| عدالت اقتصادی |
نقش نظام تعلیم وتربیت بر عدالت گستری «... در جامعه باید حاکم (حکومت) وجود داشته باشد چه صالح و چه فاجر؛ تا مؤمن در حکومت او کار خویش کند و کافر بهره خود را برد و در سایه حکومت او مال دیوانی را فراهم آورند و با دشمنان پیکار کند و راه ها را ایمن سازد و به نیروی او حق ناتوان را از توانا بستانند تا نیکوکردار روز به آسودگی به شب رساند و از گزند تبه کاران در امان ماند.» (نهج البلاغه، خطبه 40)تأمین امنیت اجتماعی از وظایف مهم نظامی سیاسی و دولت به حساب می آید. حوزه و گستره امنیت اجتماعی، بستگی به تصویری دارد که نظام سیاسی از دولت و ساختار و هدف خود می دهد. از آنجا که محور اصلی در این نوشتار، قانون اساسی جمهوری اسلامی است در این زمینه به بررسی جایگاه امنیت اجتماعی با عطف توجه به میزان تأثیر تعلیم وتربیت و تبیین دولت ، در قانون اساسی پرداخته شده است.با توجه به اندیشه سیاسی اسلام و لزوم هدایت و به سعادت رساندن مردم ، انقلاب و ایدئولوژی انقلاب اسلامی، حوزه های امنیت اجتماعی در ابعاد قضایی، اقتصادی، سیاسی و اداری فرهنگی، اجتماعی، و نظامی قابل ترسیم است که بیانگر جامعیت نظری و گستردگی و حداکثری دولت در نظام اسلامی است.امروزه معنای امنیت علاوه بر مسائل جانی و مالی به حوزه های متفاوت آزادی، مشارکت سیاسی، تأمین اشتغال و رفاه و حتی بهره گیری از اوقات فراغت و برآوردن استعدادها هم کشیده شده است.در مجموع می توان مفهوم «امنیت» را به مصونیت از تعرض و تصرف اجباری بدون رضایت و در مورد افراد، به نبود هراس و بیم نسبت به حقوق و آزادی های مشروع و به مخاطره نیفتادن این حقوق و آزادی ها، و مصون بودن از تهدید و خطر مرگ، بیماری، فقر و حوادث غیرمترقبه و در کل هر عاملی که آرامش انسان را از بین ببرد؛ این زمانی میسر می شود که نظام تعلیم وتربیت وظیفه ی خودرا بدرستی انجام داده باشد.اینجا بایدگفت که آموزش وتعلیم، برای جلوگیری از ناعدالتی درتمام زمینه های علمی، فنی و تکنولوژیکی و تربیت مردم نسبت به رعایت شؤون همدیگر و اخلاقیات در جامعه را میتوان راهی دانست برای نیل به یک حکومت آرام.درواقع تعلیم و تربیت درنظام راهی است که تک تک افراد را از حدو مرز حقوق خود در جامعه آگاه می کند و هر فرد با این چنین علمی مسلماً وظیفه ی خودرا دربرابر احترام به حقوق دیگران وظیفه ای واجب می داند.ازآنجا که حقوقی که در قانون اساسی یک دولت برای تک تک افراد ترسیم شده از وظایف دولت به شمار می آیدبالا بردن سطح فرهنگی و تربیتی مردم یعنی آگاهی بیشترآنان از درست و غلط بودن فعل یا افکارشان، اجرای عدالت و انصاف، رفع مخاصمات و نزاعها و حفظ نسل بشر ودر کل راهنمایی و هدایت مردم با آموزش ها و تدارک بسترهای لازم برای به کمال رساندن مردم همان وظیفه فرهنگی دولت استدرذیل بعضی ازاصول،اهداف وحقوقی ترسیم شده درحوزه فرهنگی– اجتماعی که برای فرد در اجتماع امنیت بخش می باشندآورده شده :1 دولت باید محیط مساعدبرای رشدفضایل اخلاقی براساس ایمان،تقوی ومبارزه باکلیه مظاهر فساد و تباهی ایجاد کند (اصل سوم، بند یکم) + نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 12:8 توسط معصومه عالیشاهی | 4 نظر عدالت از نظر سه معلم بزرگ اخلاق مهمان می نویسد "یکى از مباحث اصولى در علم اخلاق، اعم از فلسفى و دینى، بحث عدالت است. این موضوع بدان دلیل اهمیت دارد که علماى اخلاق آن را در کنار دیگر فضایل اخلاقى مطرح نمىکنند; بلکه معتقدند خود به تنهایى منشا دیگر فضایل اخلاقى است و اگر کسى متحلى به زیور عدالتشود، طبعا دیگر فضایل را در وجود خود جمع مىدارد; لذا معمولا در آثار اخلاقى به تبیین دقیق آن مىپردازند و موشکافانه مورد بررسى قرار مىدهند
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 12:7 توسط معصومه عالیشاهی | نظر بدهید حکومت مهدی و استقرار عدل جهانی اسلام بر پایه نیاز فطری بشر بر این باور است که اگر قرار باشد جامعه بشری به بهترین روش اداره شود و انسان به سعادت دنیایی و آخرتی خود برسد که یکی از مظاهر سعادت دنیایی تا رسیدن بشر به صلح مبتنی بر عدالت است راهش این است که همگان تحت حکومت واحد جهانی عدل( که مبتنی بر قوانین آسمانی شریعت اسلام است) در آیند(1) پس نخستین کاری که مصلح کل هستی برای رسیدن به سعادت بشر انجام می دهد تحقق اندیشه جهان شمولی اسلام بوسیله تشکیل حکومت جهانی واحد عدل است. در منطق قرآن ، یکی از راههای وصول به این وحدت فراگیر، تکیه بر صلح (2) و عدالت(3) میباشد. چه بسا از آن جا که امام خمینی (ره) حکومت امام عصر(عج) را نمونه آرمانی خود می دانست، در اندیشه ایجاد حکومت جهانی اسلام و حمایت از مستضعفان جهان بود(4). پینوشتها: + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:26 توسط معصومه عالیشاهی | نظر بدهید «اى کسانى که ایمان آورده اید; همواره براى خدا قیام کنید و از روى عدالت، گواهى دهید. دشمنى با جمعیتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت بورزید که به پرهیزگارى نزدیک تر است.»(مائده، آیه 8) عدل در منطق قرآن کریم جایگاهى بس والا دارد برخى از آیاتى که در آن به عدالت و وارستگى ساحت خداوند از ظلم و ستم اشاره شده ، عبارتند از: بقره ، 272، 281. آل عمران ، 25، 108، 161، 182. نساء، 40، 49، 124. انعام ، 160. انفال ، 51، 60. توبه ، 70. یونس ، 44. هود،101; نحل ، 33، 118; اسراء، 71; کهف ، 49; انبیاء، 47; حج ، 10; شعراء، 209; عنکبوت ، 40; روم ، 9; مؤمن ، 31;فصلت ،46; زخرف ، 76; ق ، 29; زمر، 69; یس ، 54 و. . . + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:24 توسط معصومه عالیشاهی | نظر بدهید استاد شهید مطهرى(رحمه الله) مى فرماید: کلمه «عدل» در مجموع چهار معنا و یا چهار مورد استعمال دارد: الف) موزون بودن; که نقطه مقابل ظلم نیست بلکه بى تناسبى است. ب) تساوى و نفى هر گونه تبعیض ج) رعایت حقوق افراد و عطا کردن به هر ذى حق، حق خودش را د) رعایت استحقاق ها در افاضه وجود و امتناع نکردن از افاضه و رحمت به آن چه امکان یا کمال وجود دارد.بنابراین، «عدل» معنا و مفهوم وسیعى دارد. «عدل» همان قانونى است که تمام نظام هستى بر محور آن مى گردد، آسمان و زمین و همه موجودات با عدالت بر پا هستند; پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى فرماید: «بالعدل قامت السماوات و الارض; آسمان ها و زمین به واسطه «عدل» بر پا است.» به تعبیر دیگر، «عدل» به معناى واقعى کلمه آن است که هر چیزى در جاى خود باشد، پس هر گونه انحراف، افراط، تفریط، تجاوز از حد، تجاوز به حقوق دیگران و... بر خلاف اصل عدل است. خداوند متعال در آیات متعددى بر رعایت این اصل تأکید دارد: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسَـنِ وَ إِیتَآىِ ذِى الْقُرْبَى وَ یَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ وَ الْبَغْىِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون ; (نحل، 90) خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان مى دهد و از فحشاء و منکر و ظلم و ستم نهى مى کند، خداوند به شما اندرز مى دهد شاید متذکر شوید.» + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:23 توسط معصومه عالیشاهی | یک نظر ابعاد عدالت مهدوی ( قسمت سوم ) در نظامهای بشری بسیار دیدهایم که حتی با وجود حاکمان عادل و قوانین عادلانه چنانکه باید و شاید عدالت بر جامعه حاکم نشده و ظلم و ستم در اشکال گوناگون بر مردم جاری شده است و این همه نبوده است مگر به یکی از دلایل زیر: 1. قرار نگرفتن درست اجزای مختلف حکومت در جای خود؛ 2. ناآشنایی کارگزاران با وظایف و مسئولیتهایشان؛ 3. ضعف نظام بازرسی و نظارت. در حکومت امام مهدی(ع) نظام حکومتی به شیوهای شکل گرفته که امکان ظلم و بیعدالتی به صفر میرسد. در این حکومت، اولاً چنانکه گفته شد پارساترین و توانمندترین انسانها به عنوان حکمرانان و کارگزاران برگزیده میشوند؛ ثانیاً وظایف تک تک آنها بیهیچ کم و کاست تعیین میگردد و حتی به آنها گفته میشود که در هنگام حیرت و سرگردانی چه کنند و ثالثاً نظارت و بازرسی دقیق و سختگیرانه بر همة کارگزاران اعمال میشود. امام صادق(ع) در مورد شیوه گزینش کارگزاران حکومتی در عصر ظهور و نحوة ابلاغ وظایف آنها میفرماید: هنگامی که قائم قیام کند، برای (اداره ) هر یک از مناطق جهان فردی را برگزیده، ارسال میدارد و به وی میگوید: پیمان تو به دست توست و اگر با مطلبی مواجه شدی که آن را نفهمیدی و نحوة قضاوت در موردش را ندانستی به دست خود نگاه کن و به آنچه در آن است عمل نما. 20 در مورد قاطعیت و سختگیری امام مهدی(ع) نسبت به کارگزاران و مجریان متخلف در روایتی از امام علی(ع) چنین میخوانیم: قائم ما قاضیان زشتکار را کنار میگذارد و دست سازشکاران را از سرتان کوتاه میکند و حکمرانان ستم پیشه را عزل مینماید و زمین را از هر نادرست و خائنی پاک میسازد، و به عدل رفتار میکند... 21 در روایت دیگری قاطعیت و سازش ناپذیری امام عصر(ع) در برابر کارگزاران ناشایست چنین توصیف شده است: مهدی ( علیهالسلام ) بخشنده است؛ او دربارة کارگزاران و مأموران (دولت خویش ) بسیار سختگیر است و با ناتوانان و مستمندان بسیار دل رحم و مهربان. 22 پینوشتها : 1 . ر.ک:الصافیالگلپایگانی، لطفالله، منتخب الاثر فیالامام الثانی عشر(ع)، ص478. 2 . ابنحنبل، احمد، المسند، ج3، ص37. 3 . المجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج36، ص351، ج228. 4 . سوره اعراف(7)، آیه 128. 5 . بحارالانوار، ج52، ص232، ح58؛ همچنین ر.ک: همان، ص339، ح83. 6 . صحیفه نور، ج20، ص199-198. 7 . نهجالبلاغه، ترجمه محمد مهدی فولادوند، کلام 20، ص260. 8 . ابنطاووس، ابوالقاسم علیبنموسی، الملاحم والفتن، ص49و122؛ به نقل از: منتخبالاثر، ص469. 9 . المروزی، ابوعبدالله نعیمبن حماد، الفتن (نسخة خطی)، ص95 به نقل از: معجم احادیث الامام المهدی(ع)، ج3، ص295، ح832. 10. النعمانی، محمدبن ابراهیم، کتابالغیبة، ص122.بحارالانوارج52،ص354، ح115. 11. بحارالانوار، همان، ص359، ح127. 12. همان، ص386، ح202. 13. الحاکم النیسابوری، ابو عبدالله محمد بن عبدالله، المستدرک علیالصحیحین فیالحدیث، ج4، ص554. 14. دخیل، علیمحمدعلی، الامام المهدی، ص271. 15. نهجالبلاغه، ترجمه محمدمهدی فولادوند، خطبه 198، ص252. 16. خوانساری، جمالالدین، شرح غررالحکم و دررالکلم، ج60، ص207، ح1005. 17. القندوزی سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، ص440. 18. نهجالبلاغه، خطبه 138، ص173-174؛ بحارالانوار، ج51، ص120، ح25. 19. بحارالانوار، ج102، ص111؛ قمی، شیخ عباس، مفاتیحالجنان، دعای عهد. 20. کتاب الغیبة، ص172؛ بحارالانوار، ج52، ص365، ح144. 21. بحارالانوار، ج51، ص120، ح23. 22. العسکری، نجمالدین جعفربن محمد، المهدی الموعود المنتظر عند علماء اهل السنة و الامامیة، ج1، ص270. + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:22 توسط معصومه عالیشاهی | نظر بدهید ارکان عدالت موعود ( قسمت دوم ) 2-2. همه جانبهنگری 1-2-2. عدالت فرهنگی و آموزشی 2-2-2. عدالت قضایی 3-2-2. عدالت اقتصادی . ژرفای عدالت موعود عدالت مهدوی نه تنها نمودهای مختلف روابط اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده و روابط فرهنگی، آموزشی، حقوقی، قضایی و اقتصادی جوامع انسانی را عادلانه میسازد، بلکه بر روابط فردی مردم نیز تأثیر گذاشته و تا اندرونیترین و شخصیترین روابط مردم نیز نفوذ میکند؛ کاری که از عهدة هیچ نظام سیاسی، اجتماعی ساخته نیست. 4. اهداف عدالت موعود پینوشتها : + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:21 توسط معصومه عالیشاهی | نظر بدهید ارکان عدالت موعود ( قسمت اول ) عدالت موعود و یا به بیان دیگر عدالتی که وعدة تحقق آن در زمان ظهور امام مهدی(ع) داده شده، از نظر دامنه، گستره و ژرفا بیهمتاست و درست به همین دلیل است که حکومتهای بشری از ایجاد نظام عادلانهای مشابه آنچه در عصر موعود، محقق خواهد شد عاجزند. 1. دامنة عدالت موعود 1-1. عدالت در رابطة انسان با خدا 2-1. عدالت در رابطة انسان با خود در روایت دیگری از امام علی(ع) تصریح شده که در زمان ظهور امام مهدی(ع) عدالت بر جهان درون انسانها نیز حاکم میشود و همه به صلاح و رستگاری روی میآورند: 3-1. عدالت در رابطة انسان با دیگران 2. گسترة عدالت موعود 1-2. جهانشمولی + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:20 توسط معصومه عالیشاهی | نظر بدهید جایگاه عدالت اجتماعی از دیدگاه امام خمینی ( قسمت سوم ) 3 ـ دفاع از حقوق طبقات محروم جامعه و طرد فرهنگ اشرافی گرایی + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 16:18 توسط معصومه عالیشاهی | نظر بدهید عدالت اجتماعی از دیدگاه امام خمینی(ره) (قسمت دوم ) 8 ـ عدالت اجتماعی رمز بقا انقلاب اسلامی این معنا امروز دیگر عملی نیست , که یک دسته ای آن بالاها باشند و همه آن چیزهایی را که بخواهند , به طور اعلی تحقق پیدا بکند , پارک ها و اتومبیل ها و بساط , یک دسته هم این زاغه نشین ها باشند , که اطراف تهران اند ومی بینند آنها را. این نمی شود , این نه منطق اسلامی دارد , نه منطق انصافی دارد , نه صحیح است !و اگر خدای نخواسته اینها صدای شان درآید , دیگر قابل خاموشی نیست , شماها باید یک فکری بکنید , ... این « تفاوت طبقاتی » به اینطور نباشد , یک تعدیلی بشود , اسلام تعدیل می خواهد. نه جلو سرمایه را میگیرد و نه می گذارد , سرمایه آنطور بشود; که یکی صدها میلیارد دلار داشته باشد و برای سگش هم اتومبیل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذلک . و این یک , شب که برود , پیش بچه هایش نان نداشته باشد , نمی شود; این عملی نیست . نه اسلام با این موافق است , نه هیچ انسانی با این موافق است . (22 ) 9 ـ عدالت اجتماعی اصلی ترین ویژگی جمهوری اسلامی و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین . (23 ) ... (و خواستیم بر مستضعفان روی زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان گردانیم , و ایشان را وارثان گردانیم ) , ... با « جمهوری اسلامی » , « حکومت عدل الهی » را اعلام نمودید , حکومتی , که در آن , جمع اقشار ملت با یک چشم دیده می شوند و نور « عدل الهی » بر همه و همه به یک طور می تابد و باران رحمت قرآن و سنت بر همه کس به یکسان می بارد. ... مبارک باد , شما را چنین حکومتی , ( « جمهوری اسلامی » ) که در آن اختلاف نژاد و سایه و سفید و ترک و فارس و کرد و بلوچ مطرح نیست . همه برادر و برابرند. فقط و فقط کرامت در پناه تقوا و برتری به اخلاق فاضله و اعمال صالحه هست . مبارک باد بر شما روزی که در آن تمام اقشار ملت به حقوق حقه می رسد. فرقی بین زن و مرد و اقلیت های مذهبی و دیگران در اجرای عدالت نیست . (24 ) 10 ـ عدالت اجتماعی اصلی ترین ملاک مدیریتی در نظام اسلامی اسلام خدایش عادل است . پیغمبرش هم عادل است و معصوم , امامش هم عادل و معصوم است , قاضی اش هم معتبر است ; که عادل باشد. فقیه اش هم معتبر است , که عادل باشد. شاهد طلاقش هم معتبر است , که عادل باشد , امام جماعت ش هم معتبر است , که عادل باشد. امام جمعه اش هم باید عادل باشد. از ذات مقدس کبریا گرفته تا آن آخر زمامدار باید عادل باشد , ولات شان هم باید عادل باشند , ... اینها (حکام طاغوتی ) از این طرف آدم کشی می کنند , از آن طرف (شعار) « عدالت اجتماعی » (سر می دهند) . (24 ) 11 ـ عدالت اجتماعی خط تمایز بین اسلام ناب و اسلام آمریکایی اسلام ناب محمدی (ص ) اسلام ائمه ی هدی ـ علیهم السلام ـ اسلام فقرا دردمند , اسلام پابرهنگان , اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیتها باشد , ... اسلام کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل , اسلام التقاط , اسلام سازش و فرومایگی , اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام امریکایی باشد . (26 ) 12 ـ بی عدالتی مشخصه ی اصلی سلاطین و پادشاهان جور « همه ی سلاطین بی استثنا ـ تقریبا بی استثنا مردم خون خواری بودند , حتی آنهایی که به عدالت معروف اند , کسانی که اهل تاریخ هستند , می دانند , که همان « انوشیروان عادل » چه آدمی بوده است و چه آدم ظالمی بوده است . تا رسید نوبت به زمان دیکتاتوری رضاخان , و بعد از او هم , بدتر از او , این پسر (محمد رضاشاه اسلام ستیز) که حقیقتا خلف صادق او بود! اینها از مغول به ما بدتر کردند . (27 ) ولادت ها مختلف است , یک تولدی است , که مبدا همه ی خیرات است , مبدا همه ی برکات است , مبدا کوبیدن ظالم است , مبدا خاموش شدن آن بت کده ها و آتش کده هاست , مثل ولادت رسول اکرم (ص ). ... « انوشیروان عادل » ... یک مرد ظالم سفاکی بوده است , منتها شاید پیش سلاطین دیگر وقتی گذاشتند , به او گفتند : عادل !... و بعضی از تولدها مبدا عکس این مطالب است , مثل تولد چهارم آبان , سالروز تولد شاه اسلام ستیز محمد رضا پهلوی ). البته من از رسول اکرم (ص ) عذر می خواهم , که ذکر تولد ایشان را میکنم و ذکر تولد این شقی را , لکن مقابله ی نور و ظلمت است , مقابله ی انسان و لاانسان است . (28 ) ملتی در طول تاریخ زیر سلطه سلاطین جور بوده اند , در طول تاریخ 2500 سال زیر سلطه سلاطینی بوده است , که همه اش جور بوده است , حتی آن عادل های شان خبیث بودند , حتی آن « انوشیروان » ! عادلش هم از خبیث ها بوده است , حتی آن « شاه عباس جنت مکانش » ! هم از اشخاص ناباب بوده است , پسر خود را کور کرده است , در طول تاریخ این ملت زیر سلطه و چکمه این سلاطین خبیث بوده , (29 ) ... « جنت مکان » ! همین جنت مکانشان مردم خبیثی بودند. همان « شاه عباس جنت مکان » ! است , که پسر خودش را کور کرد! برای خاطر مملکت , برای خاطر جاه طلبی . همان « انوشیروان عادل » است , که از بدترین ظلمه بوده است , و کارهای ظالمانه اش را تاریخ ثبت کرده است . خدا میداند , که ایران از این پادشاه ها چه بر او گذشته . (30 ) عدالت اجتماعی مذموم در نگاه امام خمینی حالا هم یک دسته پیدا شده اند , که اصل تمام احکام اسلام را میگویند : برای این است , که یک « عدالت اجتماعی » پیدا بشود , طبقات از بین برود. اصلا اسلام دیگر چیزی ندارد; توحیدش هم عبارت از توحید این است ; که ملت ها در زندگی توحید داشته , واحد باشند , واحد باشند. عدالتش هم عبارت از این است , که ملت ها همه به طور عدالت و به طور تساوی با هم زندگی بکنند , یعنی , زندگی حیوانی علی السوا با هم زندگی بکنند , ... عرض می کنم , به هم کار نداشته باشند , همه از یک آخوری بخورند . (31 ) « جامعه ی توحیدی » معنایش این است , که تفاوت ما بین افراد نباشد. شما در غیر حیواناتی که , ـ آن هم حیواناتی که تمدن ندارندـ در غیر حیوانات , در کجای عالم پیدا می کنید , که تفاوت نباشد , یعنی همه ی ما یا مهندس باشیم یا هیچ درس نخوانیم . همه ی کشور ما یا همه شان باید مهندس باشند. خوب , همه مهندس , ما کشاورزی نمی خواهیم ! همه کشاورز , ما کارگر نمیخواهیم . همه کارگر , ما کارفرما نمی خواهیم , اصلا قبل ذکر است , این . (32 ) « جامعه توحیدی » به آنطوری که می گویند , یعنی جامعه ی هرج و مرج !... اساس نظام در عالم , نه فقط در اینجا , در عالم از اولی که پیدا شده , اساس بر این بوده است , که مراتب باشد فرق ما بین « دولت اسلامی » و (دولت ) « غیر اسلامی » این است , که ظلم نشود , از بالا به پایین . نه فرمان داده نشود , اطاعت باید بشود , ظلم نباید بشود. ... « جامعه توحیدی » ! یعنی الاغ ها همه یک جورند! گاوها هم یک جورند , فرمانبر و فرمانبردار ندارند; یک همچو جامعه ای را آقایان می خواهند!... اگر یک وقتی بشر وحشی بوده , آنجا یک « جامعه ی توحیدی » ـ هر کسی برای خودش می رفته علفی می چیده و می خورده ـ اما آن روزی که تمدن در بشر آمده است , لازمه تمدن , این است ; که درجات باشد. لازمه ی تمدن این است ; که یکی دکتر باشد , یکی فرض کنید , که مهندس باشد . (33 ) آوای ملکوتی در شوق دیدار حکومت عدالت گستر قائم آل محمد(عج ) الف ـ فلسفه ی غیبت قائم آل محمد(علیه السلام ) قضیه ی غیبت حضرت صاحب (علیه السلام ) قضیه ی مهمی است ; که به ما مسائلی می فهماند. من جمله اینکه برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود , در تمام بشر نبوده , کسی الا مهدی موعود ـ سلام الله علیه ـ که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است , برای بشر. هر یک از انبیا که آمدند , برای اجرای عدالت آمدند و مقصدشان هم این بود , که اجرای عدالت را در همه ی عالم بکنند , لکن موفق نشدند. ... این ایجاد عدالت است ; در انسان , اگر اخلاقش اخلاق منحرفی باشد , از این انحراف وقتی به اعتدال برگردد; این عدالت در او تحقق پیدا کرده است . اگر در عقائد یک انحرافاتی و کجی هایی باشد , برگرداندن آن عقاید کج به یک عقیده صحیح و صراط مستقیم , این ایجاد عدالت است , در عقل انسان . در زمان ظهور مهدی موعود ـ سلام الله علیه ـ که خداوند ذخیره کرده است , او را. از باب اینکه هیچ کس در اولین و آخرین , این قدرت برایش نبوده است و فقط برای حضرت مهدی موعود(علیه السلام ) بوده است ; که تمام عالم را , عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد. و آن چیزی که انبیا موفق نشدند , به آن . ... کسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ , پدران حضرت موعود , کسی نبوده است , که بعد از این , اگر مهدی موعود(علیه السلام ) هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق می رفتند , دیگر در بشر کسی نبوده است ; که این اجرا عدالت را بکند , نمی توانسته و این یک موجودی است , که ذخیره شده است ; برای یک همچو مطلبی . (34 ) ب ـ عدالت گستری در همه ی ابعاد حیات طیبه ی انسانی ما که از امام مهدی (علیه السلام ) که قوه ی اجرائیه ی اسلام است , صحبت می کنیم و می گوییم ; که « عدل » در زمان او فراگیر خواهد شد و از طرق خود آنها (بعضی از علما و اشخاص صاحب فتوا که در راس روحانیت بعضی از ممالک اسلامی هستند) هم , همین معنا هست ; « یملا الارض قسطا و عدلابعد ما ملات ظلما و جورا » . (35 ) (زمین را پر از عدل و داد می کند , پس از اینکه از جور و ستم پر شده باشد). ما که راجع به آن می گوییم و می گوییم که انبیا موفق نشده اند , اجرا کنند مقاصد خودشان را. و خداوند در آخر زمان کسی را می آورد , که اجرا کند , مسائل انبیا را. این بیچاره ها برای خدمت به اجانب یا نفهمیده , تاویل می کنند , که فلان گفته است : که حضرت مهدی (علیه السلام ) تتمیم می کند , شریعت را. این بسیار ناگوار است , برای ما; ما حضرت مهدی (علیه السلام ) را یکی از افرادی می دانیم , که تابع اسلام است , لکن تابعی است ; که نور چشم پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم ) است و اجرا می کند , آن مطالبی را که حضرت رسول اکرم (ص ) فرموده است . (36 ) ابزارها و راهکارهای عملی تحقق عدالت اجتماعی از منظر امام (قدس سره ) از دیدگاه امام خمینی (قدس سره ) ابزارها و راهکارهای مختلفی برای تحقق « عدالت اجتماعی » وجود دارد , در این بخش مواردی را یادآور می شویم . 1 ـ وجود حاکمانی مومن به عدالت خواهی اسلامی در « قیام اصلاحی » امام خمینی (علیه السلام ) فقط وجود رهبری عالم و عادل و قوانین اسلامی برای دست یابی به « عدالت اجتماعی » کافی نمی باشد; بلکه با وجود چنین نظامی , که دارای کمال جهت گیری های اساسی برای دست یابی به آرمان عدالت خواهی است . وجود مدیرانی متخصص و مومن به آرمان های انقلاب اسلامی , از جمله ایمان به رفتار مدیریتی عدالت خواهانه , یکی دیگر از لوازم رسیدن به جامعه ی مترقی و عادلانه می باشد. حکومتی می تواند , ادعا بکند , که « حقوق بشر » را حفظ می کند; که دولتش مبتنی بر یک عقاید الهی ـ دینی باشد; تا خودش را مسئول پیش یک قدرت بزرگ بداند , ... آنی که انسان رابه راه می آورد و راهش را معین می کند , آن « دیانت » است , ... آن اعتقاد به یک مبدا و معاد است , ... تا یک نقطه ی معنوی نباشد , بشر « اصلاح » شدنی نیست . اصلاح بشر , حفظ « حقوق بشر » نمی شود; الا اینکه نقطه ی اتکایش , یک مبدا معنوی باشد . (37 ) به همه ی مسئولان کشورمان تذکر می دهم ; که در تقدم ملاکها , هیچ ارزش و ملاکی مهم تر از « تقوا » و « جهاد » در راه خدا نیست . و همین تقدم « ارزشی » و « الهی » باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسوولیت ها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه ی « سنت ها » و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود , ... مصلحت پا برهنه ها و گودنشین ها و مستضعفین , بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و « متمکنین » و مرفهین گریزان از جبهه و جنگ و تقوا مقدم باشد , ... و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند . (38 ) در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزون تر از آن کسی است ; که تقوا داشته باشد , نه ثروت و مال و قدرت , و همه ی مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظف اند; که با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند; تا متمکنین و مرفهین , و در کنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن , افتخار بزرگی است , که نصیب اولیا شده و عملا به شبهات و القاآت خاتمه می دهد . (39 ) 2 ـ ساده زیستی و روحیه ی مردم گرایی مدیران اداره ی امور مملکتی حکومت اسلام و شخص اول , که خلیفه است , بر مسلمین و به منزله ی سلطان است , نسبت به مسلمین . زندگی عادی اش از افراد طبقه ی سه پایین تر , و با مردم , با همین طبقه ی فقرا , هم درجه در زندگی هستند , ... حکومت اسلام مثل حکومت های دیگر از قبیل سلاطین , یا روسای جمهوری نیست . حاکم اسلام , حاکمی است ; که در بین مردم , در همان مسجد کوچک مدینه می آمد , جلوس می کرد , ... و آنهایی که مقدرات مملکت دست شان بود , مثل سایر طبقات مردم در مسجد اجتماع می کردند , و طوری بود; اجتماع شان , که , کسی که از خارج می آمد , نمی فهمید; که کی رئیس مملکت است و کی صاحب منصب است . و کی از فقراست . لباس همان لباس فقرا و « عشرت » همان « عشرت » فقرایی . و در اجرای عدالت طوری بود; که اگر چنانچه یک نفر از پائین ترین افراد ملت , بر شخص اول مملکت , بر سلطان , بر رعیت , ادعایی داشت و پیش قاضی می رفت , قاضی شخص اول مملکت را احضار می کرد و او هم حاضر می شد; و اگر چنانچه حکم بر خلاف او می کرد , حاکم تسلیم بود . (40 ) « فرق ما بین رژیم طاغوتی و رژیم اسلامی این است ; که در رژیم طاغوتی مردم و دولت (از هم جدا) بودند , ... اما در رژیم اسلامی , دولت و ملت از هم جدا نیستند , باهم اند و دوست و برادرند » . (41 ) پاورقی : 22 ـ همان , ج 8 , ص 470 23 ـ قصص , 5 24 ـ همان , ج 6 , صص 454 ـ 452 25 ـ همان , ج 3 , صص 305 ـ304 26 ـ همان , ج 21 , ص 145 27 ـ همان , ج 6 , ص 173 28 ـ همان , ج 4 , صص 162 ـ161 29 ـ همان , ص 239 30 ـ همان , صص 404 ـ402 31 ـ همان , ج 3 , ص 222 32 ـ همان , ج 11 , ص 417 33 ـ همان , صص 470 ـ469 34 ـ همان , ج 12 , صص 481 ـ480 35 ـ راهنمای انسانیت ; فهرست موضوعی نهج الفصاحه , تنظیم کننده : مصطفی فرید تنکابنی , تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی , 1374 , ص .449 36 ـ صحیفه ی امام , پیشین , ج 13 , ص 97 37 ـ همان , ج 4 , صص 404 ـ402 38 ـ همان , ج 20 , ص 333 39 ـ همان , صص 341 ـ339 40 ـ همان , ج 4 , صص 418 ـ417 41 ـ همان , ج 9 , ص 221 امام خمینی : به همه ی مسئولان کشورمان تذکر می دهم ; که در تقدم ملاکها , هیچ ارزش و ملاکی مهم تر از « تقوا » و « جهاد » در راه خدا نیست . و همین تقدم « ارزشی » و « الهی » باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدی مسوولیت ها و اداره ی کشور و بالاخره جایگزین همه ی « سنت ها » و امتیازات غلط مادی و نفسانی بشود , ... مصلحت پابرهنه ها و گودنشین ها و مستضعفین , بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و « متمکنین » و مرفهین گریزان از جبهه و جنگ و تقوا مقدم باشد , ... و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند امام خمینی : در حکومت اسلامی بهای بیشتر و فزون تر از آن کسی است ; که تقوا داشته باشد , نه ثروت و مال و قدرت , و همه ی مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظف اند; که با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند; تا متمکنین و مرفهین , و در کنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار د ادن , افتخار بزرگی است , که نصیب اولیا شده و عملا به شبهات و القاآت خاتمه می دهد
|
|
سهشنبه ۱٥ دی ،۱۳۸۸ - اسفندیاری | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| همایش بین المللی ایران فرهنگی: گذشته، حال و آینده |
همایش بین المللی ایران فرهنگی: گذشته، حال و آیندهایران فرهنگی مجموعه ای از حوزه نفوذ و تأثیر گذاری فرهنگ ایرانی است که صرف نظر از گستره سیاسی در منطقه و جهان طی ادوار مختلف شکل گرفته و از طریق عناصری مانند زبان و ادبیات، دین، هنر، میراث فرهنگی و ... تأثیر خود را بر جای گذاشته و همچنان منشأ اثر می باشد. با توجه به ضرورت تأمل دانشورانه در این موضوع، مؤسسه مطالعات ملی با مشارکت و همکاری تعدادی از دانشگاه ها و مراکز علمی ـ پژوهشی، همایش بین المللی ایران فرهنگی: گذشته، حال و آینده را در سال 1387 برگزار می کند. کمیته برگزار کننده همایش امیدوار است این همایش با اهتمام و شرکت استادان دانشگاه ها و محققان و ایران پژوهان از سراسر جهان مواجه شده و نقش بسزایی در شناسایی ابعاد و دامنه موضوع یادشده ایفا نماید. الف) اهداف1. شناسایی گستره فرهنگی ایران در گذشته، حال و چشم انداز آینده
|
|
چهارشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| همایش بین المللی ایران فرهنگی |
جایگاه دین در ایران فرهنگی 'ایران فرهنگی' - که مجموعه ای از حوزه نفوذ و تاثیرگذاری فرهنگ ایرانی است و صرف نظر از گستره سیاسی در منطقه و جهان طی ادوار مختلف شکل گرفته و از طریق عناصری مانند زبان، ادبیات، دین، هنر، میراث فرهنگی و ... تاثیر خود را بر جای گذاشته است و همچنان منشاء اثر می باشد - موسسه مطالعات ملی با مشارکت پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و همکاری تعدادی از دانشگاهها و مراکز علمی - پژوهشی، همایش بین المللی 'ایران فرهنگی؛ گذشته، حال و آینده' را در سال 1387 برگزار می کند. کمیته برگزار کننده همایش ابراز امیدواری کرده که این همایش با اهتمام و شرکت استادان دانشگاهها و محققان و ایران پژوهان از سراسر جهان مواجه شده و نقش بسزایی در شناسایی ابعاد و دامنه موضوع یادشده ایفا کند. مقالات دریافت شده در محورها و موضوعات ارائه شده پس از داوری در کمیته علمی همایش، در دو سطح چکیده و مقالات برگزیده به شکل کتاب چاپ خواهد شد. همچنین مقالات ممتاز و مبتنی بر پژوهشهای اصیل پس از مراحل ارزیابی در فصلنامه علمی - پژوهشی 'مطالعات ملی' نیز منتشر می شود. کمیته برگزاری همایش از صاحبنظران و ایران پژوهان انتظار دارد در نگارش مقالات، بعد توصیفی، آسیب شناسی و ارائه راهکار را مد نظر قرار دهند. برای مثال انتظار می رود موضوع 'تعاملات علمی - فرهنگی در حوزه ایران فرهنگی' بر پاسخگویی بدین پرسشها معطوف شود که وضعیت گذشته و کنونی تعاملات علمی - فرهنگی چگونه بوده و هست؟ چه آسیبها و موانعی فراروی این نوع تاملات وجود دارد؟ و برای فائق آمدن بر این موانع چه فرصتهایی موجود و راهکارهایی قابل پیشنهاد است؟' شناسایی گستره فرهنگی ایران در گذشته، حال و چشم انداز آینده، هم اندیشی ایران پژوهان برای مطالعه علمی گستره ایران فرهنگی، بازشناسایی حوزه فرهنگی ایران برای ایران پژوهان و ایران دوستان، ظرفیت سازی برای همگرایی فرهنگی منطقه ای و حوزه تمدنی و شناسایی و احیای هویتی در گستره جهانی، اهداف این همایش است. موضوعات پیشنهادی همایش در بخش جایگاه دین در ایران فرهنگی
· قرآن و عترت
· نقش و جایگاه شخصیتها و نهادهای دینی در همگرایی فرهنگی
v ایرانیان مقیم خارج از کشور v نهادها و شخصیتهای متأثر از فرهنگ ایرانیان v نهادهای فعال خارج از کشور ( جامعه المصطفی(ص) العالمیه، فرهنگ و ارتباطات، مجمع جهانی اهل بیت (ع)، شخصیتها و...)
مجمع جهانی اهل بیت(ع)، جامعه المصطفی(ص) العالمیه، سازمان فرهنگ و ارتباطات، نهادهای اعزام مبلغ، سازمان حج و زیارت، صدا و سیما و ....
· ادیان و مذاهب 1. ایرانیان و همزیستی مسالمت آمیز ادیان و مذاهب 2. ایرانیان و گفتگوی ادیان و مذاهب 3. سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در همگرایی فرهنگی 4. و... · معماری و هنر 1. جایگاه اماکن دینی و مذهبی (جمکران، امامزاده و ....... ) در تحکیم و همگرایی فرهنگی ایرانیان 2. بررسی ریشه های فرهنگی ـ دینی گرایش ایرانیان و مسلمانان به اماکن دینی 3. بررسی راه های گسترش فضاهای مذهبی و تاثیرآن بر همگرایی فرهنگی 4. تاثیر هنر و معماری ایران در جهان اسلام · نقش رسانهها در همگرایی فرهنگی:
· گردشگری دینی
2. سفر به مراکز مذهبی ایران با تاکید بر قم و مشهد 4. مدارس مذهبی و تاثیر آن بر همگرایی فرهنگی ý شزایط و زمان ارسال مقالات *مقالات باید منطبق با معیارهای علمی معتبر تنظیم و تدوین شده باشند. *خلاصه مقالات (200 – 250 کلمه ) تا تاریخ ۱۰/8/1387 به دبیر خانه همایش ارسال شود. *متن نهایی مقالات ( حروفچینی شده) با حجم 15 تا 20 صفحه در نرم افزار ( word2003) XP با فونت 14 حداکثر تا ۱۵/9/1387 به دبیر خانه همایش ارسال شود. *زبان اصلی همایش فارسی است و مقالات به زبان انگلیسی نیز پذیرفته می شود. *برای اطلاع بیشتر به نشانی اینترنتی www.rinsweb.org مراجعه شود ویا با تلفنهای تهران 88722843 – 88711600 تماس گرفته شود. *مکاتبه با دبیر خانه همایش از طریق آدرس الکترونیکی صورت می پذیرد. *زمان برگزاری همایش 23 و 24 دی ماه خواهد بود. |
|
چهارشنبه ۸ آبان ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| اولین نشست مسوولین حوزه علمیه مجازی |
اولین نشست صمیمی مسئولین حوزه علمیه مجازی با آموزشیاران دروس الکترونیکی در روز چهارشنبه مورخه 2/5/87 در دفتر فناوری اطلاعات، جلسهای با موضوع «بررسی مسائل مربوط به فرآیند بازتولید محتوایی الکترونیکی» و با هدف معارفه بیشتر آموزشیاران و مسئولین حوزه علمیه مجازی و آشنایی آموزشیاران با سیاستهای موجود در آموزش مجازی با حضور آقایان: حجةالاسلام والمسلمین حسینی(مسئول محترم دفتر فناوری اطلاعات و حوزه علمیه مجازی)، مهندس جعفری(قائم مقام دفتر فناوری)، دکتر سیاحت(معاون پژوهش حوزه علمیه مجازی) و سایر همکاران محتوایی و آموزشیاران محترم برگزار گردید. دکتر سیاحت معاون پژوهش حوزه علمیه مجازی نیز به بیان اهمیت آموزش مجازی در عصر حاضر و لزوم بیعیب و نقص بودن تولید دروس الکترونیکی در حوزه ـ به علت در معرض نقد همگان بودن ـ پرداختند. در ادامه جلسه، به معارفه آموزشیاران و اعضای واحد محتوایی آموزش مجازی پرداخته شد و همچنین خلأهای موجود در بخش پژوهش مطرح گردید و آموزشیاران به بیان نظرات و دیدگاههای خود در راستای حل مشکلات پیش روی تولید دروس الکترونیکی پرداخته و خلاءهای موجود در فرایند تولید محتوای آموزش الکترونیکی را بررسی نمودند. |
|
سهشنبه ۸ امرداد ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| نحوه نگارش پایان نامه |
· یکی از اهداف نگارش هر پایان نامه، در اصل آشنا نمودن دانشجو با نحوه نگارش و تنظیم یک مبحث علمی است. · پایان نامه نوشته ای است شامل چکیده پایان نامه به فارسی، فهرست تفصیلی مطالب، فهرست تصاویر، جداول و نمودارها، مقدمه و تاریخچه مختصر، مروری بر کارهای انجام شده و آخرین اطلاعات تئوری، عملکرد تحقیقی و عملی نتایج، بحث و پیشنهادات، فهرست منابع و ماخذ و چکیده پایان نامه به انگلیسی که توسط دانشجو و با هدایت و نظارت استاد راهنما و همکاری استاد مشاور (در صورت داشتن) تنظیم و تدوین می شود. · رعایت این تذکرات از جانب دانشجویان برای رعایت هماهنگی بین پایان نامه ها الزامی است. · موضوعات هر پایان نامه را با توجه به تعریف فوق و به ترتیب تقدم ذیل می توان دسته بندی نمود: · · - فرم زرکوب روی جلد فارسی(در صورتیکه ارائه پایان نامه بصورت مجلد باشد.) · - فرم داخل جلد به فارسی · - بسم الله الرحمن الرحیم · - تقدیم (اختیاری می باشد) · - چکیده پایان نامه به فارسی · - تقدیر و تشکر(اختیاری می باشد) · - فهرست مطالب · - فهرست اشکال · - فهرست جداول · - متن پایان نامه · - نتایج و تحقیقات آتی · - پیوستها(ضمیمه 1، ضمیمه 2، ...) · - مرجعها و ماخذها · - چکیده پایان نامه به انگلیسی · - فرم داخل جلد به انگلیسی · · ترتیب درج مطالب پایان نامه · الف- برگهای ابتدای پایان نامه · برگ اول (فرم داخل جلد به فارسی) : این قسمت باید دقیقاً طبق فرمت داده شده اعمال گردد. · · برگ سوم (تقدیم) : در صورت تمایل دانشجو می تواند پایان نامه خود را به شخصیتی و یا ... تقدیم نماید، که در این صفحه درج می گردد. · برگ چهارم (چکیده) : هر پایان نامه بایستی با چکیده آغاز گردد که شامل بحث پیرامون موضوع پایان نامه، شیوه های تحقیق و نتیجه کلی است . دانشجو موظف است این چکیده را به زبان فارسی تهیه و در این برگ از پایان نامه درج نماید. · برگ پنجم (تقدیر) : دانشجو می تواند در صورت تمایل در این صفحه از کسانی او را در تهیه پایان نامه یاری نموده اند تقدیر نماید. · برگ ششم (فهرست مطالب) : دانشجو بایستی فهرست مطالب که همراه با شماره صفحه مربوطه در این قسمت درج نماید. · دانشجو باید پس از درج فهرست مطالب پایان نامه، فهرست اشکال را به صورت جدا از فهرست مطالب درج نماید. · دانشجو باید پس از درج فهرست اشکال پایان نامه، فهرست جداول را به صورت جدا از فهرست اشکال درج نماید. · · مقدمه : این قسمت شامل هدفهای مورد نظر در پایان نامه، روشها و نحوه انجام تحقیق و نتایج حاصل از آن باشد. اغلب منابع مروری (Literature Review) نیز در این قسمت انجام می پذیرد. همچنین ذکر اهمیت موضوع تحقیق در رابطه با توسعه کشور توصیه می شود. · توضیح ساختار پایان نامه با ذکر مختصر از مطالبی که در فصلهای مختلف آورده شده است ضروری است. · فصلها : متن هر پایان نامه شامل چندین فصل و هر فصل شامل چندین بخش خواهد بود. هر فصل را می توان با یک مقدمه کوتاه آغاز و بایک نتیجه گیری مختصر به اتمام رساند. هر فصل باید به شکلی که در بخش بعدی در باره آن توضیح داده خواهد شد شماره گذاری گردد. · بنا به نظر دانشجو و تایید استاد راهنما مطالب مختلف پایان نامه در چند فصل مختلف دسته بندی می گردد. در فصل آخر بایستی به نتایج بدست آمده، بحث و پیشنهادات لازم پرداخت. · فصل آخر : فصل آخر باید با توجه به مطالب عنوان شده به ویژه در مقدمه به نگارش درآید. مقایسه نتیجه های بدست آمده با هدفهای از قبل تعیین شده در مقدمه، دستیابی های نوین در این فصل ذکر می شوند و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. در ضمن ارائه دهنده پایان نامه در این فصل به عنوان پیشنهاد برای تحقیقات بعدی، به طرح چند موضوع در راستای تحقیقات خود می پردازد. · · پس از اتمام مطالب پایان نامه پیوستها قرار می گیرند. قسمت اصلی متن پایان نامه نباید دارای داده های (data) غیر ضروری، برنامه نرم افزاری و یا چگونگی بدست آوردن معادلات ریاضی باشد، چنین مطالبی باید در پیوست آورده شود. · · پس از اتمام بخش پیوستها، باید مراجع درج گردد. به طور کلی چنانچه برای مطلبی از منبعی استفاده شود، ذکر آن مرجع در لیست مراجع پایان نامه الزامی می باشد. در این گونه موارد مطلب بین دو گیومه نوشته می شود و بلافاصله بعد از آن علامت [ ] درج می گردد که در داخل آن شماره منبع مذکور به ترتیب عددی از اول پایان نامه قرار می گیرد. مثلاً پانزدهمین منابع استفاده شده بعد از ذکر مطلب مربوطه در داخل گیومه اینگونه آورده می شود: [15[ · گاهی اوقات در نقل خلاصه، یک مقاله که توسط یک شخص نگارش یافته است در یک جمله ذکر می شود که در اینگونه موارد به شرح زیر اقدام می کنیم : · علی ریاضی [ ] ، آرایش کنترل آداپتو را تنها راه حل کنترل سیستم های ربات می داند. · · برگ ماقبل آخر (چکیده انگلیسی پایان نامه) : چکیده پایان به انگلیسی ترجمه همان چکیده فارسی می باشد که در ابتدای پایان قرار گرفته است. · برگ آخر (فرم انگلیسی ): اینبرگ بایستی دقیقاً مانند فرمت داده شده اعمال گردد. · · شماره گذاری و ارائه منابع · شماره گذاری متن : · صفحه های فرم داخل جلد و بسم الله الرحمن الرحیم، شماره گذاری نمی شوند. صفحات بعدی به ترتیب حروف ابجد شماره گذاری می گردند. شماره گذاری با عدد از مقدمه و تا انتهای پایان نامه (پیوستها) ادامه خواهد داشت. در شماره گذاری اعداد باید در وسط و پایین صفحه قرار گیرند. · هر رابطه و یا معادله ریاضی به وسیله دو عدد توسط یک خط فاصله از یکدیگر تمیز داده و مشخص می گردند. عدد سمت چپ نشانگر شماره فصل و عدد سمت راست نشانگر شماره ترتیب روابط در هر فصل می باشد. مثلاً رابطه چهارم در فصل پنجم را به صورت زیر باید نشان داد : (4-5) · · شماره گذاری جداول و نمودارها: · در هر فصل هر جدول (شکل) با درج شماره فصل شکل (جدول) درآن فصل شماره · · ارائه منابع: · نویسنده · عنوان مقاله · منابع: کنفرانس، ژورنال علمی و .... · صفحات · سال انتشار · S. Nicosia and P. Tokei "Model Reference Adaptive Control Algorithms for Industerial Robots" Automatica vol. 20, No. 5, pp. 635-644(1984). · در مورد کتاب: · نویسنده - عنوان کتاب - ناشر - سال انتشار · J.J Craig, (Introduction to Robatics : Mechanics and Control,) Addison Wesley. 1986. · · چگونگی تایپ پایان نامه · در تایپ پایان نامه رعایت موارد زیر لازم می باشد: · تمامی پایان نامه باید با یک فونت تایپ شود. · تمامی متن پایان نامه، معادلات ریاضی، علائم بکار برده شده باید به وسیله کامپیوتر تایپ شوند. · متن یا فرمول دست نویس پذیرفته نمی شود. · تمامی جداول و نمودارهای باید کامپیوتری باشد · حاشیه متن از سمت راست و چپ هر صفحه پایان نامه 3 سانتی متر و حاشیه های بالا و پایین نیز باید 5/2 سانتی متر باشد. این دستور شامل متن، نمودارها و دیگر قسمت های پایان نامه نیز می باشد. · توصیه می شود پس از تایپ پایان نامه تکثیر در هر دو روی کاغذ انجام شود. · · توصیه ها · جملات متن حتی الامکان کوتاه و مطابق قواعد دستور زبان فارسی باشد. · در قسمت مرور بر منابع مطالعاتی، در پایان جمله یا پاراگراف مورد استفاده، ماخذ یا شماره منبع مشخص گردد. این شماره در داخل قلاب نوشته شود . [ ] · کلیه واحد ها در سیستم SI داده شود. کاربرد سیستم متری و یا اینچی در کنار واحدهای SI مانعی ندارد. · حتی الامکان از علامتهای استاندارد استفاده شود. در غیر اینصورت در اولین صفحه بعد از چکیده علامتهای به کار رفته تعریف شوند. · در صورتیکه تصویری به صورت کپی در پایان نامه ارائه شده است باید کاملاً واضح و از کیفیت خوبی برخوردار باشد. · به طور کلی اهمیت پایان نامه صرفاً به نوآوری نگارنده بستگی دارد. لذا از مطالب تکراری، کلاسیک و متعلق به دیگران فقط به صورت اختصار کمک گرفته شود. · نوشتن برنامه های کامپیوتری به طور مفصل در پایان نامه ضرورت ندارد و تنها ذکر قسمتهای مهم و احتمالاً تغییراتی که در برنامه اصلی کامپیوتر به علت موضوع مورد بحث پایان نامه پیش آمده کافی است. این مهم حداکثر از (2 یا 3) صفحه نباید بیشتر باشد. · کاغذ مورد استفاده برای نوشتن پایان نامه باید از قطع A4 انتخاب شود. · تایپ متن پایان نامه بوسیله کامپیوتر باشد. · |
|
شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| روش نگارش وتدوین مقالات علمی _ پژوهشی |
تعریف پژوهش پژوهش، فرایند پردازش اطلاعات است که مهمترین ویژگیاش زایایی، باروری و تولید علم در تاریخ آن علم میباشد و دارای هویت جمعی است. آنچه در کتب و منابع یافت میشود دادههاست. پس از سنجش و گزینش، دادهها به اطلاعات تبدیل میشوند، با پردازش اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها در مقاله، تولید علم صورت میگیرد. پژوهش، فرایند تولید علم است برخلاف بسط اطلاعات دیگران که توسعه است نه پژوهش. پژوهشگر مانند زنبور عسل است که چیز جدید تولید میکند نه مثل مورچه که فقط اطلاعات را جمع میکند. شأن مقاله این است که در مقیاس تاریخ آن علم، تولید علم کند. مقاله علمی پژوهشی، باید نوآوری داشته باشد و پیدا کردن حرف جدید در تاریخ یک علم که قبلاً نبوده، کار دشواری است. این نوآوری فقط در نظریهپردازی نیست بلکه میتواند زبان جدید، روش جدید، مسأله جدید، تعریف جدید و... در تاریخ علم باشد. اگر جهتگیری مقاله ترویجی و اطلاعرسانی باشد، مجلات علمی پژوهشی آن را چاپ نمیکنند. مراحل پژوهش در پژوهش، آغاز کار، روبرو شدن با مشکل است. محقق باید با تاکتیکهای خاصی، مشکل را به مسأله تبدیل کند. سپس فرضیه بدهد، آن را آزمایش کند و به این ترتیب، به یک نظریه برسد که مسأله را حل کند. فرضیه، پاسخ اولیه محقق به مسأله است. البته روش آزمون در علوم مختلف، متفاوت است. اگر مشکل به مسأله تبدیل نشود یک فعالیت موضوع محور انجام خواهد شد در حالیکه پژوهش یک فعالیت مسأله محور است. در تحقیقات مسأله محور، امکان مغالطه کمتر خواهد بود. بنابراین مقالات بایستی جهتگیری مسأله محوری و پژوهشی داشته باشند. ساختار مقالات علمی- پژوهشی با فرض اینکه فیشها و اطلاعات فراهم است، به توضیح ساختار مقاله میپردازیم. هر مقاله ساختاری دارد که متشکل است از: عنوان، چکیده، طرح مسأله(مقدمه)، بدنه اصلی مقاله، نتیجه و منابع. 1. عنوان عنوان مقاله بایستی اولاً تکراری نباشد؛ ثانیاً تطویل بلاضرورت نداشته باشد؛ ثالثاً ابهام و نارسایی نداشته باشد. و رابعاً خطابی یا شعرگونه نباشد. انتخاب عنوان مثل بسته بندی یک جنس خوب است که اگر با ملاکهای صحیح صورت نگیرد جنس هم ضایع میشود. در عنوان نباید تعبیراتی همچون: "آشنایی با"، "نگاهی به"، "درآمدی بر" و امثال آنها آورده شود. عنوان باید مشیر به مسأله مورد تحقیق باشد. به عنوان نمونه اگر عنوان مقالهای "تحقیقی درباره ایمان" باشد دو اشکال دارد: اولاً عبارت "تحقیقی درباره" نباید آورده شود زیرا استدراک میباشد. ثانیاً عنوان، مشیر به مسأله نیست. اما عناوینی همچون: "تحولپذیری ایمان" و "طلب ایمان از اهل ایمان" عناوین درستی هستند. در عنوان مقاله پژوهشی اصل بر اختصار است برخلاف مقالات آموزشی که عنوان بایستی توصیفکننده باشد و اصل بر ایضاح است نه اختصار. 2. چکیده چکیده مقاله، آمیزهای از طرح موضوع و ضرورت موضوع است. چکیده باید آینه تمامنمای مقاله باشد. فلسفه آوردن چکیده، دو مطلب است: 1. چکیده مقاله در پایگاههای اطلاعرسانی اینترنت قرار میگیرد تا سایر محققان از حاصل تلاش نویسنده بهرهمند و مطلع گردند. 2. چکیده، محتوای مقاله را در اختیار خواننده قرار میدهد تا وی تصمیم بگیرد که مقاله را بخواند یا نه. به لحاظ اخلاق حرفهای نباید وقت خواننده بیجهت تلف شود. چکیدهنویسی مهارت میخواهد و در آن بایستی به چند پرسش پاسخ داده شده باشد: اول اینکه مسألهام چیست؟ دوم اینکه چرا طرحش کردهام؟ سوم اینکه چه نظریاتی در این زمینه وجود دارد؟ و چهارم من به چه نظریهای رسیدهام؟ چکیده باید نظر جامع را نشان دهد، نظریات رد شده و علت رد شدنشان را به خواننده ارائه کند. ادبیات چکیده، همان ادبیات مقاله است. چکیده نباید گزارش یا فهرست باشد و در آن ارجاع نمیدهند، مثال نمیزنند. چکیده در حدّ یک یا دو پاراگراف و تقریباً 75 کلمه (5+75کلمه) است. چکیده را بعد از آنکه مقاله تکمیل شد مینویسند. 3. کلیدواژه مقاله برخلاف کتاب، فهرست ندارد. کلیدواژه به جای فهرست است، کلیدواژه، کلید است از جنس واژه، نه واژههای کلیدی. نویسنده باید مباحث مهم خود را به صورت تکواژه جستجو کند و به صورت کلیدواژه نشان دهد. تعداد کلیدواژهها حدود 6 کلمه (1+6کلمه) است. 4. طرح مسأله(مقدمه) واجبترین عنصر در مقاله، طرح مسأله است. اگر طرح مسأله با مهارت صورت گیرد باعث میشود نویسنده از این شاخه به آن شاخه نپرد و به حواشی نپردازد. چهار مطلب را باید در طرح مسأله مطرح نمود: 1. مسأله پژوهش حاضر چیست. مسأله را تعریف میکنید و اگر مشتمل بر مسائل ریزتر است ذکر مینمایید. هر چه دقیقتر، بهتر؛ مثلاً در مورد مقاله "طلب ایمان از اهل ایمان" مسأله به این شکل طرح میشود: خداوند در آیه 136 سوره نساء مؤمنان را مخاطب خود قرار داده و ایمان آوردن را از آنها طلب میفرماید. در این آیه شریفه از طرفی خطاب به کسانی است که متلبس به ایمانند: (یا ایها الذین آمنوا) از سوی دیگر، از آنها میخواهد که ایمان بیاورند: (آمِنوا) مفهومش این است که مؤمنان ایمان ندارند. در حقیقت در این آیه اجتماع سلب و ایجاب صورت پذیرفته است و این مسأله ماست. چند تذکر الف- مشکل و مسأله از یکدیگر متمایزند. عبور از مشکل به مسأله، همان طرح مسأله است که تکنیکهایی دارد. ب- باید مسأله طرح شود نه مسألهنما (مسأله کاذب). به عنوان نمونه، سؤال از اینکه خدا قبل از آفرینش جهان چه میکرده است؟ مسألهنماست نه مسأله زیرا قبل از آفرینش، زمان وجود نداشته است به عبارت دیگر باید بگوییم قبل از زمانی که زمان وجود نداشته است خدا چه میکرده است؟ که این مسألهای کاذب است. ج- در طرح مسأله باید توجه کنید که آیا با مسأله روبرو هستید یا مبانی تا مبانی را داخل مسأله ننمایید. مثلاً در مقاله "علوم مورد نیاز اجتهاد" نباید به مباحثی همچون اجتهاد چیست؟ تقلید چیست؟ شرایط اجتهاد و سایر مبادی تصوریه و تصدیقیه به صورت مفصل پرداخته شود بلکه این مطالب را باید مختصر مطرح و به پینوشت ارجاع داد. د- مسأله نباید القاءکننده باشد. به عنوان نمونه نباید مطرح شود که: چرا جوانان، بیدین شدهاند؟ این مطلب القاءکننده است. زیرا قبل از آنکه مطلب اثبات شود به شکل مسأله طرح شده است. القاء عبارت است از جستجو از علت بدون اثبات و توصیف دقیق مطلب. ه- با طناب پوسیده "یا" نبایستی مسأله طرح شود. متأسفانه غالب مقالات ضعیف این گونهاند. مثلاًَ: اگر عنوان مقالهای "حق یا تکلیف"، باشد دچار بنبست موهوم "یا" میباشد یعنی در حالی که منع جمعی وجود ندارد اما ایهام مانعهالجمع بودن را به وجود میآورد. عناوین "علم یا ثروت"، "علم یا دین"، "دین یا آزادی" نیز چنین هستند. 2. در پاراگراف دوم طرح مسأله، پیشینه و ضرورت مسأله مطرح و نوآوری آن را منعکس میکنند. 3. پاراگراف سوم مشتمل بر روش مطالعه، فرضیه و پیشفرضهاست. مثلاً روش مطالعه روش تجربی است یا تاریخی یا تطبیقی یا دروندینی یا ... اگر پیشفرضها مفصل هستند، بعد از طرح، باید اولین عنوان فرعی را عبارت "پیشفرضها" قرار دهید. 4. در طرح مسأله، باید ساختار مقاله مشخص شود اینکه مقاله چند بخش یا فصل دارد. طرح مسأله، کاری را که صورت خواهد پذیرفت تبیین میکند برخلاف چکیده که کار انجام شده را بیان میکند. 5. بدنه اصلی مقاله بدنه اصلی مقاله شامل مباحثی است که تلاش میکند فرضیه شما را به کرسی بنشاند، نظریات رقیب را نقد و نظریه خود را به خوبی مستدل کند. در مورد عناوین بدنه اصلی، چند نکته مهم است: 1. عنوان سرگردان نداشته باشید؛ معلوم شود هر عنوان زیرمجموعه کدام عنوان است، در عرض عنوان قبلی است یا زیرمجموعه او. 2. پیشفرضها باید مطرح شوند همچنین به فرضیههای رقیب یعنی پاسخهایی که تاکنون به مسأله مقاله داده شده پرداخته شود. 3. فرضیه نویسنده مطرح و اثبات گردد. 4. اشکالات احتمالی که میتواند بر مقاله وارد شود مطرح و پاسخ داده شود. 6. نتیجه نتیجه، جوابی است که به مسأله دادهایم. در نتیجه، مقدمه چینی، ارجاع و دلیل را نمیآوریم. برخی داورها نخست به سراغ چکیده و نتیجه و سپس به سراغ بدنه اصلی مقاله میروند. 7. تقدیر و تشکر در صورت نیاز به تقدیر و تشکر از افراد یا مؤسسات، این عمل در پایان مقاله قبل از منابع و مآخذ آورده میشود. 8. منابع و مآخذ دو روش منبعنگاری وجود دارد اولی روش ویرتیش است که ارجاعات را در پینوشت و دیگری روش هاروارد که ارجاعات را در درون متن میدهد. معیارهای داوری داوران داورها و ارزیابها چه معیارهایی را در رد یا قبول مقاله دخالت میدهند: 1. اولویت مسأله: که مسأله مقاله دارای اولویت یا اهمیت است یا نه؟ این اهمیت از چند جهت است: الف- به روز بودن و مبتلا به بودن. ب- جهتگیری تاریخی یا تطبیقی داشتن. ج- پاسخگوی خلأهای معرفتی بودن مثلاً مقالهای که مبانی ابنجوزی را در "موضوع انگاری حدیث" از کتاب "الموضوعات" ارائه دهد، یک رخنه معرفتی را پر نموده است. مهم بودن اینگونه مقالات به خاطر آنست که با شناخت مبانی آن اندیشمند، راه برای نقد وی باز و هموار میگردد. د- پاسخگوی نیازهای اجتماعی و جهانی؛ مثلاً اخلاق جهانی را طرح کند؛ به عنوان نمونه: "خیر برای همه". 2. استاندارد بودن عنوان: در مبحث "عنوان مقاله" به این مطلب پرداخته شد. 3. حساسیت داورها به رخنهها و خطاهای منطقی: مهم نیست چه حرفی میزنید. مهم این است که دلیل، دلیلی درست، صلاحیتدار و کافی باشد. 4. عدم تعصب نویسنده. 5. متناسب بودن روش با مسأله: هر مسألهای روش خاص خود را میطلبد. اگر مسأله تاریخی است باید به روش خاص تحلیلگر تاریخی، مسأله طرح و حل گردد. 6. غنا و عمق تحلیل: تحلیل بایستی غنی و ژرف باشد و نیز حضور نویسنده و تحلیلگر به چشم بیاید. به عبارت دیگر، سرتاسر مقاله "قال" و "یقول" نباشد بلکه به نحو چشمگیر "اقول" هم داشته باشد. 7. ناروا نبودن تعمیمها: تعمیم ناروا از مصادیق خطای منطقی است. نمیتوان با ذکر یکی دو مورد، مطلب را به همه موارد تعمیم داد. 8. به کار نبردن اصطلاحات غیرفنی: باید فرق بین اصطلاحات دقیقاً روشن باشد مثلاً در یک مقاله فقهی فرق "عام و مطلق" دقیقاً برای نویسنده مشخص باشد. 9. زبان خطابی نداشتن: زبان مقاله باید دقیق و مطابق با همان رشته علمی باشد. 10. عدم کلیگویی: ادعاهای گزاف با عباراتی چون: "گفته شده"، "میگویند" اشتباه است. بایستی گوینده سخن معین و مشخص باشد. 11. عدم فقر منابع" مصادیق فقر منابع عبارتست از: الف- فقدان منابع ب- استفاده از منابع دست چندم ج- فقدان منابع به روز د- استفاده از منابع غیرمعتبر ه- سوء استفاده از منابع به عبارت دیگر لشکرکشی منابع نباشد یعنی هدف نباید تکثیر بدون جهت منابع باشد. تذکر: در مورد مراجعه به اینترنت، در مقام نقد، به هر سایتی میتوانید ارجاع دهید. و نیز به برخی سایتهای آکادمیک (مراکز پژوهشی و آماری و... ) میتوان ارجاع داد. 12. عدم جهتگیریهای تجویزی توأم با ارزش داوری: لحن مقاله نباید بر اساس "باید و نباید" باشد بلکه باید بر اساس "هست و نیست" باشد. مثلاً باید بگوییم انبیاء معصوم هستند و دلایلش ذکر گردد نه اینکه انبیاء باید معصوم باشند. چند تذکر: 1. در مقالات پژوهشی، تعبیراتی مثل: "البته روشن است که" به کار نرود. زیرا اصل بر اختصار است. 2. در متن مقاله، یا نام صاحب اثر را بنویسید یا عنوان مختصر کتاب را. مشخصات کاملش را در بخش منابع بیاورید نه در متن مقاله. 3. مقاله فارسی باید تا آنجا که ممکن است با عربی مخلوط نشود. البته اگر بحث بر سر یک جمله عربی است، آن را مختصراً میآوریم. 4. نو بودن مقاله تنها به نو بودن مسأله نیست. اگر مطالعه نظاممندی در مورد مطلبی صورت نگرفته، چنین مطالعهای میتواند نو باشد. 5. در مقاله بهتر است نقل قول، غیرمستقیم و چکیده باشد؛ مگر آنکه یک قول، خودش محل نزاع باشد. در این صورت عین عبارت نقل شود. 6. عنوان مقاله میتواند پرسش یا شبه جمله باشد. 7. مقاله نباید طوری باشد که نویسنده، متهم به بیخبری بشود، لذا منابع جدید باید دیده شوند. 8. در بررسیهای تطبیقی، لازم است خطکشی شود؛ مثلاً فقه و حقوق خلط نگردند. 9. چند مسأله را در یک مقاله طرح نکنید زیرا حق هیچکدام ادا نخواهد شد بهتر است یک مسأله به صورت عمیق بررسی گردد. 10. به شرطی میشود به رسالهها و پایاننامهها ارجاع داد که توصیف و تصویر یک کتاب مهم و یا نقد باشند. 11. بدون نقشه اولیه، مقاله ننویسید. یعنی ساختار را قبلاً در ذهن یا روی کاغذ بیاورید. به چند سؤال پاسخ دهید: 1. دنبال چه هستم؟ 2. نوآوریام چیست؟ 3. از کجا به کجا میخواهم بروم؟ 12. کار گروهی انجام دهید (حداقل دو نفر). 13. قبل از فرستادن مقاله به مجله، آن را ویراستاری علمی و ادبی کنید یا دست کم به نقد عدهای برسانید. 14. حتماً تشکیل پرونده علمی بدهید: شناسایی منابع، نقد منابع و اعتبارسنجی، جمعآوری آنها به ترتیب تاریخی منابع. 15. مقاله را به هر مجلهای که میفرستید استاندارد آن را از نظر شکلی و روش ارجاع تقلید کنید. 16. فیشبرداری باید بهرهوری را افزایش دهد نه اینکه مانع باشد. فیشبرداری باید دو چیز را فراهم کند: 1. تمرکز ذهنی را افزایش دهد. 2. زمان را کاهش دهد. 17. مقوم پژوهش حجم مقاله یا حجم ارجاعات نیست. مهم این است که مطالب و ارجاعات معیوب نباشند. مقوم مقاله پژوهشی، نوآوری است. راهکارهای یافتن سوژه با آوردن نمونهای، روشن میشود که چگونه میتوان سوژه به دست آورد. موضوعی داریم به نام "ایمان". مسائل مربوط به آن عبارتند از: 1. حقیقت یا مقومات یا ارکان ایمان 2. نسبت ایمان با عمل 3. نسبت ایمان با معرفت 4. نسبت ایمان با عواطف روانی (مثل سلامت روانی، افسردگی و...) 5. فرآیند پیدایش ایمان در فرد 6. تحولپذیری ایمان 7. گونههای ایمان 8. اشتدادپذیری ایمان(یا مراتب ایمان) 9. ایمان در ادیان یا مذاهب مختلف. این نُه مسأله را در پنج محور ذیل ضرب کنید: 1. تصویر قرآنی هر کدام از مسائل نه گانه یادشده. 2. دیدگاه یک متکلم مثل خواجه طوسی درباره این مسائل. 3. بررسی تطبیقی دیدگاه یک مفسر با یک متکلم درباره هر یک از مسائل مذکور. 4. دیدگاه مولوی در مثنوی درباره این مسائل. 5. دیدگاه یک فیلسوف مثل ملاصدرا یا شهید مطهری درباره مسائل یاد شده. تذکر: بررسی تطبیقی میتواند مقایسه دروندینی با بروندینی یا مقایسه درون با درون، یا بیرون با بیرون باشد. مثلاً ایمان نزد علامه طباطبایی و آلپور یا نظر فلاسفه غرب و نظرات مولوی از موارد مقایسه دروندینی با برون دینی میباشد. با این ضرب کردن، صدها مسأله پیدا میشود، پس پیدا کردن سوژهها کار سختی نیست. کافی است از ذهن موضوع محورانه بیرون بیاییم. هر چه میزان مطالعه بیشتر و ذهن از اطلاعات انباشتهتر باشد، امکان این خروج بیشتر خواهد بود. آقای دکتر قراملکی: ماهنامه آموزشی، اطلاع رسانی معارف صفحات (20-24) شماره 32، دی 1384 |
|
شنبه ٥ امرداد ،۱۳۸٧ - اسفندیاری | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| کنفسیوس و زمامداران |
کنفوسیوس یکی از مردان بزرگ تاریخ و از حکیمان کشور چین بود. وی مقام بلندی در نشر افکار اخلاقی ، فضایل اخلاقی ، تدبیر امور جامعه و اداره امور کشور داشته است و از این راه خدمات بزرگی به جامعه بشری نموده است. اگر چه برخی حکیمان و دانشمندان معتقدند که مروج و بیان کننده تمام فضایل و ارزش های بشری انبیا بوده اند و این ارزش ها همه از وحی سرچشمه گرفته است، اما به هر حال ، نقش کنفوسیوس در گسترش این فضایل و نشر و تبلیغ آنها شایسته تقدیر و تحسین است . کنفوسیوس در حدود 550 سال قبل از میلاد حضرت مسیح (ع) در چین متولد شد . تولد او مقارن با دوران نا امنی ، هرج و مرج و پریشانی کشور چین بود. در این دوره ضعف حکومت ، ستم کاری و فساد اخلاقی در این کشور بیداد بیداد می کرد. وی سه ساله بود که پدرش از جهان رخت بربست و مادرش به تربیت و تعلیم او همت گماشت و در این راه از هیچ فداکاری کوتاهی نکرد |
|
چهارشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٦ - اسفندیاری | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| ابراز تمايل پاپ برای دیدار با دالایی لاما |
ابراز تمايل پاپ برای دیدار با دالایی لاما واتیکان همچنین هیچ اطلاعاتی درباره جزئیات دیدار سال گذشته پاپ و دالایی لاما منتشر نکرد و تنها اعلام کرد که دو رهبر دینی درباره موضوعات دینی به گفتگو پرداختند. خبرگزاریهای ایتالیا گزارش دادند که پاپ بندیکت شانزدهم در نظر دارد ماه دسامبر( آذر ماه) برای دومین بار با دالایی لاما در واتیکان دیدار کند.
واتیکان همچنین هیچ اطلاعاتی درباره جزئیات دیدار سال گذشته پاپ و دالایی لاما منتشر نکرد و تنها اعلام کرد که دو رهبر دینی درباره موضوعات دینی به گفتگو پرداختند. برخی گزارشهای تأیید نشده خبرگزاری های ایتالیایی تاریخ دیدار رهبر کاتولیکهای جهان و رهبر بودائیان تبت را 13 دسامبر (22 آذر) اعلام کرده اند اما واتیکان در این رابطه ابزار نظر نکرده است. دالایی لاما در سال 1959 به دنبال یک قیام ناموفق پس از اشغال نظامی تبت توسط ارتش کمونیست چین به هندوستان متواری شد و مبارزات غیرخشونت آمیز وی در سال 1989 جایزه نوبل صلح را برای این راهب بودایی به ارمغان آورد. از سوی دیگر چین در سال 1951، اندکی پس از به قدرت رسیدن حزب کمونیست، کاتولیکهای خود را به قطع رابطه با واتیکان وادار کرده است. پاپ 30 ژوئن با ارسال نامه ای به تمام کاتولیکهای چینی تلاش کرد این فاصله را پر کرده و وحدت را ممکن سازد. |
|
شنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٦ - اسفندیاری | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| ايران و آخرالزمان |
پيوند ايران و آخرالزمان در تورات خبرگزاري شيعه نيوز: خاخام ضد صهیونیست با بیان اینکه نام ایران با تعبیر «پوراس» در تورات به عنوان کشوری تاثیرگذار در وقایع آخرالزمان آمده، افزود: خاخامها و مقامات بلندپایه رژیم صهیونیستی به خوبی از این مسئله آگاهند. خاخام مُشه فریدمن ظهر روز چهارشنبه در نشستی مطبوعاتی در دفتر سازمان اسلامی دانشجویان با اشاره به نظر علمای یهودی در مورد آخر الزمان و ظهور منجی خاطرنشان کرد: یهودیان معتقدند که روزی مسیح خواهد آمد اما در اینکه منجی خود اوست، در بین علمای یهود شک وجود دارد. وی افزود: چنین به نظر میرسد که حضرت مسیح به همراه فردی میآید که او منجی است اما دقیقاً مشخص نیست او کیست. برای ما مهمتر از این که او کیست این است که ما خود را برای ظهور او آماده کنیم. وی با بیان اینکه بنابر آیات تورات کتاب عهد عتیق، منجی به همراه یاران خود بیتالمقدس را آزاد خواهد کرد، تصریح کرد: نشانههای این مسئله در حال وقوع است و ما خاخامهای یهودی، آمدن منجی را دور نمیبینیم. این روحانی یهودی با بیان اینکه اسم ایران به عنوان کشوری تاثیرگذار در آخرالزمان در کتاب تورات آمده است، اظهار داشت: در تورات اسم «پوراس» آمده که نام ایرانی دوران عهد عتیق در زبان ماست. معتقدم که ایران امروزی با آخرالزمان پیوند خورده و روزی مهدی به عنوان منجی خواهد آمد و احساس من و دیگر دوستان خاخام این است که این روز خیلی دور نیست. فریدمن با اشاره به مشکلاتی که صهیونیستها برای وی ایجاد کردهاند، اظهار داشت: من تحت تعقیب رژیم صهیونیستی قرار گرفتم و فرزندان من توسط آنها ربوده شدهاند تا من را وادار کنند هولوکاست را تائید کنم. دختر من در لندن در مدرسه عمومی مورد شکنجه قرار گرفته و طوری شد که او را به بیمارستان بردهاند. خاخام آمریکایی جامعه ارتدوکس اتریش خاطرنشان کرد: من به عنوان خطر شماره یک رژیم صهیونیست شناخته شدهام و در همه جا تحت تعقیب هستم. وی با اشاره به رویکرد صهیونیسم به ادیان الهی اظهار داشت: این درست است که در سراسر جهان از ادیان و مکاتب سوءاستفادههایی شده و گروههایی بودهاند با ایجاد بدعتهایی پیروان را از مسیر اصلی منحرف کردهاند. صهیونیسم نیز بدعتی در دین یهود است و اقدامات رژیم صهیونیستی باعث شده که یهودیان در سراسر جهان منزوی شوند. وی با بیان اینکه صهیونیسم میکوشد با تاکید بر تفاوتهای جزیی ادیان الهی آنها را دشمن هم جلوه دهد، خاطرنشان کرد: هدف اصلی صهیونیسم این است که به سمت فاشیسم و ماتریالیسم پیش برود که پایه آن در اتریش بنا نهاده شد و در مجارستان و لهستان منتشر گردید. این خاخام ضد صهیونیست با اشاره به برخی عقاید صهیونیستها اظهار داشت: صهیونیستها کتابی به نام «بنیان یهودیت» دارند که در آن به خوبی عقاید فاشیستی و ماتریالیستی خود را نشان دادهاند. به گفته فریدمن، در این کتاب آمده که صهیونیستها باید به کشورهای جهان بروند و همه کشورها را اشغال کنند. اما یهودیان معتقد به تورات معتقدند که باید به طرف خدا بروند و به خدا برسند همان طور که دین اسلام نیز برای تعالی مسلمانان آمده است. این خاخام آمریکایی آلمانیالاصل با بیان اینکه فلسطین و بیتالمقدس به عنوان بهترین مکانی از سوی صهیونیستها انتخاب شده که از طریق آن میتوانند با ادیان به مقابله برخیزند، خاطرنشان کرد: این در حالی است که در دین یهود آمده، اگر کوشش میکنید دین را تبلیغ کنید نباید از راه گناه و اشغال کشورها به این هدف برسید. وی با بیان این که صهیونیستها از تاریخ برای تثبیت موقعیت خود استفاده میکنند، افزود: جو بسیار بدی که صهیونیستها در برخورد با ادیان ایجاد کردهاند، باعث انزوای پیروان این دین و دلسردی بسیاری از یهودیان شده است. این خاخام با بیان این که صهیونیست در تاریخ سیری قهقرایی داشته، اظهار داشت: قضیه هولوکاست نیز دروغی بوده که توسط صهیونیستها ساخته شده تا در پرتو آن به اهداف خود برسند. وی در پاسخ به این سوال که چرا با ادعای کشورهای غربی مبنی بر امکان به نقد کشیدن هر چیزی از جمله دین، دولتمردان غربی اجازه تحقیق در مورد هولوکاست را نمیدهند، افزود: من دو سال قبل در کنفرانسی در مورد مذاهب در اصفهان حاضر شدم که به مناسبت تولد حضرت محمد بود. من در این کنفرانس در مورد تابو شدن هولوکاست صحبت کردم. این خاخام آمریکایی خاطرنشان کرد: دنیا به سمتی پیش میرود که همه کشورها مجبور بشوند هولوکاست را به عنوان یک اتفاق واقعی بپذیرند و به آن احترام بگذارند. هر کس بخواهد در مورد هولوکاست صحبت کند این خطر برای وی وجود دارد که موجب خشم حاکمان قرار گیرد. حاکمان نیز در دنیا در یک واهمه همگانی یا شاید یک رودربایستی قرار گرفتهاند و نمیتوانند حقیقت را اعلام کنند.
خاخام ضدصهیونیست با بیان این که نسل جدید اروپا به ناچار اطلاعات منحرفی از تاریخ دریافت میکند، یادآور شد: به همین خاطر، کسی معمولاً رغبتی برای ورود به مسئله هولوکاست را ندارد و اگر هم رغبت داشته باشد وارد شود، دچار خشم دولتها خواهد شد. وی با بیان اینکه تاثیر صهیونیستها را میتوان در فیلمهای هالیودی آمریکا نیز مشاهده کرد، افزود: ما از جمهوری اسلامی ایران متشکریم که این جرات را دارد و این مسئله را مورد توجه قرار داده است. اولین بار امام خمینی تفاوت بین صهیونیزم و یهودیت را اعلام کرد و این باعث مسرت ماست که مسلمانان جنایات صهیونیسم را به پای یهودیت نمینویسند. ما نیز حداکثر تلاش خود را برای اثبات دروغهای صهیونیستها انجام میدهیم. فریدمن تصریح کرد: نسل جدید ایران بنا به مشاهدات ما، نسلی هستند که به خوبی توان درک مفهوم صهیونیسم و تفاوت آن با دین یهود را دارند و دولتمردان ایرانی باید به این نسل خود افتخار کنند. این خاخام با بیان این که سفرهایی به نقاط مختلفی از جهان داشته و مشاهده کرده که دانش آموزان و دانشجویان خارجی، یک نوع احساس حسادت نسبت به دانشجویان ایرانی به خاطر آزادی برای بیان عقاید خود دارند، افزود: صهیونیستها تلاش میکنند بر روی ایران تاثیراتی داشته باشند و تلاشهایی در نسل جوان ایران انجام میدهند اما به نتیجه نخواهند رسید. فریدمن در پاسخ به این سؤال که صهیونیستها تناقض کشتار مردم فلسطین با مفهوم حقوق بشر را چگونه رفع میکند، خاطرنشان کرد: صهیونیستها بیان میکنند که ما برای تعالی بشر باید به سمت نابودی پلیدیها برویم تا موانع تعالی بشر را برداریم. این خاخام ضدصهیونیستی در پاسخ به این سؤال که راه حل خروج از بحرانی به نام اسرائیل چیست، گفت: ما برای از بین رفتن رژیم صهیونیستی نه از فلسطین بلکه در سراسر جهان دعا میکنیم و نماز میخوانیم. صهیونیستها در سراسر دنیا وجود دارند و کارهایشان را در کشورهای مختلفی انجام میدهند. ما نه تنها دعا میکنیم بلکه به طور علمی هم تلاش میکنیم به اهداف خود برسیم. وی با بیان اینکه ایران تنها کشوری است که در مورد مسئله فلسطین ایستادگی کرده و عملکردهایی حقیقی را در پرتو قرآن انجام داده، خاطرنشان کرد: هیچ راهی برای دستیابی به صلح وجود ندارد مگر این که رژیم صهیونیستی از بین برود و همه یهودیهای مقیم فلسطین به کشور خود برگردند و فلسطینان نیز به فلسطین باز گردند. |
|
پنجشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٦ - اسفندیاری | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| بــودا |
بــودا آيين بودا در محيط كاملا هندو ظاهر شد. با اينكه بودا پارهاي از معتقدات هندوان را طرد كرده و روش تازهاي براي نجات و گريز از دايره مرگ و حيات برگزيده بود، معذالك افكار و معتقدات او متأثر از رايحه اوپانيشادها و آيين هندو است. رايس ديويدس (محقق بزرگ بودايي) معتقد است كه گوتاما بودا هندو بدنيا آمد و هندو درگذشت ... فرق اساسي بين او و اساتيد ديگر هندو ناشي از جديت عميق و توجه خاص او به بشردوستي است. آيين قديم بودايي در ابتداي امر چون انديشهاي نوساخته، در رشته معنوي هندو جلوه نميكند و بودا خود همواره اذعان داشته است آييني كه وي به مكاشفه دريافت، راه كهن و طريقه جاوداني آريايي است. آيين هندو، كيش بودايي را غير متشرع و خارج از نظام خود دانست. زيرا كيش بودا در بدو امر، سنديت وداها را نميپذيرفت و آيين آتمان را كه اساس تعليمات اوپانيشاد بود تكذيب كرد. بودا ميگفته است: هر آنچه كه ضمير باطن انسان و اصل تغييرناپذير است، پندار و گماني بيش نيست و واقعيت ندارد و انسان اسير ناداني است و ناداني به چهارگونه متجلي است. |