد مقایسه درون‌دینی با برون دینی می‌باشد.

با این ضرب کردن، صدها مسأله پیدا می‌شود، پس پیدا کردن سوژه‌‌ها کار سختی نیست. کافی است از ذهن موضوع محورانه بیرون بیاییم. هر چه میزان مطالعه بیشتر و ذهن از اطلاعات انباشته‌تر باشد، امکان این خروج بیشتر خواهد بود.

آقای دکتر قراملکی: ماهنامه آموزشی، اطلاع رسانی معارف

صفحات (20-24) شماره 32، دی 1384

شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

کنفسیوس و زمامداران

کنفوسیوس یکی از مردان بزرگ تاریخ و از حکیمان کشور چین بود. وی مقام بلندی در نشر افکار اخلاقی ، فضایل اخلاقی ، تدبیر امور جامعه و اداره امور کشور داشته است و از این راه خدمات بزرگی به جامعه بشری نموده است. اگر چه برخی حکیمان و دانشمندان معتقدند که مروج و بیان کننده تمام فضایل و ارزش های بشری انبیا بوده اند و این ارزش ها همه از وحی سرچشمه گرفته است، اما به هر حال ، نقش کنفوسیوس در گسترش این فضایل و نشر و تبلیغ آنها شایسته تقدیر و تحسین است . کنفوسیوس در حدود 550 سال قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) در چین متولد شد . تولد او مقارن با دوران نا امنی ، هرج و مرج و پریشانی کشور چین بود. در این دوره ضعف حکومت ، ستم کاری و فساد اخلاقی در این کشور بیداد بیداد می کرد. وی سه ساله بود که پدرش از جهان رخت بربست و مادرش به تربیت و تعلیم او همت گماشت و در این راه از هیچ فداکاری کوتاهی نکرد

چهارشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٦ - اسفندیاری | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

ابراز تمايل پاپ برای دیدار با دالایی لاما

ابراز تمايل پاپ برای دیدار با دالایی لاما

واتیکان همچنین هیچ اطلاعاتی درباره جزئیات دیدار سال گذشته پاپ و دالایی لاما منتشر نکرد و تنها اعلام کرد که دو رهبر دینی درباره موضوعات دینی به گفتگو پرداختند.

خبرگزاریهای ایتالیا گزارش دادند که پاپ بندیکت شانزدهم در نظر دارد ماه دسامبر( آذر ماه) برای دومین بار با دالایی لاما در واتیکان دیدار کند.


به گزارش مهر به نقل از آسوشیتدپرس، بندیکت شانزدهم و دالایی لامای چهاردهم اکتبر سال 2006 میلادی نیز بایکدیگر دیدار کردند اما به علت تمایل واتیکان برای برقراری رابطه با چین و مخالفت شدید چین با دالایی لاما، واتیکان دیدار سال گذشته را جزء دیدارهای کم اهمیت دانست، به طوری که آن را در تقویم دیدارهای پاپی ثبت نکرد و علت آن را به ماهیت غیر رسمی دیدار نسبت داد.

واتیکان همچنین هیچ اطلاعاتی درباره جزئیات دیدار سال گذشته پاپ و دالایی لاما منتشر نکرد و تنها اعلام کرد که دو رهبر دینی درباره موضوعات دینی به گفتگو پرداختند.
دیدارهای اخیر دالایی لاما با نخست وزیر کانادا، صدراعظم آلمان و رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا انتقادهای شدیدی را از سوی چین به همراه داشته است.

برخی گزارشهای تأیید نشده خبرگزاری های ایتالیایی تاریخ دیدار رهبر کاتولیکهای جهان و رهبر بودائیان تبت را 13 دسامبر (22 آذر) اعلام کرده اند اما واتیکان در این رابطه ابزار نظر نکرده است.

دالایی لاما در سال 1959 به دنبال یک قیام ناموفق پس از اشغال نظامی تبت توسط ارتش کمونیست چین به هندوستان متواری شد و مبارزات غیرخشونت آمیز وی در سال 1989 جایزه نوبل صلح را برای این راهب بودایی به ارمغان آورد.

از سوی دیگر چین در سال 1951، اندکی پس از به قدرت رسیدن حزب کمونیست، کاتولیکهای خود را به قطع رابطه با واتیکان وادار کرده است. پاپ 30 ژوئن با ارسال نامه ای به تمام کاتولیکهای چینی تلاش کرد این فاصله را پر کرده و وحدت را ممکن سازد.

 

شنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٦ - اسفندیاری | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

ايران و آخرالزمان

 

پيوند ايران و آخرالزمان در تورات

 

خبرگزاري شيعه نيوز:

خاخام ضد صهیونیست با بیان این‌که نام ایران با تعبیر «پوراس» در تورات به عنوان کشوری تاثیرگذار در وقایع آخرالزمان آمده، افزود: خاخام‌ها و مقامات بلندپایه رژیم صهیونیستی به خوبی از این مسئله آگاهند.

خاخام مُشه فریدمن ظهر روز چهارشنبه در نشستی مطبوعاتی در دفتر سازمان اسلامی دانشجویان با اشاره به نظر علمای یهودی در مورد آخر الزمان و ظهور منجی خاطرنشان کرد: یهودیان معتقدند که روزی مسیح خواهد آمد اما در این‌که منجی خود اوست، در بین علمای یهود شک وجود دارد.

وی افزود: چنین به نظر می‌رسد که حضرت مسیح به همراه فردی می‌آید که او منجی است اما دقیقاً مشخص نیست او کیست. برای ما مهمتر از این که او کیست این است که ما خود را برای ظهور او آماده کنیم.

وی با بیان این‌که بنابر آیات تورات کتاب عهد عتیق، منجی به همراه یاران خود بیت‌المقدس را آزاد خواهد کرد، تصریح کرد: نشانه‌های این مسئله در حال وقوع است و ما خاخام‌های یهودی، آمدن منجی را دور نمی‌بینیم.

این روحانی یهودی با بیان این‌که اسم ایران به عنوان کشوری تاثیرگذار در آخرالزمان در کتاب تورات آمده است، اظهار داشت: در تورات اسم «پوراس» آمده که نام ایرانی دوران عهد عتیق در زبان ماست. معتقدم که ایران امروزی با آخرالزمان پیوند خورده و روزی مهدی به عنوان منجی خواهد آمد و احساس من و دیگر دوستان خاخام این است که این روز خیلی دور نیست.

فریدمن با اشاره به مشکلاتی که صهیونیست‌ها برای وی ایجاد کرده‌اند، اظهار داشت: من تحت تعقیب رژیم صهیونیستی قرار گرفتم و فرزندان من توسط آن‌ها ربوده شده‌اند تا من را وادار کنند هولوکاست را تائید کنم. دختر من در لندن در مدرسه عمومی مورد شکنجه قرار گرفته و طوری شد که او را به بیمارستان برده‌اند.

خاخام آمریکایی جامعه ارتدوکس اتریش خاطرنشان کرد: من به عنوان خطر شماره یک رژیم صهیونیست شناخته شده‌ام و در همه جا تحت تعقیب هستم.

وی با اشاره به رویکرد صهیونیسم به ادیان الهی اظهار داشت: این درست است که در سراسر جهان از ادیان و مکاتب سوءاستفاده‌هایی شده و گروه‌هایی بوده‌اند با ایجاد بدعت‌هایی پیروان را از مسیر اصلی منحرف کرده‌اند. صهیونیسم نیز بدعتی در دین یهود است و اقدامات رژیم صهیونیستی باعث شده که یهودیان در سراسر جهان منزوی شوند.

وی با بیان این‌که صهیونیسم می‌کوشد با تاکید بر تفاوت‌های جزیی ادیان الهی آن‌ها را دشمن هم جلوه دهد، خاطرنشان کرد: هدف اصلی صهیونیسم این است که به سمت فاشیسم و ماتریالیسم پیش برود که پایه آن در اتریش بنا نهاده شد و در مجارستان و لهستان منتشر گردید.

این خاخام ضد صهیونیست با اشاره به برخی عقاید صهیونیست‌ها اظهار داشت: صهیونیست‌ها کتابی به نام «بنیان یهودیت» دارند که در آن به خوبی عقاید فاشیستی و ماتریالیستی خود را نشان داده‌اند.

به گفته فریدمن، در این کتاب آمده که صهیونیست‌ها باید به کشورهای جهان بروند و همه کشورها را اشغال کنند. اما یهودیان معتقد به تورات معتقدند که باید به طرف خدا بروند و به خدا برسند همان طور که دین اسلام نیز برای تعالی مسلمانان آمده است.

این خاخام آمریکایی آلمانی‌الاصل با بیان اینکه فلسطین و بیت‌المقدس به عنوان بهترین مکانی از سوی صهیونیست‌ها انتخاب شده که از طریق آن می‌توانند با ادیان به مقابله برخیزند، خاطرنشان کرد: این در حالی است که در دین یهود آمده، اگر کوشش می‌کنید دین را تبلیغ کنید نباید از راه گناه و اشغال کشورها به این هدف برسید.

وی با بیان این که صهیونیست‌ها از تاریخ برای تثبیت موقعیت خود استفاده می‌کنند، افزود: جو بسیار بدی که صهیونیست‌ها در برخورد با ادیان ایجاد کرده‌اند، باعث انزوای پیروان این دین‌ و دلسردی بسیاری از یهودیان شده است.

این خاخام با بیان این که صهیونیست‌ در تاریخ سیری قهقرایی داشته، اظهار داشت: قضیه هولوکاست نیز دروغی بوده که توسط صهیونیست‌ها ساخته شده تا در پرتو آن به اهداف خود برسند.

وی در پاسخ به این سوال که چرا با ادعای کشورهای غربی مبنی بر امکان به نقد کشیدن هر چیزی از جمله دین، دولتمردان غربی اجازه تحقیق در مورد هولوکاست را نمی‌دهند، افزود: من دو سال قبل در کنفرانسی در مورد مذاهب در اصفهان حاضر شدم که به مناسبت تولد حضرت محمد بود. من در این کنفرانس در مورد تابو شدن هولوکاست صحبت کردم.

این خاخام آمریکایی خاطرنشان کرد: دنیا به سمتی پیش می‌رود که همه کشورها مجبور بشوند هولوکاست را به عنوان یک اتفاق واقعی بپذیرند و به آن احترام بگذارند. هر کس بخواهد در مورد هولوکاست صحبت کند این خطر برای وی وجود دارد که موجب خشم حاکمان قرار گیرد. حاکمان نیز در دنیا در یک واهمه همگانی یا شاید یک رودربایستی قرار گرفته‌اند و نمی‌توانند حقیقت را اعلام کنند.



به گفته فریدمن، نسل‌های جدید نیز وارث این ترس هستند و نمی‌توانند در وارد مسئله هولوکاست شوند. تمام سیستم‌های آموزش و پرورش در اروپا توسط صهیونیست‌ها اشغال شده و آن‌ها مطالب خود را در کتاب‌های درسی به کودکان و نوجوانان تزریق می‌کنند.

خاخام ضدصهیونیست با بیان این که نسل جدید اروپا به ناچار اطلاعات منحرفی از تاریخ دریافت می‌کند، یادآور شد: به همین خاطر، کسی معمولاً رغبتی برای ورود به مسئله هولوکاست را ندارد و اگر هم رغبت داشته باشد وارد شود، دچار خشم دولت‌ها خواهد شد.

وی با بیان اینکه تاثیر صهیونیست‌ها را می‌توان در فیلم‌های هالیودی آمریکا نیز مشاهده کرد، افزود: ما از جمهوری اسلامی ایران متشکریم که این جرات را دارد و این مسئله را مورد توجه قرار داده است. اولین بار امام خمینی تفاوت بین صهیونیزم و یهودیت را اعلام کرد و این باعث مسرت ماست که مسلمانان جنایات صهیونیسم را به پای یهودیت نمی‌نویسند. ما نیز حداکثر تلاش خود را برای اثبات دروغ‌های صهیونیست‌ها انجام می‌دهیم.

فریدمن تصریح کرد: نسل جدید ایران بنا به مشاهدات ما، نسلی هستند که به خوبی توان درک مفهوم صهیونیسم و تفاوت آن با دین یهود را دارند و دولتمردان ایرانی باید به این نسل خود افتخار کنند.

این خاخام با بیان این که سفرهایی به نقاط مختلفی از جهان داشته و مشاهده کرده که دانش آموزان و دانشجویان خارجی، یک نوع احساس حسادت نسبت به دانشجویان ایرانی به خاطر آزادی برای بیان عقاید خود دارند، افزود: صهیونیست‌ها تلاش می‌کنند بر روی ایران تاثیراتی داشته باشند و تلاش‌هایی در نسل جوان ایران انجام می‌دهند اما به نتیجه نخواهند رسید.

فریدمن در پاسخ به این سؤال که صهیونیست‌ها تناقض کشتار مردم فلسطین با مفهوم حقوق بشر را چگونه رفع می‌کند، خاطرنشان کرد: صهیونیست‌ها بیان می‌کنند که ما برای تعالی بشر باید به سمت نابودی پلیدی‌ها برویم تا موانع تعالی بشر را برداریم.

این خاخام ضدصهیونیستی در پاسخ به این سؤال که راه حل خروج از بحرانی به نام اسرائیل چیست، گفت: ما برای از بین رفتن رژیم صهیونیستی نه از فلسطین بلکه در سراسر جهان دعا می‌کنیم و نماز می‌خوانیم. صهیونیست‌ها در سراسر دنیا وجود دارند و کارهایشان را در کشورهای مختلفی انجام می‌دهند. ما نه تنها دعا می‌کنیم بلکه به طور علمی هم تلاش می‌کنیم به اهداف خود برسیم.

وی با بیان اینکه ایران تنها کشوری است که در مورد مسئله فلسطین ایستادگی کرده و عملکردهایی حقیقی را در پرتو قرآن انجام داده، خاطرنشان کرد: هیچ راهی برای دستیابی به صلح وجود ندارد مگر این که رژیم صهیونیستی از بین برود و همه یهودی‌های مقیم فلسطین به کشور خود برگردند و فلسطینان نیز به فلسطین باز گردند.

پنجشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٦ - اسفندیاری | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

بــودا

 

بــودا

 

آيين بودا در محيط كاملا هندو ظاهر شد. با اينكه بودا پاره‌اي از معتقدات هندوان را طرد كرده و روش تازه‌اي براي نجات و گريز از دايره مرگ و حيات برگزيده بود، معذالك افكار و معتقدات او متأثر از رايحه اوپانيشادها و آيين هندو است. رايس ديويدس (محقق بزرگ بودايي) معتقد است كه گوتاما بودا هندو بدنيا آمد و هندو درگذشت ... فرق اساسي بين او و اساتيد ديگر هندو ناشي از جديت عميق و توجه خاص او به بشردوستي است.

آيين قديم بودايي در ابتداي امر چون انديشه‌اي نوساخته، در رشته معنوي هندو جلوه نمي‌‌كند و بودا خود همواره اذعان داشته است آييني كه وي به مكاشفه دريافت، راه كهن و طريقه جاوداني آريايي است.

آيين هندو، كيش بودايي را غير متشرع و خارج از نظام خود دانست. زيرا كيش بودا در بدو امر، سنديت وداها را نمي‌پذيرفت و آيين آتمان را كه اساس تعليمات اوپانيشاد بود تكذيب كرد.

بودا مي‌گفته است: هر آنچه كه ضمير باطن انسان و اصل تغييرناپذير است، پندار و گماني بيش نيست و واقعيت ندارد و انسان اسير ناداني است و ناداني به چهارگونه متجلي است.